وبلاگ گروهی کازرونی ها

 

 

برای من که یک دخترم، هیچ چیز بدتر نیست از این که تولد همجنس من ـ در شهری که من نیز متولد شده ام ـ چندان خوشایند نمی‌تواند باشد؛ از نگاه بعضی.

بعضی مثل همان خانمي که وقتی من و خواهرم متولد شده‌ایم و پدرم شیرینی می‌دهد، پرسیده است: « چی گیرش اومده؟ » و پاسخ را که می‌شنود با تعجب می‌گوید: « دو تا دختر!؟ » و بعد پدرم برخورد می‌کند و ...

این غم‌انگیز است. واقعاً غم‌انگیز است که زنهای ما تولد دختران را ناخوشایند و تولد پسران را نعمت بدانند. و غم انگیزتر اینکه مردان نیز. مردانی که همه در دامن یک زن پرورش می‌یابند.

یکی از آزار دهنده‌ترین نوع  ِ این آزار این است که حتی در صحبت کردن هم این دردِ بزرگ به چشم می خورد؛ فلانی صاحب بچه شد، فلانی صاحب دختر. البته حتی خبر دومی را هم کمتر می‌شنوید و وقتی نمی‌شنوید پی می‌برید! و خبر اولی را، اگر این فرخنده اتفاق بیفتد، با چهره‌ای گشوده پی خواهید برد و خواهید شنید، که منظور از « بچه » هر دو جنس نیست بلکه بچه یعنی پسر.

این جمله بسیار کهنه است اما تا زمانی که تفکراتی کهنه تر از آن وجود دارد باید گفته شود و خوانده؛ که آیا اینان نمی‌دانند پسران را هم زنان به دنیا می آورند.

البته این بیماری منحصر به این شهر نیست اما برای ریشه‌کن کردن بیماری از بدن یک انسان باید سلامتی هر سلول را تضمین کرد.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 14:2  توسط فریده دهداران  |