عنوان خبر: واکنش تند دهقان ناصرآبادی به عملکرد مدیریت شهرستان
منبع: هفته نامه بیشاپور، شماره 160، صفحه 2
*****
عنوان خبر: فرماندار کازرون:
کلی گویی به صلاح آقای دهقان نیست. نباید زحمت مسوولان را نادیده بگیریم.
منبع: هفته نامه بیشاپور، شماره 161، صفحه 2
جریان های اجتماعی و انتخاباتی اسفندماه 86، نه تنها مولود تازه ای را در دامن مناسبات اجتماعی کازرون قرار داد که پیش از آن کمتر نامی از آن شنیده می شد، بلکه خبر از وقوع رویدادهای جدیدی میداد که از همان ابتدا می شد سروصداهای آن را پیش بینی نمود.
دهقان ناصرآبادی در نخستین مصاحبه ی مطبوعاتی خود با هفته نامه ی بیشاپور، پس از انتخاب به سمت نمایندگی مردم شهرستان کازرون ضمن اشاره تلویحی به برخی تعویض های مدیریتی که مدنظر او بود، گفت به دنبال آن است تا با استفاده از تمامی توانمندی های مدیریتی جناح ها و گروه های مختلف جامعه، فضای واحدی را برای مدیریت شهری ایجاد نماید. اما چه شد که این نماینده، پس از گذشت تنها یکسال، وزیر کشور را برای پاسخگویی به عدم تغییر مدیریت در شهرستان کازرون به صحن مجلس فرامی خواند و در نشست های مختلف، داد سخن را از عدم همکاری مسوولین با خود بلند میکند.
گرچه بسیاری از اشخاصی که با مناسبات مدیریتی کازرون آشنا بودند، از همان روز اول و با مشاهده ی مواضع این نماینده مجلس، پیش بینی فرارسیدن چنین روزهایی را نیز می نمودند، اما برای برخی علل این صف آرایی ها همچنان مبهم و کدر است.
مرور عوامل شکل دهنده فضای مدیریتی که دهقان وارث آن بود، برخی از ویژگی های عمدها ی را بر ما نمایان میسازد که تأمل در آنها، پذیرش فضای امروز را اندکی ساده تر می نماید.
دهقان ناصرآبادی وارث جامعه ی مدیریتی بود که رقیب سرسخت او در انتخابات، پیش از آن با فراغ بال و عزمی راسخ مهره هایش را چیده بود. بسیاری از آنانی که شاهد عزل و نصب های دوره ی نمایندگی نماینده ی پیشین بودند، بر این ادعا متفق القولند که محمدصادقی حتی برای انتخاب معاونین و کارشناسان برخی پست های کلیدی نیز حساسیت ویژه ای به خرج میداد و این حساسیت ها را با بهره مندی از ابزارهای مختلف مدیریتی که به خوبی بر آنها تسلط داشت، دنبال می نمود.
بنابراین شیرازه ای را که وی در جامعه ی مدیریتی کازرون بنا نهاد، متکی بر درایت و اندیشه های شخصی وی و با پشتوانه های قوی بود که او همواره در روابط مدیریتی خود از آنها بهره می جست.
نکته ی حائز اهمیت دیگر در بررسی صف آرایی امروز نماینده و فرماندار، شاید مربوط به شیوه ی ورود دهقان به فضای مدیریت کازرون باشد. انتخاباتی که در ابتدا بسیاری گمان میکردند با دو قطب بادآهنگ و محمدصادقی جان یابد، به ناگاه با حذف یک قطب و ورود چهره های مدعی تازه ای همراه شد و در این میان، رقیب رد صلاحیت شده نماینده پیشین، باتوجه به فشارهای متعدد، اقدام فراموش نشدنی و به تعبیر برخی اصحاب اندیشه، خودزنی بزرگی را انجام داد و دست در دست دهقان در برابر کسی ایستاد که پیش از آن فضای مدیریتی کازرون را آماده ی شروع دور تازه ی فعالیت خود نموده بود.
این بود که گرچه دهقان به مدد حمایت های بادآهنگ و فعالیت های خود وارد عرصه ی مدیریتی شهرستان شد، اما به یکباره صحنه ی نیمه آشفته ای را در برابر خود دید که گمان میکرد بتواند ظرف کوتاه مدت آن را بر اساس اندیشه های خود ساماندهی نموده و به جریان اندازد.
اما فعالیت های یک ساله قاضی سابق دادسرای نظامی بوشهر، در سمت نماینده مردم کازرون در مجلس شورای اسلامی برای ایجاد فضای مطلوب مدیریتی خود، حداقل همانگونه که نماینده پیشین این کار را کرد، به دلایل مختلفی از جمله موارد فوق الذکر و همینطور به تعبیر برخی صاحبنظران، عدم آشنایی مناسب او و گروه مشاورانش با فرمول های مدیریتی و فقدان جذب قدرت کافی جهت تحقق اندیشه هایش باعث شد که دهقان امروز اینگونه در مسجد الزهرا و سایر مکان های عمومی از عدم همکاری مدیریت شهرستان با خود گلایه کند.
در این میان دهقان ضعف های فراوانی داشت. ابتدا آنکه او در نخستین واکنش های خود، از برخی حامیان جدی انتخاباتی اش عبور کرد و کمتر دیده شد بجز مشاوران روزهای انتخابات، محرم دیگری را که به روابط و مناسبات اجتماعی نیز به خوبی آشنا باشد، با خود همراه کند. از طرفی نیز ظاهراً گفتمانش با برخی پست های کلیدی آنقدر ناکارآمد بوده که طی گذشت یکسال او نه قادر به اعمال نظر خود باشد و نه توان جابجایی نیروهای مورد نظرش را داشته باشد و نهایتاً مجبور شود دست به اقدامی بی سابقه در تاریخ کازرون زده و وزیر کشور را برای پاسخ به سوالاتش پیرامون مدیریت شهری کازرون به مجلس بکشاند.
عدم تحقق اندیشه های دهقان در شکلدهی فضای مدیریت شهرستان آنجا سرباز میکند که گفته ها و موضع گیریهای متناقض فرماندار و نماینده مجلس در جریان های مختلف اجتماعی (که از جمله برجسته ترین آنها میتوان به مسائل مربوط به دریاچه پریشان و موضعگیری های صددرصد متضاد آنها اشاره کرد)، تبدیل به سوژه های مناسبی جهت خبرسازی های پی درپی میشود.
از سوی دیگر نیز مدیریتی که دهقان با آن مواجه شده بود، همواره نشان داده حاضر نیست به این راحتی ها با مواضع این نماینده مجلس که تنها با اختلاف هزار و پانصد رأیی از نماینده پیشین به مجلس راه یافت کنار آید. پافشاری های دهقان بر بازگشایی بناف و عدم ورود این بحث به مجموعه مصوبات دور دوم سفر ریاست جمهوری از جمله مصداق هایی است که به خوبی اندیشه های فضای مدیریتی مقابل دهقان را تشریح میکند.
اما حاصل این کش و قوس ها هرچه که باشد، چنانچه در فضایی سالم و به دور از تهمت و افترا دنبال شود، نشان از سرزندگی فضای مدیریت شهرستان میدهد و نگارنده امیدوار است این موضع گیری ها تنها باعث تشدید فعالیت مدیران، جهت احقاق حقوق اجتماعی مردم باشد. چراکه بدون شک در این فضا تنها کسانی موفق خواهند بود که مردم بر خدمت رسانی بی مزد و منت آنها واقف بوده و کارآییشان را در پستی که احراز نموده اند نه از زبانشان که در عملشان ببینند.