به بهانه ی صدور مجوز ماهنامه شهرسبز جهت پیوستن به جمع نشریات هفتگی کازرون
کازرون گرچه همواره از وجود زیرساخت های تأثیرگذار کم بهره بوده و فقر ناشی از فقدان این بسترها به کرات فضاها و فرصت های اجتماعی این شهر را آزار داده، اما به مراتب نقش تأثیرگذاری را چه در معادلات استانی و منطقه ای و چه در رفتارهای ملی از خود به جای گذاشته است. شهری که زمانی به واسطه ی حضور گسترده ی مردم در عرصه ی فعالیت های اجتماعی به عنوان یکی از یازده شهر اصلی ایران جهت اعلام حکومت نظامی اعلام شد و در جایی دیگر نیز به واسطه ی حضور مستمر مردم در جریان اخبار کشور و حساسیت شان در خصوص اصلاح وضعیت و حفظ چارچوب نظام باعث شد تا نوار مرزی غرب کشور صدای گام های جوانان آن را پیشتر از بسیاری دیگر از شهرهای ایران بشنود.
این مصداق ها و بسیاری دیگر از موارد مشابه، دلایل روشنی هستند بر اثبات این ادعا که کازرونی ها همواره نسبت به شرایط پیرامون خود حساس بوده و به فراخور حال سعی در بروز واکنش های مناسب می نمودهاند. شاید بتوان ریشه ی اصلی شکل گیری، انتشار و حفظ چهار نشریه با اندیشه ها و آرا متفاوت در آن را در همین حساسیت ویژه مردم کازرون نسبت به شرایط پیرامون خود جستجو نمود.
شهرستان کازرون که تقریباً از یک دهه و نیم پیش با انتشار نشریه ای دولتی، دور معاصر فعالیت های مطبوعاتی خود را آغاز نمود، در واقع فصل تازه ای را از ارتباطات اجتماعی آغاز کرد که اینبار مبتنی بر اصول یک جامعه ی مدنی بود. وجود مطبوعاتی که بتوانند اندیشه های گوناگون را در حوزه ی محلی منتشر نمایند چه به لحاظ اجتماعی و چه به لحاظ تاریخی حائز اهمیت بوده و تجربه های به جا مانده از آن می تواند هم برای این شهرستان و هم برای سایر حوزه های محلی، سرشار از آموزه های مفید و کاربردی باشد.
اما پس از یک دهه و نیم فعالیت، راه طی شده توسط اهالی مطبوعات، شرایط اجتماعی کازرون را به کجا رسانده و اصولاً نقش مطبوعات تا چه میزان در تبیین روابط اجتماعی موثر می باشد؟ سوال اساسی و ریشه ای است که یافتن پاسخی مناسب برای آن می تواند کارنامه ای شفاف را از عملکرد مطبوعات کازرون به دست دهد. در واقع کنکاش در این مطلب که اصولاً اگر امروز نشریه ای در کازرون منتشر نشود، شرایط اجتماعی ما با زمانی که چهار نشریه منتشر می شوند چه تفاوتی خواهد داشت، محور برجسته ای است که تمامی مخاطبین این حوزه بایستی به دقت در آن تأمل کنند.
برای این منظور نیز پیش از هرچیز بایستی بر این اصل بنیادی توافق داشته باشیم که اگر از یک نشریه ی تخصصی نجوم انتظار انتشار مطالب مرتبط با کیهان و ستارگان را داریم، از نشریاتی که نام محلی را به همراه دارند، بایستی انتظار انتشار مطالبی در خصوص و یا مرتبط با آن منطقه ی خاص را داشته باشیم. که در این میان دسته بندی های مختلف می تواند بستری را جهت انتشار نشریات گوناگون فراهم آورد. به گونه ای که بتوان نشریات را به دسته بندی های مختلفی از جمله اجتماعی، هنری، مذهبی و حتی سیاسی و جناحی و سایر مواردی از این دست تقسیم نمود.
در این میان استفاده ی مناسب اهالی مطبوعات از ابزار و امکانات حرفه ای و بهره مندی آنها از تحریریه هایی علمی و قوی می تواند تسریع کننده ی نقشی باشد که از یک نشریه در جامعه ای مدنی انتظار می رود. آنچه که متأسفانه معمولاً شاهد بودیم در هیچ یک از نشریات کازرون اتفاق نیفتاده و شخصیت های تأثیرگذار در این نشریات، حرفه ی روزنامه نگاری را نه به عنوان حرفه ی اول خود بلکه به عنوان حرفه ی چندم انتخاب نموده. پرواضح است در شرایط اینچنینی تاحد زیادی از کیفیت مطالب تولیدی کاسته شده و به واسطه ی وجود اولویت های متعدد دیگر در بین اهالی مطبوعات که با عدم بهره مندی از امکانات حرفه ای مناسب جهت انتشار یک نشریه نیز توأم می شود، شاهد انتشار اندیشه هایی هستیم که عموماً به صورت پراکنده و ذوقی و نه به صورت منسجم و حرفه ای منتشر می شوند.
تجربه ی یک دهه و نیمه ی فعالیت مطبوعات در کازرون گرچه توأم با فراز و نشیب های متعددی بوده و گاهاً تأثیرات روشن و موثری را برجای گذاشته، اما پراکندگی این موفقیت ها در احیای نقش مطبوعات در فضای مدنی، بیانگر این حقیقت است که حرکت این نشریات در ساخت یک فضای ایده آل مطبوعاتی، به برآیند مناسبی منتج نشده است.
در این خصوص بایستی یادآور شد شواهد بسیاری حاکی از آنند که بسیاری از مدیران و کارشناسان محلی که عملکردشان اصلی ترین محور تنظیم مطالب نشریات هستند، گاهاً به دلایل متعدد فرصتی را برای خواندن مطالب تولیدی توسط مطبوعات و ارائه ی واکنش های لازم به آنها در نظر نمی گیرند. بنابراین وقتی یکی از عمده مخاطبین نشریات، هنوز ارزش در خوری را برای مطالب تولیدی توسط آنها قائل نیست، نمی توان مدعی شد اهالی مطبوعات کازرون توانسته باشند فضای مطبوعاتی مناسبی را در شهرستان ایجاد نمایند. خاصه آنکه بخش اصلی مخاطبین، یعنی عموم مردم از طبقات مختلف جامعه نیز در بیشتر مواقع تمایلی به تورق صفحات نشریات محلی ندارند. البته نمی توان دنبال نمودن موثر و پرتحرک شمار قابل توجهی از مخاطبین عمومی و همچنین حضور پررنگ برخی مسوولان را در فضاهای مطبوعاتی نادیده گرفت و از آن به عنوان دست آوردی مثبت و امیدبخش یاد ننمود.
از سوی دیگر نیز هنوز و پس از یک دهه و نیم فعالیت مطبوعاتی در کازرون، برخی از مدیران حاضر به پذیرش اخباری خارج از آنچه روابط عمومی هایشان گزارش می دهند نیستند و به محض مواجه با کوچکترین خبری که از زبان سرویس های خبری تنظیم و منتشر شود و به تعبیر آنها حوزه ی مدیریتیشان را به چالش کشد، برآشفته شده و واکنش های منفی نشان می دهند. یعنی هنوز مطبوعات نتوانسته اند زبان به صورت مطلوب زبان معمول خود را در سطح جامعه نهادینه کنند.
در تشریح فضای مطبوعاتی معاصر کازرون، چند فاکتور اصلی و برجسته دیگر نیز وجود دارد که توجه به آنها چه برای مخاطبین و چه برای اهالی مطبوعات همواره حائز اهمیت بوده است.
از جمله آنها هم عدم بهره مندی از فضایی صنفی مانند خانه ی مطبوعات و یا انجمن های مشابه است که می توانند ضمن ایجاد شاکله ای مناسب در ایجاد چارچوب های کلی فضای مطبوعاتی، از حقوق صنفی مطبوعات و روزنامه نگاران فعال در آنها دفاع نمایند.
بنابراین و در مجموع ما نمی توانیم دلخوش به این باشیم که چهار نشریه محلی داریم، بیآنکه بتوانیم همزمان ده ها اندیشه مختلف را با سعه ی صدر بشنویم و در آنها اندیشه کنیم. ما نمی توانیم دایعه ی فضای مطبوعاتی سالم را سر دهیم، بیآنکه پیش از آن پذیریم کاریکاتور ما برای به سخره گرفتنمان طراحی و منتشر نشده و چنانچه خبری، بجز آنچه خودمان گزارش می دهیم، منتشر شود و برخی از زوایای جدید مدیریتیمان را نمایان سازد، حتماً با هدف تخریب ما بوده! ما نمی توانیم ادعا کنیم فضای حرفه ای مطبوعاتی داریم بدون آنکه به روزنامه نگارانی حرفه ای و تحصیل کرده در رشته های تخصصی دسترسی داشته باشیم و آنها را به ابزار و امکانات مناسب تجهیز نماییم. و ما نمی توانیم تنها به داشتن نام »چهار« نشریه دلخوش باشیم، بی آنکه نسبت به مشکلات صنفی آنها حساس باشیم.