بخش دوم مصاحبه با جناب آقاي مهندس عباس رصافیان – عضو هیأت رئیسه دفتر نظام مهندسی کازرون[1]
سؤال3 : آيا دفتر نظام مهندسي كازرون از حداكثر توان و تجربه ي شما بهره برده است؟ طي هفت سالي كه از عضويت شما در هيأت رئيسه دفتر نظام كازرون مي گذرد چه حركت و فعاليت مثبتي به خاطر حضور شما صورت گرفته يا از شما تأثير پذيرفته است؟
ما اینجا در هیأت مدیره نظام مهندسي سعی میکینم با مهندسانی که در این رده کار میکنند ، یک هماهنگی داشته باشيم. مثلاً اعضايي که تازه وارد بودند و از نظر تأسیساتی مشکل داشتند اینها را راهنمایی میکرديم حالا که دفتر گستردهتر شده، اين ارتباط انشاءا... ادامه داشته باشد. در مورد مهندس هایی که جوان بودند اینها اگر مشکل داشتند ما با توجه به اينكه اینجا یک پایگاهی بوده است سعی کردهایم از اینجا با آنها هماهنگی بکنیم. مشکلاتی که توی نظام داشتند و سؤالاتی را كه داشتند جواب دهیم. علاوه بر اين اگر در رابطه با ساخت و ساز در شهر مشكلاتي وجود داشت سعی میکردیم که جلوی این ضعفها را بگیریم. مثلاً ما زماني حس کردیم حول و حوش خیابان خرمشهر نمیتوانیم زیرزمین داشته باشیم، چون ما هنوز سیستم فاضلاب شهری نداريم اگر در زیرزمین چاه براي دفع فاضلاب بزنیم نیم متری به آب میرسیم و عملا جایی برای دفن فاضلاب وجود ندارد این بود که سال86 نامه نوشتیم برای شهرداری که بايستي در محدوده ياد شده اجازه احداث زیرزمین با تراكم صد در صد ندهند و اگر میخواهند مجوز بدهند یک فضایی غیر از زیرزمین و یک فضای باز مثل حیاط به عنوان محدوده حفر چاه و در صورت لزوم احداث سپتيك تانك در نظر گرفته شود. كه تا مدتی هم اجرا شد ولی بعد از آن ظاهراً دوباره میبینم اجرا نمیشود این هم یکی از نقطه ضعفهايي است که ما متأسفانه در رابطه با شهرداری حس میکنیم که در مورد يك كار، فشاری میآید و دوباره رها میشود. وظيفه ما اين است كه این مشکلات را شناسایی کنیم و منعکسکنیم اما متأسفانه بعضی موارد اینچنيني کار را سخت میکند. البته در مورد بالا بودن سطح آب و مشكلات دفن فاضلاب هفته گذشته نامه ديگري به شهرداري نوشته شد كه در آن مشكلات موجود در حد فاصل خيابان امام خميني تا جنوب شهر يادآوري شده است، در شهر در رابطه با تأسیسات بعضی مواردی هست که باید با شهرداری هماهنگي کنیم كه چه مواردی مشکلات ایجاد میکند و چه مواردی ممکن است محسنات باشد؟ گاهی وقتها نامه مینویسم بعضی وقتها اگر لازم باشد شفاهی گفته شده و همکاری هم شده است. و در مورد خودم سعی کرده ام به هر صورت اینجا(دفتر نظام مهندسي) نسبت به روز قبل تفاوت داشته باشم و تفاوت هم وجود داشته و در مجموع کاری که شده مثبت بوده است.
این مقاله در تاریخ ۲۷/۰۷/۸۸ در هفته نامه بیشاپور منتشر شده است.
نماد ها و اِلِمان های شهری (کازرون)[1]
مقدمه
«وقتی پیامبر اسلام (ص) مکه را فتح کرد، نخست به درون حصار رفتند و بر پشت شتر طواف کعبه فرمودند. کافران عرب، این نقطه را با کمربندی از 360 بت که شمار روزهای سال به تقویم قمری بود در میان گرفته بودند. پیامبر(ص)این بت ها را سواره با چوبی یکی پس از دیگری نگونسار ساخت و این آیه را می خواند :«حق آمد و باطل نابود شد که باطل خود لایق محو و نابودی ابدیست »(سوره بنی اسرائیل آیه 81). پیامبر پا در حرم کعبه نهادند دیوارهای درونی با نقاشیهایی به دست هنرمندان بیزانس و به دستور سران کافر کعبه از ماجراهای زندگی حضرت ابراهیم و مریم عذرا و مسیح و برخی آداب کافران تزئین شده بودند. پیامبر اسلام(ص) همچنان که با دو دست تمثال مریم عذرا را حفظ می فرمودند امر به محو ساختن دیگر صورت ها نمودند. شمایل مریم عذرا بعد ها در یک آتش سوزی نابود شد. این روایت نمودار مفهوم و میزان صحت مطلبی است که به ناحق « ضد شمایل نگاری اسلام» خوانده می شود و بهتر است آن را «زدودن شمایل ها بدانیم»[2]. در کنار مجسمه مریم که توسط پیامبر اسلام حفظ شد خود کعبه را می توان اولین نماد مصنوعی دانست که در عبادتهای مسلمانان نقشی محوری دارد. به تعبیری، اسلام با اساس بت سازی و بت پرستی مخالف است و با نمادهایی که بار دینی و مذهبی داشته و فرهنگ انسانها را بدوش می کشند (اگر سر ضدیت با یکتاپرستی نداشته باشند) سر مرافقت و همدلی دارد. نتیجه ی روایت فوق بانضمام رعایت مقتضیات زمان را تا حدودی می توان در فتوای مراجع عالیقدر امروزمان مشاهده نمود و با نیم نگاهی به آنچه در دنیای جدال فرهنگها می گذرد نیک در می یابیم که معرفی فرهنگ ایرانی – اسلامی ما بیش از پیش نیازمند ساخت و ارائه نماد ها و اِلِمانهای هنری و معماری است. اولین مجسمه ای که رسما به عنوان نماد یک شهر ساخته و در معرض دید مردم قرار داده شد (در شهر فلورانس ایتالیا) مجسمه حضرت داوود اثر هنرمند مشهور میکلانژ است. اِلِمان دیوار برلین پس از فروپاشی دیوار بین آلمان غربی و شرقی، برج ایفل در فرانسه، مجسمه آزادی در امریکا، برج آزادی و برج میلاد در تهران و بسیاری دیگر، نمونه های متأخر نماد های معماری و اِلِمانهای شهری هستند. با این مقدمه فشرده، کازرون هزار ساله ی ما در کجای این ماجرا ایستاده است و با چه نمادهایی معرفی شده است؟
این مصاحبه در تاریخ ۲۰/۰۷/۸۸ در هفته نامه ی بیشاپور منتشر شده است.
مصاحبه با جناب آقاي حاصل عسكري – شهردار و رئيس شوراي پيشين شهر كازرون(قسمت دوم)
سؤال8: در مورد مشاغل مزاحم مردم (بنگاههاي ماشين و مكانيكي و ...) آيا فعاليتي صورت پذيرفته است؟ در كنار اين مشاغل مزاحم، فروشگاههاي موقتي در شهر يا به صورت خودرو يا با مجوز قابل رؤيتند كه شكل و سيماي شهر را نازيبا كرده است براي نمونه ميوه فروشي هاي كنار دانشگاه آزاد يا فلكه معلم يا كنار بلوار خرمشهر. چه توجيهي براي وجود اين مشاغل وجود دارد؟
مصاحبه با جناب آقاي حاصل عسكري – شهردار و رئيس شوراي پيشين شهر كازرون(قسمت اول)
جناب آقای حاصل عسکری متولد بهمن ماه 1341 در روستای علی آباد کازرون می باشد. در کنار پدری زحمتکش و سه برادر و مادرش، تا یازده سالگی را (کلاس پنجم) در روستا بسر برد و دوره راهنمایی و دبیرستان را در مدارس شهر گذراند. پایان تحصیلات دبیرستان او مصادف می شود با تعطیلی دانشگاهها و اولین کنکوری که شرکت می کند کنکور تربیت معلم است. وی با مدرک فوق دیپلم وارد عرصه معلمی می شود.پس از چهار سال معلمی وارد عرصه مدیریت شده و ضمن کار معلمی به ادامه تحصیل در رشته ی مدیریت آموزشی و اخذ لیسانس در این رشته نیز می پردازد. مدیریت مدارس راهنمایی و مسولیت آموزش راهنمایی تحصیلی آموزش و پرورش و مدیریت گروههای آموزشی در آموزش و پرورش کازرون و بیش از دو سال و نیم ریاست شورا و سه سال و نه ماه مدیریت شهرداری در جایگاه شهردار کازرون، کارنامه مدیریت و خدمت وی را به مردم پر رنگ و پرتحرک نشان می دهد. يك خانواده ی پنج نفری را پدری می کند؛ همسری سختکوش و دو پسر، اولی سال آخر مهندسی عمران دانشگاه خلیج فارس و دومی ترم چهارم علوم کامپیوتر دانشگاه پیام نور کازرون و یک دختر در حال تحصیل دبیرستان. وی در مورد علائقش می گوید: "کارم بر همه ابعاد شخصیتی ام غلبه می کند. در خانه هم همیشه از این کارم گله می کنند". همین نگاه معطوف به خدمتگزاری به مردم و فرهنگ وی باعث می شود عرصه های مدیریتی را با موفقیت پشت سر بگذارد و وقتی برای اولین بار مدیریت یک مدرسه راهنمایی را می پذیرد پس از حدود سه سال رتبه مدرسه را از 45 به رتبه پنجم ارتقا می دهد. مدرسه نمونه مردمی اندیشه هنوز مدیریت خوب ایشان را در خاطر دارد و بخشهایی از فعالیتهای فرهنگی این مدرسه بارها از صدا و سیما پخش شده است. آقای عسکری قضاوت در مورد مدیریتش در شهرداری را به عهده ی مردم می گذارد. از وی سؤالات متعددی نمودم که در ادامه می خوانید:
اين مقاله در تاريخ ۰۶/۰۷/۱۳۸۸ در هفته نامه ي بيشاپور به چاپ رسيده است.
معماری کازرون ( سنتی ، مدرن یا بی هویت )
مقدمه و تعریف : اولین تعریف معماری که در دایرة المعارف معماری بدان استناد می شود متعلق به جان راسکین می باشد ؛« معماری هنر افراشتن و آراستن بنا توسط انسان است »[1] بنایی که سیما و منظر آن به سلامت روانی و دماغی انسان نیرو و سرور می بخشد. وی بیش از آنکه بر عملکرد و کار بری بنا تاکید کند بر زیبایی شناسی و مفید بودن و جنبه های معنوی تاکید دارد. معماری به نظم و انتظامی مطمئن و خارج از آشوب مربوط می شود. و دارای سازمانی محکم و هندسه ای قوی است و از یکنواختی و کسالت آوری به دور است. گر چه تعاریف
مو جود معماری متعدداند اما تعابیر فوق را می توان بن مایه تعاریف دیگر معماران بزرگ دنیا تلقی کرد. معماری در یک تقسیم بندی کار بردی، دارای دو ساحت است: 1) نقشه معماری داخل ساختمان که بیشتر جنبه خصوصی دارد و 2) نمای بیرونی ساختمان که در عمل فضای خصوصی را از فضای عمومی جدا می کند و با سیمای شهر ارتباط دارد. سیمای شهر یا منظر شهر تمام آن چیزی است که در سطوح عمودی و افقی شهر مشاهده
می شود و با احساسات و عواطف و افکار ناشی از این مشاهده، قرین می شود و همین جا باید اضافه کرد که عمل مشاهده و تأثیر پذیری مثبت یا منفی از نما؛ مسرور شدن یا کسل شدن از منظر شهر، عمدتا به صورت نا خود آگاه صورت می پذیرد و شکل بیرونی ساختماها ارتباطی کامل دارد با تعادل روانی ساکنین هر منطقه و بد نیست این موضوع به صورت مصداقی (در مورد شهر کازرون) مورد مطالعه و پژوهش روانکاوان بومی قرار گیرد .
این مصاحبه در تاریخ ۳۰/۰۶/۸۸ در هفته نامه بیشاپور به چاپ رسیده است
گفتگويي از: مهندس حسين رضوي فرد
ايميل: hor0274@gmail.com
مصاحبه با مهندس منصور صالح پور - فرماندار محترم شهر كازرون
آقاي مهندس منصور صالح پور متولد سال 1330 و اهل محله عليا يا همان محله بالاي شهر كازرون مي باشند. دوران دبستان تا دبيرستان را در كازرون سپري كردند و پس از دوره خدمت سربازي تصميم به ادامه تحصيل مي گيرند اما به توصيه و راهنمايي برادر بزرگترشان به جاي كنكور دانشگاه در آزمون ورودي اداره دارائي شركت مي كنند و از بين700 نفر شركت كننده جزء نفرات اول قبول مي شوند. آقاي مهندس با نيت اينكه در سالهاي آينده با پس اندازي كه از راه كارمندي كسب مي كند بتواند به خارج از كشور رفته و ادامه تحصيل دهد از سال 53 گذرشان به اداره دارائي مي افتد.سال 56 از راه مي رسد و تقدير ايشان بر هجرت به آمريكا رقم مي خورد.دو سال در كالج تگزاس اطراف دالاس و سه سال را هم در دانشگاه جنوبي(southern university) ايالت لوئزيانا واقع در كنار رودخانه مي سي سي پي به تحصيل مهندسي عمران مي پردازند. شروع به تحصيل مهندس در آمريكا مصادف مي شود با تحركات انقلابي مردم ايران، به آتش كشيده شدن سينما ركس آبادان و توهين روزنامه اطلاعات به حضرت امام خميني"ره" و از اين پس فصلي جديد در زندگي ايشان رقم مي خورد و آن شروع فعاليتهاي سياسي و مذهبي شبانه روزي وي در خارج از ايران است. وي درگيريهاي سياسي كه بعضاً منجر به محروميتهاي ترمي و يك ماه زندان در يكي از زندانهاي آمريكا ميشود و دوره سخت دانشجويي را چه به لحاظ مشكل مالي، چه به لحاظ غربت و دوري از خانواده از سر مي گذراند تا سال 61 فرا مي رسد. ايشان نقل مي كنند: "ابتدا قصد ادامه تحصيل داشتم اما جريان جنگ پيش آمد و سال 61 جنگ به اوج خودش رسيده بود و اين اتفاق ناميمون انگيزهاي شد كه نگذاشت من آنجا بمانم و با اين انگيزه كه فردا جنگ تمام ميشود و اگر در سختيهاي مردم شركت نداشته باشيم در پيشگاه مردمي كه از اول انقلاب و بعد هم در جنگ، فداكاريهاي بسيار بسيار ارزشمند و ماندگاري كردهاند شرمنده خواهيم شد، به ايران آمدم و تا الان كه حدود 27 سال مي گذرد يك ثانيه هم پشيمان نشدهام و حتي هرروز كه ميگذرد شكر خدا ميكنم كه آمدم. و با همين تلخ و شيريني مشكلات مردممان همراهي داشتم". از سال 61 با وجود پيشنهاد براي گرفتن پست در تهران زادگاه خود را براي خدمت سزاوارتر مي بينند و پس از طي مراحلي براي مدت 7 سال از آبان 1362 تا آبان 1369 رئيس اداره زمين شهري كازرون مي شوند. به گفته وي "قسمتهاي جديد شهر كازرون كه از بافت قديمي دور است گرچه از آن زمان 25 سالي ميگذرد ولي نسبت به بافت قديم 80 يا 100 ساله نو محسوب ميشوند و اينها همه واگذاري اداره زمين شهري (قانون مصوب 27/12/1360) بودند. بخشي هم به قبل از اينكه قانون زمين شهري فعال شود، مربوط ميشود به قانون عمران اراضي شهري مصوب 5/4/1358 شوراي انقلاب، كه بعد از تصويب قانون زمين شهري، مصوبه شوراي انقلاب كنار گذاشتهشد". مهندس صالح پور از سال 69 بنا به پيشنهاد امام جمعه وقت كازرون – حاج آقا ايماني- رياست دانشگاه آزاد اسلامي را كه دو سه سالي بود تاسيس شده بود پذيرفتند. در آن سال دانشگاه آزاد هيچ مكان مستقلي نداشت و مدرسه بانوسلامي واقع در خيابان كوهنورد موقتا به عنوان دانشگاه در نظر گرفته شده بود. وي در طول 10 سال رياست دانشگاه آزاد همراه با كار شبانه روزي و كمك ساير كاركنان دلسوز دانشگاه، مخصوصا در سالهاي ابتدائي آن كوشيدند تا دانشگاه آزاد كازرون جزء يكي از بهترين واحدهاي دانشگاههاي آزاد ايران شد. پس از آن معاون عمراني دانشگاه آزاد شيراز و سپس به مدت دو سال مسئول اداره هيات علمي دانشگاه آزاد شيراز و در نهايت از 22/3/85 بنا به پيشنهاد مسئولين وقت، به كازرون برگشته و به عنوان فرماندار كازرون خدمت خود را به زادگاهش تكميل مي نمايد. در حال حاضر يك خانواده 4 نفره هستند و صاحب يك پسر و يك دختر مي باشند. پسرش دانشجوي مهندسي اتومكانيك دانشگاه آزاد شيراز و دخترش نيز در آزمون كنكور امسال شركت نموده اند. ايشان معتقدند هيچ وقت زندگيش از مسائل سياسي جدانشده و هميشه مسايل سياسي در زندگيش جاري و ساري بوده و فعاليت سياسي در حزب جمهوري اسلامي سابق و بعد هم حزب مؤتلفه كه هنوز هم جزء اعضاء آن مي باشند را به عنوان دو نهاد بسيار بسيار مقدس از افتخارات خود مي دانند.
این مقاله در هفته نامه بیشاپور مورخ ۲۳/۰۶/۸۸ به چاپ رسیده است.
نقش شهرداری و شورای شهر در ساخت و سازهاي شهرستان كازرون[1]
تاريخچه:
شهرداري از نظر لغوي از دو كلمه «شهر» و «داري» تشكيل گرديده كه «داري» به معني اداره و مديريت و «شهر» پس از 1362 به جايي كه داراي شهرداري باشد اطلاق مي گرديد. بنابراين از نظر لغوي شهرداري را مي توان سازمان اداره شهر دانست و در اصطلاح، شهرداري به واحدي گفته مي شود كه به منظور اداره امور محلي و ارائه خدمات عمومي موردنياز شهروندان در يك مركز جمعيتي با خصايص شهري تشكيل مي شود.
در اواخر قرن سوم (هـ . ق) به منظور انجام و اداره امور شهري دايره احتسابيه با دو شعبه احتساب و تنظيف تشكيل شد، اما سازمان شهرداري با مفهوم امروزي از زمان تشكيل حكومت مشروطه (دوران قاجار) با تصويب قانون بلديه مصوب 20 ربيع الثاني 1325 هـ . ق (1286 ش) پا به عرصه وجود نهاد. اين قانون در 5 فصل و 108 ماده تنظيم و تصويب شده بود كه در فصل چهارم، چگونگي سازمان بلديه، تقسيم كار، وظايف و حدود اختيارات اعضاي انجمن و واحدهاي سازماني تابعه، نحوه اعمال نظارت و مداخله حاكم را در امور بلديه تعيين نموده بود و در ماده 93 آن بر لزوم و وجود شخصي به عنوان كلانتر (شهردار)، كه اداره امور بلديه را به عهده بگيرد اشاره شده است.
با نسخ قانون مذكور در سال 1309 هـ . ش قانون ديگري با ضوابط جديد و متناسب با افزايش اعتبارات و امكانات مالي شهرداري ها تصويب شد و وزارت كشور، سرپرستي ادارات بلديه را بر عهده گرفت. و در سال 1312 هـ . ش وزارت كشور براي اينكه اصلاحات شهري به خوبي انجام شود و كليه امور فني و شهرسازي شهرها زيرنظر مهندسين مجرب و با برنامه صحيح انجام گيرد با تقديم لايحه اي به مجلس شوراي ملي موجبات تشكيل اداره كل فني را در وزارتخانه فراهم نمود و بعد از سال 1320 هـ . ش اداره مزبور به اداره كل امور شهرداريها تبديل گرديد. سپس بر اساس قانون 1328 (هـ . ش) با اعطاي اختياراتي به انجمن شهر، از نظر سياسي و اجتماعي تحولاتي در وضع شهرها بوجود آمد. به دنبال گسترش شهرها و افزايش جمعيت و به تبع آن تنوع نيازها و احتياجات شهروندان، وظايف و فعاليت شهرداريها نيز تنوع و گسترش بيشتري يافت، به گونه اي كه امروزه از شهرداريها به عنوان بزرگترين و متنوع ترين سازمان خدماتي شهري نام مي برند. شايان ذكر است نخستين شهرداري در ايران در سال 1286 (هـ . ش) در تهران تأسيس گرديده و در مجموع تا پيش از انقلاب اسلامي تعداد 453 شهرداري در كشور تأسيس گرديد كه بيشترين تعداد شهرداري، در استانهاي اصفهان و مازندران (هر كدام 46 شهرداري) و كمترين تعداد شهرداري در استان كهكيلويه و بوير احمد (4 شهرداري) وجود داشت و در حال حاضر 1054 شهرداري در كشور فعال هستند. شهرداری کازرون نیز درسال 1310 تأسیس شد وطبق آمار درجه،جمعیت وسال تأسیس شهرداری های کشور مهرماه 1387[۲] همراه با مرودشت وجهرم بعد ازشیراز که درجه 12 دارد،درجه شهرداری 9 را دارا می باشد.
این مطلب روز دوشنبه مورخ ۱۶/۰۶/۱۳۸۸ در هفته نامه بیشاپور به چاپ رسیده است
مصاحبه با مهندس علي اكبر مؤذني رئيس دفتر نظام مهندسي كازرون1
آقای مهندس علی اکبر مؤذنی متولد اسفند 1339 و اهل شهرستان کازرون می باشند . وی فارغ التحصیل رشته مهندسی عمران از دانشکده فنی مهندسی شیراز ( شهید باهنر ) بوده و قریب به 30 سال است ( در شرف بازنشستگی ) که تحت عنوان هنرآموز (دبیر فنی ) در آموزش و پرورش و همزمان در زمینه نظارت و طراحی و اجرای ساختمان به زادگاه خود خدمت می نمایند . طراحي را از سالهاي 57-56 ونظارت و اجرا را از سال 1372 با پيشنهاد شهردار وقت ( جناب آقاي حسين خاني ) در قالب راه اندازي دفتر نظارت با مديريت نمايندگان مهندسين ناظر، آغاز نمود.اين دفتر نظارت بعدا جزء چارت تشكيلات شهرداري ها قرار گرفت. پی گیری راه اندازی دفتر نظام مهندسی در شهرستان کازرون از سال 81 از دیگر نقاط مثبت کارنامه شغلی ایشان می باشد . وی از سال 1382 تا کنون ( طی 3دوره ) رئیس دفتر نظام مهندسی کازرون می باشد و معتقد است موفقیت های این دفتر نسبت به شهرستان های دیگر قابل ملاحظه بوده و مؤید این مطلب ، موفقیت سال گذشته است که طی آن دفتر نظام مهندسی کازرون بعنوان دفتر نمونه بین دیگر شهرستان ها انتخاب شد و آقای مهندس مؤذنی نیز بعنوان مهندس نمونه استان انتخاب شدند . فعالیت در دفتر نظام مهندسی و همزمان ، تدریس در آموزش وپرورش ، تدریس رشته عمران در آموزشکده سماء و تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی در دروس نقشه کشی صنعتی و نقشه برداری بخش برق از سال 80 ، مشغله های اصلی مهندس مؤذنی بوده و در عین حال وی فردی خانواده دوست می باشد و رضایت خانواده را در کنار مشغله هایش مهم می داند . مطلبی که در پی می آید مشروح مصاحبه ایست که با وی داشته ام:
نوشته ذیل توسط صاحب این قلم در هفته نامه بیشاپور مورخ ۰۹/۰۶/۱۳۸۸ به چاپ رسیده است.
نقش سازمان نظام مهندسي در ساخت و سازهاي شهرستان كازرون[1]
مقدمه: مي شود يك مقدمه زيبا براي خشت اول نوشت و كلي آسمان و ريسمان كرد. از اينكه اولين شهرنشيني ها حدود 10000 سال پيش در منطقه اريحا در اردن و بعد در چِتِل هويوك، بخشي از تركيه امروزي شكل گرفتند. مي شود نگاه از خارج اين مرز و بوم برگرفت و در صبحگاه چغازنبيل و پاسارگاد و تخت جمشيد و شهر بيشاپور قدم زد تا به اصفهان رسيد و صداي نقاره هاي ميدان نقش جهان را هنگام اذان ظهر شنيد. مي شود از خنكاي خانه هاي خشتي و طاقهاي قوسي و گنبدي با ستونهاي قطور سخن گفت تا به پايان سده نوزدهم و قرن بيستم برسيم، قرن فولاد و بتن و باز هم بگذريم تا به قرن حاضر برسيم قرني كه پيشرفت هاي صنعت ساختمان آنچنان شگفت انگيز است كه تحسين هر انسان ظريفي را بر مي انگيزد. اما آنچه در تمام طول تاريخ، مورد وفاق همه مردم بوده و به صورت يك مَثَل در ادبيات معماري رخ نموده است شايد يك بيت شعر است، شعري كه ورد زبان عام و خاص است " خشت اول گر نهد معمار كج / تا ثريا مي رود ديوار كج " و اي بسا روح همين شعر است كه در نهاد قريب به اتفاق انسانها علي الخصوص شرقي ها مخصوصا ايراني ها و به طور خاص تر كازروني ها حلول كرده و به يمن آن، همه، خود را صاحبنظر در امر معماري و ساخت و ساز مي دانند و البته گاهاّ مشاهده مي شود كه اين حس، پر بيراه هم نيست و بايد به آن احترام گذاشت. بي آنكه بخواهم مقدمه را طولاني كنم اين سؤال را مطرح مي نمايم كه: در جامعه امروز ما و بصورت خاص آن در شهرستان كازرون در صنعت ساختمان اعم از ساختمانهاي بنايي(شناژدار) و بتني و فولادي، "خشت اول" مورد اشاره در شعر ياد شده چيست و معمار ساخت و سازهاي ما كيست؟ چه كسي را بايد براي پيشرفت ها و توفيق هايي كه در اين عرصه نصيب ما شده تشويق كنيم و چه كسي را بايد مسؤول برخي ناسازگاري ها و عدم تعادل رواني در عمران و معماري و ساخت و سازهاي بي برنامه بدانيم. خشت اول سعي مي نمايد از منظر يك مخاطب حرفه اي بي طرف، ضمن ارائه مطالب مبتلابه ساخت و ساز در شهرستان كازرون، با شخصيتهاي درگير اين امور نيز مصاحبه نمايد و در كنار پيشنهادات و انتقادات شما خوانندگان عزيز به اين مبحث غنا ببخشد و به اصلاح و ترقي امر ساخت و ساز در شهرستان كازرون در حد وسع خويش مساعدت نمايد.
تدوین چشم انداز کازرون؛ چه کسی و چگونه؟
یکی از اصول اساسی و بنیانی مدیریت هر جامعه یا گروهی وجود هدف و مسیر حرکتی است که در عرف رایج مدیریت در قالب «چشم انداز» تعریف می شود. در واقع چشم انداز تصویری از آینده ای مطلوب را ترسیم می نماید که هرگاه در ذهن عموم مردم یک جامعه جای بگیرد، مسیر تحولات و دگرگونی های آن جامعه را هموارتر می نماید.
چشم اندازها بر اساس نیازها و اهداف هر حوزه ی مدیریتی دامنه و اصول متفاوتی دارند. گاه این چشم اندازها در سطوح بین المللی و برپایه ی اشتراک چند کشور همچون اتحادیه اروپا تنظیم و گاه نیز حتی برای گروه یا صنفی کوچک در یک جامعه ی محلی تعریف می شود. از مشهورترین سندهای چشم انداز بین المللی می توان به سند چشم انداز 2020 مالزی اشاره کرد و از اهتمام سیاستمداران و مدیران آن کشور برای دستیابی به این چشم انداز به عنوان الگویی مناسب یاد کرد.
در جامعه ی ما نیز از سال 1382 که رسماً سند چشم انداز ایران از سوی مقام معظم رهبری به سران سه قوه ابلاغ و شروع رسمی آن از سال 1384 و با افقی بیست ساله تعیین گردید، دستیابی به سند چشم انداز و لحاظ نمودن محورهای قید شده در این سند، به عنوان اصلی اساسی در تصمیم گیری های کشور دنبال می شود. اهمیت وجود چنین سندی در کشور تا آنجاست که فی المثل به قول دکتر رضایی: «سند چشم انداز بعد از قانون اساسی، مهمترین مکتوب نظام اسلامی ایران است».
صرف وجود این سند به عنوان معیاری جهت سنجش توان دستگاه های اجرایی برای حرکت در مسیر رشدِ تعیین شده، می تواند ارزشمند و مفید باشد. اینکه هر دستگاه اجرایی در تصمیم گیری های خود بداند که براساس چه الگو و چه هدف بلندمدتی بایستی برنامه های خرد کوتاه مدت و میان مدت خود را تدوین و اجرا نماید، از جمله برجستگی های ویژه ای است که به پشتوانه ی وجود چنین سند ارزشمندی به دست می آید.
اما برای تعاریف محلی از چشم انداز...
مرور تازه ترین وضعیت بناف و آنچه بر این تونل گذشت
گاهی مسائل و چالش های اجتماعی بیشتر از آنکه هدف مستقیم خود را پررنگ نمایند، می توانند به ترازویی برای سنجش تبدیل شوند. حتی در پاره ای اوقات برخی کارشناسان و تحلیل گران مسائل اجتماعی پیش از آنکه به دست آوردهای مستقیم یک جریان نگاه کنند، به کنکاش در چگونگی طی مسیر دستیابی و یا بازماندن از حصول به آن می پردازند. در این موارد می توان با استفاده از مستندات موجود، به تحلیل شرایطی پرداخت که در دوره های مختلف دامان سایر مسائل را نیز می گرفته است. بیشک یکی از موارد مشهود و قابل مطالعه ای که در همین زمینه در شهرستان کازرون وجود دارد، مباحث و چالش های پیش روی تونل بناف است.
ماجرای جالب و عبرت آموز تونل بناف از آن جهت پراهمیت می نماید که به واسطه ی حساسیت موضوع در زمان های مختلف و مطالبه ی بالای عمومی جهت دستیابی به آن، به بستری جهت هرچه شفاف تر شدن عملکرد مدیران مرتبط با آن تبدیل شد، به گونه ای که می توان در خط سیر نمودار آن از کمترین میزان (مطالبات و تفکرات شخصی و گروهی) تا ماکزیمم (مطالبات عمومی) را یافت.
گرچه با تغییر فرصت های حمل و نقل در منطقه (که از جمله آنها می توان به ورود راه آهن به استان فارس و امتداد آن تا بوشهر و همچنین بزرگراه شیراز ـ بوشهر اشاره نمود)، بناف از اولویت نخست خروج از بن بست کازرون خارج شده و جای خود را به دغدغه هایی همچون راه آهن داده، اما بدون شک، تاریخچه ی چند ساله ای که این تونل...
اعلام حمایت پرشور 125 نفر از مهندسين شهرستان کازرون از
میرحسین موسوی
"بهنام آنكه جان را فكرت آموخت"
نظام جمهوري اسلامي ايران وديعه اي الهي است كه اميد به آزادي و آزادگي را در جان انسان معاصر شكوفا كرده است. عرصه هاي علم و فن آوري امروز ايران عزيز، هنوز بيتاب تصميم سازيهايي است كه به اين آزادي و آزادگي كه ثمره خون هزاران شهيد است احترام بگذارند. ما -جمعي از مهندسين شهرستان كازرون- همچون ديگر اقشار دلسوز جامعه (اساتيد دانشگاهها، هنرمندان و شخصيتهاي برجسته) ضمن اعلام نگراني خود از ركود اقتصادي در عرصه هاي صنعت و مهندسي، چاره رشد و شكوفايي مهندسي كشور را در تغيير روشهاي مديريتي ديده ، رأي سبز خود را به ميرحسين موسوي تقديم مي كنيم همچنين ضمن اعلام خدمتگزاري بيش از پيش خود به شما مردم شريف ، همگي را به شركت پر شور در انتخابات دعوت مي نماييم.
"اين من و تو حاصل تفريق ماست
پس تو هم با من بيا تا ما شويم
حاصل جمع تمام قطره ها
مي شود دريا بيا دريا شويم"
اسامی 125 مهندس و دكتر:
محمد هاشم ابراهيمي/ فرزاد احمدي/ حيدر اسكندرپور/ دکتر حسين اسكندري/ مريم اسكندري/ احمد اميد زاده/ زهرا اميرسالاري/ غلامرضا ايلان كشكولي/ حميد رضا بادآهنگ/ عظيم بازياري/ عباس بحراني/ هادي بدرود/ كاظم بدرود/ الماس بهارلويي/ قاسم بيات/ عباس پردل/ احسان پرويزي/ عبدالمهدي پرويزي/ حسنعلي پرهوده/ عليرضا پناه/ وحيد پويان/ فريد پويان/ مريم پويان/ يداله پيردهقان/ مجتبي پيش بين/ سارا پيشگر/ مجيد پيماني منش/ ابوطالب توانگر/ امين توانگر/ مريم توانگر/ رضا توانگر/ محمد باقر توانگر/ شيدا توكلي/ اسماعيل توكليان/ كريم جعفري زاده/ سجاد جعفريان/ علي جلالي/ علي اكبر جواني/ اميد چوپاني/ اكبرحسن زاده رستمي/ محمود حسيني/ احمد رضا خاكسبز/ عباس خداياري/ هادي خواجه/ حسين خواجه يوسفي/ محمد رضا خواستان/ ندا داودي/ علي دهقان/ محمد كاظم دهقان/ نبي اله دهقاني/ ابراهيم رحيمي نژاد/ عبد الرسول رزمجويي/ مهدي رزمي/ اسماعيل رسد/ نادر رشام/ مجيد رشيدي/ سيد هادي رضوي/ حسين رضوي فرد/ علي رفيعي/ كاووس رنجبر/ عظيم سعيد/ مجتبي سياوش پور/ سيد محمد مهدي شاه ميريان/ سيد احسان شاه اميريان/ غلامرضا شجاعي(برق)/ غلامرضا شجاعي(عمران)/ ايوب شفيعي/ سيد نظام الدين شمس عالم/ حسن صادقيان/ بهادر صحت فرد/ عليرضا صديقي/ قاسم صرافان/ علي اصغر طهماسبي/ عليرضا ظريفكار/ مرضيه ظريفكار/ علي ظريفكار/ رمضان عباسي/ ياسر عليجاني/ عليرضا عليزاده/ مجتبي عيسي خاني/ اعظم فاضل پور/ محمد كريم فاضل پور/ موسا فتحي/ فرشاد فراست/ فريد فراست/ امين فروغي/ حسين قبادي/ بابك قبادي/ محمد امين قرباني/ زبير كشاورز/ عليرضا كشاورز/ پيمان كشاورز/ خديجه كشاورز/ امين كشتكاري/ برهان كظيمي/ رضا محبي/ فرزاد محقق پور/ هژبر محقق زاده/ محمد محمدي/ سيد حسن محمدي/ محمود نيكنام/ آريا مختاري/ بابك مدارا/ شهرام مدبري/ ارشيا مرادي/ سلما مسلمي/ سهراب مشايخ/ مجتبي مصلحيان/ مجتبي معيني/ اسماعيل ملك زاده/ زهرا منظميان/ سيد كيانوش موسوي/ سعيده نجف زاده/ عليرضا نريمان/ كمال نصيري/ عليرضا نظرزاده/ نصراله نظري/ عبدالكريم نوذري/ اسماعيل نوروزي/ شهريار نياكان/ وحيد نياكان/ آرمين هدايتي/ مريم يزدان پناه/ عبدالرضا يزداني/ حسين يوسفيان/
به بهانه ی صدور مجوز ماهنامه شهرسبز جهت پیوستن به جمع نشریات هفتگی کازرون
کازرون گرچه همواره از وجود زیرساخت های تأثیرگذار کم بهره بوده و فقر ناشی از فقدان این بسترها به کرات فضاها و فرصت های اجتماعی این شهر را آزار داده، اما به مراتب نقش تأثیرگذاری را چه در معادلات استانی و منطقه ای و چه در رفتارهای ملی از خود به جای گذاشته است. شهری که زمانی به واسطه ی حضور گسترده ی مردم در عرصه ی فعالیت های اجتماعی به عنوان یکی از یازده شهر اصلی ایران جهت اعلام حکومت نظامی اعلام شد و در جایی دیگر نیز به واسطه ی حضور مستمر مردم در جریان اخبار کشور و حساسیت شان در خصوص اصلاح وضعیت و حفظ چارچوب نظام باعث شد تا نوار مرزی غرب کشور صدای گام های جوانان آن را پیشتر از بسیاری دیگر از شهرهای ایران بشنود.
این مصداق ها و بسیاری دیگر از موارد مشابه، دلایل روشنی هستند بر اثبات این ادعا که کازرونی ها همواره نسبت به شرایط پیرامون خود حساس بوده و به فراخور حال سعی در بروز واکنش های مناسب می نمودهاند. شاید بتوان ریشه ی اصلی شکل گیری، انتشار و حفظ چهار نشریه با اندیشه ها و آرا متفاوت در آن را در همین حساسیت ویژه مردم کازرون نسبت به شرایط پیرامون خود جستجو نمود.
شهرستان کازرون که تقریباً از یک دهه و نیم پیش با انتشار نشریه ای دولتی، دور معاصر فعالیت های مطبوعاتی خود را آغاز نمود، در واقع فصل تازه ای را از ارتباطات اجتماعی آغاز کرد که اینبار مبتنی بر اصول یک جامعه ی مدنی بود. وجود مطبوعاتی که بتوانند اندیشه های گوناگون را در حوزه ی محلی منتشر نمایند چه به لحاظ اجتماعی و چه به لحاظ تاریخی حائز اهمیت بوده و تجربه های به جا مانده از آن می تواند هم برای این شهرستان و هم برای سایر حوزه های محلی، سرشار از آموزه های مفید و کاربردی باشد.
اما پس از یک دهه و نیم فعالیت، راه طی شده توسط اهالی مطبوعات، شرایط اجتماعی کازرون را به کجا رسانده و اصولاً نقش مطبوعات تا چه میزان در تبیین روابط اجتماعی موثر می باشد؟ سوال اساسی و ریشه ای است که یافتن پاسخی مناسب برای آن می تواند کارنامه ای شفاف را از عملکرد مطبوعات کازرون به دست دهد. در واقع کنکاش در این مطلب که اصولاً اگر امروز نشریه ای در کازرون منتشر نشود، شرایط اجتماعی ما با زمانی که چهار نشریه منتشر می شوند چه تفاوتی خواهد داشت، محور برجسته ای است که تمامی مخاطبین این حوزه بایستی به دقت در آن تأمل کنند.
برای این منظور نیز پیش از هرچیز بایستی...
عنوان خبر: واکنش تند دهقان ناصرآبادی به عملکرد مدیریت شهرستان
منبع: هفته نامه بیشاپور، شماره 160، صفحه 2
*****
عنوان خبر: فرماندار کازرون:
کلی گویی به صلاح آقای دهقان نیست. نباید زحمت مسوولان را نادیده بگیریم.
منبع: هفته نامه بیشاپور، شماره 161، صفحه 2
جریان های اجتماعی و انتخاباتی اسفندماه 86، نه تنها مولود تازه ای را در دامن مناسبات اجتماعی کازرون قرار داد که پیش از آن کمتر نامی از آن شنیده می شد، بلکه خبر از وقوع رویدادهای جدیدی میداد که از همان ابتدا می شد سروصداهای آن را پیش بینی نمود.
دهقان ناصرآبادی در نخستین مصاحبه ی مطبوعاتی خود با هفته نامه ی بیشاپور، پس از انتخاب به سمت نمایندگی مردم شهرستان کازرون ضمن اشاره تلویحی به برخی تعویض های مدیریتی که مدنظر او بود، گفت به دنبال آن است تا با استفاده از تمامی توانمندی های مدیریتی جناح ها و گروه های مختلف جامعه، فضای واحدی را برای مدیریت شهری ایجاد نماید. اما چه شد که این نماینده، پس از گذشت تنها یکسال، وزیر کشور را برای پاسخگویی به عدم تغییر مدیریت در شهرستان کازرون به صحن مجلس فرامی خواند و در نشست های مختلف، داد سخن را از عدم همکاری مسوولین با خود بلند میکند.
گرچه بسیاری از اشخاصی که با مناسبات مدیریتی کازرون آشنا بودند، از همان روز اول و با مشاهده ی مواضع این نماینده مجلس، پیش بینی فرارسیدن چنین روزهایی را نیز می نمودند، اما برای برخی علل این صف آرایی ها همچنان مبهم و کدر است.
مرور عوامل شکل دهنده فضای مدیریتی که دهقان وارث آن بود، برخی از ویژگی های عمدها ی را بر ما نمایان میسازد که تأمل در آنها، پذیرش فضای امروز را اندکی ساده تر می نماید.
دهقان ناصرآبادی وارث جامعه ی مدیریتی بود که...
آنچه از دیماه سال گذشته تا به امروز پیرامون دریاچهی پریشان اتفاق افتاده و دامنهی اخبار آن به صورت روزانه نه تنها در سطح محلی و ملی، بلکه در سطح بینالمللی نیز انتشار یافته، در کنار ایجاد نگرانیهای عمده زیستمحیطی، حاکی از وجود شکافهای عمیق در سطوح تصمیمگیری و ضعفهای مدیریتی است که جامعهی محلی کازرون را دستخوش خود نموده است.
قانونشکنیهای گسترده که گرچه بعضاً واکنشهای مناسبی را از سوی برخی دستگاهها به دنبال داشته، اما در پارهای مواقع، سکوت و گاهاً همخوانی دستگاه مدیریت شهری کازرون در برابر آنها، خطوط سیاهی را پدید آورده که یکی پس از دیگری بر کارنامهی جامعهی مدیریتی کازرون وارد میشود و باعث نمایان شدن هرچه واضحتر و روشنتر ضعفهایی شده که در شرایط معمول به راحتی دیده نمیشدند.
بایستی بپذیریم امروز، مباحث مرتبط با دریاچهی پریشان از سطح ملی هم فراتر رفته و اندک تغییر نامتناسبی در وضعیت آن، حتی واکنش نهادهای بینالمللی را در پی دارد. حال در این شرایط خاص که طبیعتاً عملکردهای ویژهی مدیریتی را جهت کنترل بحران میطلبد، بروز رفتارهای سطحی و بیتدبیریهای پیدرپی از سوی جامعهی مدیریت کازرون نه تنها موجب ایجاد...
طرح مسئله از آنجا آغاز میشود که شما از یک شهروند کازرونی بپرسید چرا در فرهنگ لغت معین واژه «شهرسبز» را به شهرستان کازرون نسبت دادهاند؟
شهروندانی که اخبار مرتبط با شهرستان را دنبال میکنند و یا آنانکه مرتباً دل به طبیعت میسپارند، با اندکی مرور مشاهدات و شنیدههایشان میتوانند دریابند، امروز این واژهی محبوب (شهرسبز) به دیوار بلند سرشار از غروری تبدیل شده که کلیهی فعالیتهای مخرب زیستمحیطی را در پشت خود پنهان نموده است.
غرور ما از پرآبی دریاچه پریشان و بیتوجهی به 1000چاه آبی که به طور مرتب آب آن را برداشت کرده و در عوض سموم شیمیایی را عودت میدادند، باعث کمتوجهیمان به مشکلات و مسائل عمده این تالاب بینالمللی شد، تا آنجا که اربابان جادهساز بدون ارزش قائل شدن برای نهادهای ذیربط زیستمحیطی تصمیم به ساخت جاده در دریاچه پریشان گرفتند و این کار را تا آنجا که زورشان میرسید به پیش بردند.
از سوی دیگر نیز نادیده گرفتن...
اگر بپذیریم حرکت به سوی ارتقا فرهنگ در هر جامعهای جز با تکیه بر برخی ملزومات که از بستریترین آنها میتوان به فضاهای فیزیکی فرهنگی اشاره نمود، امکانپذیر نمیباشد، و اگر تنها اندکی خبرهای منتشر شده طی چند سال گذشته در خصوص بودجههای اندک تخصیص یافته به امور فرهنگی و به ویژه فضاهای فرهنگی در سطح شهرستان کازرون را مرور کنیم، آنگاه اختصاص یک میلیارد و هفتصد و پنجاه میلیون تومان اعتبار برای ساخت 5 مجتمع فرهنگی در بخشهای شهرستان، معنای متفاوتی را نسبت به خبرهای معمول برایمان ایفا میکند.
برای درک بهتر قضیه تنها کافیست وضعیت فعالیتهای فرهنگی و هنری شهرستان کازرون را پیش از راهاندازی مجتمع فرهنگی و هنری فعلی و پس از آن مقایسه کرده و یا کیفیت و کمیت برنامههای برگزار شده در سالن فعلی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی را نسبت به سالن باغنظر که در گذشته مورد استفاده قرار میگرفت، مقایسه کنید تا با بررسی این مثالِ ملموس به نقش موثر فضاهای فیزیکی در پیشبرد فعالیتهای فرهنگی پی ببرید.
وجود چنین خروجی مثبتی در تصویب بودجه 1750میلیون تومانی جهت ساخت مجتمعهای فرهنگی در بخشهای کازرون، از سوی...
در شرایطی که توسعهی اقتصادی کازرون با تکیه بر بستر یکسالهای با عنوان »جاده« مورد هدف جامعهی مدیریتی کازرون قرار گرفته است و درحالی که صحبت از احداث مجتمعهای جدید صنعتی و تولیدی همچون پتروشیمی و کارخانهی سیمان کازرون مطرح میشود و در صورتی که ایجاد منطقهی ویژه صنعتی ـ کشاورزی در شهرستان کازرون در دستور کار دولت قرار گرفته است، همچنان بزرگترین کارخانهی تولیدی کازرون در وانفسای بحرانهای متعدد قرار گرفته و وضعیت دهها خانواری که از طریق این کارخانهی بخش خصوصی ارتزاق مینمایند در هالهای از ابهام فرو رفته است.
در لابهلای صحبتهای مطرح شده پیرامون وضعیت کارخانهی کاشی کاشانهی کازرون متوجه میشویم، فشارهای اقتصادی وارد بر تولیدکنندگان از یکسو و عدم توانایی تأمین نیازهای مالی رایج جهت طی پروسهی تولید توسط سهامداران این کارخانه از سوی دیگر سبب شده، با کاهش میزان تولید، دامنهی مشکلات و فشارهای مالی از بخش مدیریتی به بخشهای کارگری نیز انتقال یافته و مانند دهها کارخانهی دیگری که در کشور با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنند، کارگران کارخانهی کاشی کاشانهی کازرون نیز نگران آینده کاری خود باشند.
موج جدید این نگرانیها، از اواسط بهمن ماه و با اعلام...
به عقیدهی بسیاری از کارشناسان، موزهها به عنوان فضاهای تأثیرگذار فرهنگی که با نمایش مجموعهای منسجم از اشیا با مفهومی مشترک و یا تاریخچهای یکسان سعی در بیان مستند یک ماوقع تاریخی دارند، همواره نقش موثر و پررنگی در شکلدهی فضاهای فرهنگی یک جامعه ایفا میکنند. اهمیت این مسئله تا بدانجاست که امروزه تقریباً در کنار هر سایت تاریخی یا برای هر جریان فرهنگی موزهای احداث شده و سعی میشود با نمایش برخی اشیا برجای مانده از آن مجموعه یا جریان، نسلهای بعد و آنانی را که فرصت دیدن مستقیم جریان مذکور را نداشتند، از اهمیت و چگونگی شکلگیری آن آگاه نمایند.
پرواضح است، شهرستان کازرون نیز که چه به لحاظ تاریخی و چه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی دارای فراز و نشیبهای تأثیرگذاری در طول تاریخ بوده است، قابلیت فراوانی برای تأسیس موزههای متعدد دارد.
در این میان اما میزان تأثیرگذاری نهادها و حرکتهای مدنی بر ایجاد موزهها و سایر شاکلههای فرهنگی که خوشبختانه در کازرون رو به افزایش نهاده است، قابل تأمل است. شاید یکی از مثالهای بارز آن هم در موزهی جالب و دیدنی دوان به عینه مشاهده شود. بهار امسال...
میدانیم حرکتهای موفق در سطح هر منطقهای با تکیه بر بستری علمی شکل گرفته و میتواند حیات خود را تضمین نماید. چنانچه این حرکتها هنری باشند که با ذوق و قریحهی شخص هنرور نیز در ارتباط مستقیم هستند، لزوم علمی نمودن آنها نیز افزایش مییابد.
در سطح شهرستان کازرون که از دیرباز تعلقات خاطر فراوانی جهت حضور در عرصههای هنری و به خصوص صحنههای خلق آثار نمایشی و تئاتر وجود داشته، از یک سو علاقمندی هنرمندان و استعداد ذاتی برخی از آنها و از سویی دیگر وجود موسسهای علمی همچون دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یکی از بسترهای مناسب جهت آغاز فعالیتهای علمی، میتواند موقعیتی مناسب را جهت برنامهریزان و دستاندرکاران عرصهی فرهنگ و علم ایجاد نماید که با تلفیق این دو، فعالیتهای نمایشی را استمرار بخشیده و آن را در بستری علمی رشد دهند.
نکتهای که به خوبی توسط دستگاههای ذیربط درک شده و اکنون خبر خوشایند آمادگی دانشگاه برای پیگیری ایجاد رشتهی هنر نمایش سبب شده امیدهای فراوانی در دل اهالی هنر شهرستان به وجود آید.
و در صورت تحقق، این امر میتواند نخستین گام عملی دانشگاه آزاد اسلامی کازرون جهت ورود به عرصههای هنری باشد و چنانچه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی موفق به تشکیل هیئتعلمی قوی در این راستا شده و هستهای منسجم را تشکیل دهد، میتوان امید داشت با خوب نهاده شدن خشت اول، شاهد افزایش سایر رشتههای هنری و در پی آن افزایش سطح کیفی آثار نمایشی ارائه شده در سطح شهرستان باشیم.
1)
عنوان خبر:
به دلیل فرسودگی ساختمان و جلوگیری از بروز هر حادثهای
کتابخانه عمومی شهید مدنی کازرون تعطیل خواهد شد
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 144، صفحه 2
2)
عنوان خبر:
در پی اعلام غیررسمی مدیر انتشارات کازرونیه مبنی بر تعطیلی این انتشارات
خداحافظ کازرونیه
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 127، صفحه 3
3)
عنوان خبر:
بیست هزار نفر بازدیدکننده و 15میلیون تومان خرید کتاب از نمایشگاه کتاب کازرون
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 141، صفحه 3
میدانیم رشد و باروری هر فرایندی ارتباط مستقیمی با بسترهای بنیادین آن دارد. هر چه در یک فعالیت، بیشتر به بسترها پرداخته شده و نسبت به آمادهسازی و تقویت آنها اهتمام افزونتری صرف شود، در حصول نتیجهی مطلوب با مشکلات کمتری مواجه خواهیم بود و مطمئناً کیفیت محصول به دست آمده و یا نتیجهی حاصل از آن بهتر خواهد بود.
یکی از بنیانهای اصلی و اساسی هر جامعهای بحث مطالعه و میزان استقبال عمومی مردم آن جامعه از کتاب، مطبوعات و... است. به گونهای که بارها در آمارهای ارائه شده از سطح فرهنگی جوامع، بر آمارهای مطالعاتی آنها تأکید شده است.
در مرور آنچه امروز از کتاب و کتابخوانی در کازرون سراغ داریم به موارد تعیین کنندهی برجستهای برمیخوریم که هر یک مشکلات و ظرفیتهای خاص خود را دارند.
پرده اول)
از یک طرف اماکن عمومی همچون کتابخانههای کازرون و به ویژه دو کتابخانه مجتمع ارشاد و شهید مدنی که در شهر کازرون واقع شدهاند، به لحاظ...

به درستی نمیتوان مرز مشخصی را تعیین کرد و مشخص نمود که ما میزبان تالاب پرارزش پریشان هستیم یا اینکه این گنجینهی زیستمحیطی میزبان ماست. از یکسو ایجاد تعدیلی مناسب در شرایط اقلیمی منطقهی کازرون و ارزانی داشتن سرزمینی حاصلخیز و ایجاد چشماندازهای زیبا میتواند دلیلی باشد بر میهمانی ما بر سر سفره پریشان، اما از سوی دیگر ارتباط مستقیم حیات این تالاب بینالمللی با عملکرد ما حکایت دیگری از داستان میهمان و میزبان را بیان میکند.
تابستان امسال، دریاچهی زیبای پریشان و کلیهی جانوران و پرندگان مرتبط با آن، یکی از سختترین دورههای حیات خود را گزراندند. انعکاس مرتب اخباری ناخوشایند مبنی بر کاهش چشمگیر آب دریاچه و عقبنشینی آن حاکی از وقوع بحرانی زیستمحیطی در سطح این تالاب ارزشمند بود که روز به روز بر وخامت آن نیز اضافه میشد.
اما این تنها بخشی از ماجرا بود که به چشم میآمد، از سویی دیگر همچنان چاههای اطراف دریاچه بدون هیچ عقلانیتی و صرفاً به لحاظ تأمین منافع شخص یا عدهای خاص یکی پس از دیگری عمیقتر میشدند، در قسمتهایی از دریاچه باز هم تعارضاتی به حریم و عرصهی آن شد و اشخاصی سعی در تصاحب برخی قسمتهای دریاچه نمودند، همچون گذشته قایقهای موتوری با حرکت بر روی سطح آب علاوه بر تهدید حیات ماهیان...
(1)
عنوان خبر:
اعتراض شورای شهر بوشهر به عبور احتمالی راهآهن شیراز بوشهر از مسیر کازرون
منبع: وبسایت کازروننیوز، کد خبر: 4098
(2)
عنوان خبر:
معاون استاندار بوشهر: حفر 40حلقه چاه در کازرون برای تغذیه شبکه آب آشامیدنی بوشهر
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 142، صفحه 2
خیلی جالب است! در دورهای که با درایت مقام معظم رهبری شعار »اتحاد ملی و انسجام اسلامی« محور و ملاک فعالیتهای دولت قرار میگیرد و تأکید بر این اتحاد و همدلی جهت پیشبرد کل بدنهی نظام به یکی از اولویتهای اصلی دولت تبدیل میشود، هنوز هم تفکرهای جالب توجه و مثالزدنی پیدا میشوند که با نگاههای قومی و قبیلهای به مسائل مینگرند.
چندی پیش یکی از اعضا محترم شورای اسلامی شهر بوشهر پیشنهاد دهندهی مسیر راهآهن »شیراز ـ کازرون ـ بوشهر« را »در خدمت استان فارسیها«!!! دانست و طی نطقی پیش از دستور در شورای اسلامی شهر بوشهر به سرزنش نمایندهی این شهر در مجلس شورای اسلامی به خاطر حمایت از چنین پیشنهادی و ناصواب دانستن اقدامات وی در این راه دست زد.
ماجرا از آنجا آغاز شد که شایعاتی مبنی بر...
کازرون را به عنوان یک شهر با پتانسیلهای بالای گردشگری و همچنین زمینههای بسیار مناسب کشاورزی و صنعتی میشناسیم. این دیار کهن از یک سو به واسطهی وجود جاذبههای تاریخی و طبیعی دارای قابلیتهای بالای جذب گردشگر است و از سوی دیگر به دلیل دارا بودن شرایط اقلیمی مناسب جهت کشاورزی و همچنین قرارگیری در منطقهای که از لحاظ مواد معدنی و دسترسی به برخی مواد خام اولیه جهت ایجاد کارخانهها مطلوب مینماید، به مکانی خاص جهت زیست جوامع و رونق اقتصادی آنها تبدیل شده است.
اما واقعیت آنچه امروز در شهرستان کازرون نمود یافته است، روایت متفاوتی را بیان میکند. عدم بهرهوری مناسب از ظرفیتهای موجود، چه در بخش گردشگری و چه در بخش کشاورزی و صنعتی چهرهی این شهر را با سایر مناطقی که از این نعمتهای خدادای محروم هستند، یکسان نموده است.
در بررسی چرایی و چگونگی این مهم و کنکاش اینکه چرا امروز...
تاریخ کازرون به همان اندازه که بناهای ماندگار و زیبایی را در این سرزمین بر جای گذاشته است، شخصیتها و چهرههای فرهیختهای را نیز در دل خود جای داده. این شخصیتها یا در این سرزمین زاده شدهاند و خاک وجودشان از این دیار سرشته شده، یا آنکه سالها حضورشان در خطهی کازرون، به گونهای آنان را فرزندان این دیار نموده است.
این شخصیتها خواه در دوران پیش از اسلام و خواه پس از آن در سرزمین کازرون همواره منشأ خیر و برکتهای متعددی بودهاند و در بسیاری موارد دامنهی فعالیت آنها در سطح کشور و حتی جهان نیز گسترش یافته است.
همانگونه که پیش از اسلام آپاسای دبیر با اجرای معماری متفاوت در ساخت شهر بیشاپور طی 24سال این شهر را به زیباترین شهر آن روزگاران تبدیل نمود، در دوران اسلام نیز شیخابواسحق سلسلهای را پدید آورد که پس از گذشت بیش از هزار سال هنوز پیروان او در سرزمینهای هند و پاکستان دارای اماکنی منتصب به این شیخ کازرونی هستند.
مرور تاریخ کازرون، در کنار تمام آموزههایی که دارد، این نکته را نیز بر ما نمایان میسازد که از این دست شخصیتها...
طی چندماه گذشته و تقریباً پس از اتمام ساخت محور جدید کازرون ـ شیراز و افتتاح آن، آنچه بیشتر در اتاقهای فکر کازرونیها و در میان برنامهریزان و کارشناسان مطرح شده، پیگیری احداث پروژهها و اجرای ایدههایی است که تا به امروز به دلیل محروم ماندن از بستر ارتباطی مناسب، توان و مجال کافی برای تحقق آنها نبوده است.
یکی از این ایدهها و طرحها (که تقریباً میتوان گفت برجستهترین آنها نیز میباشد) ساخت کارخانهها و مجتمعهای صنعتی در شهرستان است. تا پیش از این به دلیل پایین بودن میزان ایمنی جاده و همچنین طولانی بودن مسیر منتهی به کازرون که موجب افزایش هزینههای حمل و نقل جهت ورود مواد اولیه و خروج تولیدات از مجتمعهای صنعتی میشد، سرمایهگذاری در خصوص احداث کارخانهها در کازرون با چالشی عمده روبرو بود.
تقریباً همزمان با رفع نسبی چنین مشکلی و مهیا شدن بستر جادهای، بحث احداث و ساخت مجتمع پتروشیمی کازرون نیز (که میتواند یکی از عمدهترین ظرفیتهای صنعتی قلمداد شود) وارد مراحل اصلیِ روند اجرایی خود شد و با تکمیل پذیرهنویسی، مقدمات شروع عملیات ساخت آن نیز فراهم آمد تا بدین ترتیب کازرونیها روزهای بهتری را برای اقتصاد شهرستان و کاهش نرخ بیکاری در آیندهای نهچندان دور متصور شوند.
در حالی که مقدمات کلنگزنی احداث نخستین مجتمع پتروشیمی در حال طرحریزی است، خبرِ خوش دیگری باز هم ذهن کارشناسان و عموم مردم کازرون را به سمت تصور روزهایی بهتر کشاند. خبری که تیتر نخست شماره گذشته هفتهنامه بیشاپور را به خود اختصاص داد و حاکی از تصویب ساخت دومین مجتمع پتروشیمی در شهرستان کازرون بود.
بدون شک همه میدانیم که احداث و راهاندازی مجتمعهایی اینچنینی در سطح شهرستان تا چه میزان میتواند وضعیت اقتصادی را متحول ساخته و علاوه بر کمک به چرخهی اقتصاد کشور و افزایش توانمندیهای داخلی، شکوفایی اقتصادی کازرون و علیالخصوص کاهش نرخ بیکاری را نیز نوید دهد.
اما این تمام ماجرا در برخورد با احداث مجتمعهای صنعتی و کارخانههای تولیدی در سطح شهرستان کازرون نبود.
از حدود یک ماه پیش...
تقریباً در هر نشست و برخاستی و یا در هر ابراز نظر و عقیدهای در موارد مربوط به حوزههای اجتماعی، از »پایین بودن سطح فرهنگ« جامعه گلایه میکنیم. بارها بروز هرگونه رفتار ضدفرهنگی و غیرمتمدنانهای از سوی برخی همشهریانمان، آشفتهمان کرده. اما آیا تاکنون شده به درستی به ریشههای بروز چنین رفتارهایی در سطح اجتماع فکر کنیم؟
همگان میدانند که افزایش سطح فرهنگ عمومی نیازمند اجرای طرحها و برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدتی است که در پی چشماندازی خاص، توسط برنامهریزان و کارشناسان طراحی و به واسطهی تلاش مدیران و فعالین این حوزه، به اجرا درمیآیند.
اما پیش از وقوع تمامی اینها، نخستین نیاز و پیششرط تحقق هرگونه تغییری، تکیه بر بستر مالی مناسب و توانمندی است که بتواند خیال برنامهریزان و مجریان را راحت نماید. این امر نه تنها در امور فرهنگی، بلکه تقریباً در تمامی حوزههای اجتماعی، کاملاً بدیهی و قابل تعمیم است.
تا زمانی که یک برنامهریز یا یک مجری از توانمندی مالی مطمئن نباشد، هر چقدر هم طرحهای خوبی را طرحریزی نماید و به هر میزانی هم که شده نیروهای اجرایی را بسیج نموده و آمادهی فعالیت نماید، بدون شک نمیتواند مدت زمان زیادی را تاب آورده و نهایتاً از اجرای کامل و جامع آنچه بایستی صورت بگیرد تا تغییرات بنیادین را شاهد باشیم، باز میماند.
واقعاً چگونه میتوان افزایش سطح فرهنگ را انتظار کشید، در صورتی که سرانهی فرهنگی هر کازرونی تنها 40 تومان است؟ چگونه میتوان شاهد کاهش میزان...
معمولاً اگر پای صحبت یک کازرونی بنشینید و از او در مورد شهرش بپرسید، یکی از نکاتی که او در نخستین جملات مربوط به معرفی کازرونی خواهد گفت، تأکید بر وجود آثار متعدد باستانی و نقوش و کتیبههای تاریخی فراوان در اطراف این شهر است.
کازرون به لحاظ شرایط خاص جغرافیایی خود در طول تاریخ شاهد وقوع جریانهای مختلفی بوده که بعضاً باعث به وجود آمدن و شکلگیری آثار ارزشمندی شدهاند که امروز هر کدام میتوانند به عنوان اسنادی بزرگ و ارزشمند برای ایران عزیز قلمداد شوند.
این آثار تا آنجا در بین طبقات مختلف ارزشمند هستند که حتی در سفر مقام معظم رهبری به شهرستان کازرون و استان فارس نیز توسط ایشان مورد توجه قرار گرفته و نقوش برجستهی تنگ چوگان از سوی ایشان به عنوان اسناد پرافتخاری برای کشورمان در نظر گرفته میشود و حتی در قالب پیشنهاد، معرفی جهانی آنها را به عنوان راهکاری جهت مقابله با تبلیغات سوء دشمنان معرفی مینمایند.
اما به راستی ما تا چه میزان توانستهایم این آثار را آنگونه که شایسته است حفظ نماییم؟ نگاهی به تاریخچهی پنج دههی گذشته ...
با ریشهیابی آنچه امروز در فضای ورزشی کازرون به وقوع میپیوندد و روشن شدن فاصلهی بسیار زیاد ما با جایگاه حقیقیمان، به عمده علتها و مصائبی میرسیم که نتیجهای همچون تعطیلی لیگ فوتبال کازرون یکی از بدیهیترین دستآوردهای آنها است.
همه میدانیم که نه تنها نهاد تربیتبدنی، بلکه تقریباً تمامی دستگاههای دولتی همواره یکی از دلایل عمدهِ ضعف در اجرای طرحهای خود و عدم شکوفایی جامعهی تحت مدیریتشان را کمبود بودجه و مسائلی از این دست عنوان میکنند. اما با مرور کارنامهی برخی از مدیرانِ همان دستگاهها متوجه میشویم که بسیاری نیز توانستهاند با تکیه بر توان مدیریتی خود و علیرغم ضعف مالی فعالیتهای منسجم و هدفمند و گستردهای را اجرا نمایند.
اینکه اعتبار سه ماههی ورزش شهرستان کازرون تنها 8میلیون تومان است و این مبلغ جوابگوی ورزش نیست و یا اینکه جناب علیآبادی هنوز به وعدهی خود در خصوص کمکهای یک میلیون تومانی به هیئتهای ورزشی عمل ننموده و بسیاری دیگر از این مسائل دادههای ابتدایی هستند که چگونگی برخورد با این مشکلات و سرعت در برطرف کردن آنها بیانگر توان مدیریتی بدنهی تربیتبدنی شهرستان کازرون است.
شاید یکی از عمده ضعفهای موجود هم که همواره شاهد آن بودهایم برخورد سلیقهای و انتخابهای شخصی در مورد ورزشکاران بوده است که اکنون منجر به تعطیلی لیگ فوتبال کازرون شده.
چندی پیش تربیتبدنی کازرون...
از فروردین ماه امسال که زمزمههای حضور مقام معظم رهبری در استان فارس و شهرستان کازرون به گوش میرسید، گروهها و اقشار مختلف جامعه هم واکنشهای متعدد و گوناگونی را به این اخبار نشان میدادند.
از یک طرف شهروندان کازرونی حضور بلندپایهترین مقام مملکتی را در شهرستان کازرون که برای نخستین بار در طول دوران انقلاب اسلامی محقق میشد، فرصتی مغتنم برای بیان دردها و چارهجویی میدانستند و از طرف دیگر مسوولین شهرستان کازرون بودند که بایستی از این فرصت تاریخی که همواره توأم با برکت برای نقاط دیگر ایران بوده، با تصویب پروژههای عظیم و زیرساختی بهرهی کافی را میبردند.
پس از گذشت حدود پنجماه از دیدار تاریخی مقام معظم رهبری با مردم شهرستان کازرون، شور و اشتیاق وصفناشدنی مردم را از دل تصاویر ثبت شده و اخبار و گزارشهای منتشر شده از آن دیدار به وضوح میتوان دید و درک نمود و به مردمی که اینگونه آمادگی خود را جهت حضور در عرصههای گوناگون اعلام کردند تبریک گفت؛ اما عملکرد سطحی و عجولانهی برخی مسوولین شهرستان کازرون در تصویب طرحهایی معمولی و رایج که با مرور 104 مصوبهی سفر مقام معظم رهبری به شهرستان کازرون به وضوح قابل مشاهده است، تعجب بسیاری را برانگیخت.
رهتوشهی سفری که...
هفتهی گذشته در حالی »علیپورفاز«، مدیر کل راه و ترابری استان بوشهر خبر از ارائهی طرح نخستین آزادراه استان بوشهر که این استان را به فارس و شیراز متصل میکند، داد که به موازات آن برخی منابع آگاه خبر از عبور احتمالی این مسیر از فراشبند و سپس دریاچه پریشان دادند.
گرچه اداره کل راه و ترابری استان بوشهر هنوز طرح اصلی مسیر را اعلام نکرده و هرگونه اظهار نظر پیرامون آن را منوط به اخذ تصمیم نهایی توسط مجلس شورای اسلامی و تصویب نهایی طرح، موکول کرده، اما برخی اطلاعات غیررسمی حاکی از آن است که این آزادراه در صورت احداث از فاصلهی چند کیلومتری شهرستان کازرون عبور کرده و این بار کازرون را از مسیری دیگر دور میزند.
پیگیریهای ما نیز جهت دستیابی به طرح ارائه شده به مجلس و وزارت راه همچنان بینتیجه مانده و برطبق گفتهها بایستی مدتی دیگر را صبر کرد تا طرح مذکور...
اگر به واحد هنرهای نمایشی دانشگاه آزاد اراک، یعنی یکی از بهترین دانشگاههای ایران در زمینهی تئاتر مراجعه نمایید، بدون شک نام محمد عارف نخستین و برجستهترین نامی است که در این واحد خواهید شنید. هنرمندی کازرونی که از دل صحنهی نمایش باغنظر و سالن شریعتی و فضاهای نمایشی کازرون، راه خود را به جامعهی هنری و علمی ایران باز نمود و اکنون به عنوان یکی از مدرسین و مدیران موفق تئاتر کشور محسوب میشد.
اگر برای مشاهدهی یکی از تئاترهای برجستهی کشور که به عنوان مثال توسط بهرام بیضایی یا امثالهم کارگردانی میشود به مجموعهی تئاتر شهر تهران بروید و به دنبال استاد دلخواه بگردید، بدون شک انگشتها جایگاه میهمانان ویژه را نشانه رفته و هنرمند کازرونی را به شما نشان میدهند که اکنون یکی از تاثیرگذارترین فعالین هنرهای نمایشی کشور است.
یا اینکه اگر حتی در خانهتان و از طریق اینترنت نام فرشاد فرشتهحکمت را جستجو کنید به لیست بلندی از خبرهایی دست مییابید که همگی بیانگر موفقیتهای گوناگون و متعدد فیلمساز و هنرمند عرصهی نمایشی هستند که روزی ما او را در کازرون میدیدم و اکنون به وجود او به عنوان یک کازرونی افتخار میکنیم. هنرمندانی همچون عارف، دلخواه و فرشتهحکمت از جمله اشخاصی هستند که با تکیه بر ذوق و استعداد خود و با پشتکار و تحمل رنجهای فراوان موفق شدند راه خود را از فضای نمایش کازرون به صحنههای تئاتر کشور پیدا کرده و توان خود را به عرصهی ظهور برسانند. اما از سوی دیگر هنرمندان فراوان دیگری نیز در کازرون بوده و هستند که ...
عنوان خبر:
رانندگان کازرونی با حضور در فرمانداری: مشکل توزیع سوخت را حل کنید
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 129، صفحه 2
بنا بر اعتقاد بسیاری از کارشناسان یکی از عمدهترین مسائلی که اقتصاد ایران را در سطوح خُرد و حتی کلان، طی دو سال گذشته با چالشی اساسی مواجه نموده، بحث سهمیهبندی سوخت و شیوهی توزیع آن در کشور بوده است. مبحثی که سایهی آن تقریباً در کلیهی زوایای جامعهی امروز نیز گسترده است.
چالشها و مشکلات اجرای طرح سهمیهبندی بنزین، به خصوص اکنون که حدود دو سال از اجرای آن میگذرد، با نمودِ بیشتر و ملموسترِ تبعات این سیاستگذاری در بدنهی اجتماع، بهتر نمایان شده است.
برای بیان مختصر آنچه بر ما گذشت، بهتر است اندکی خاطرات دو سال گذشتهمان را مرور کنیم: دولت نهم با حمایت مجلس هشتم طرح سهمیهبندی بنزین را در حالتی تصویب و اجرا نمودند که تا پیش از آن، بنزین بدون هرگونه محدودیتی در جایگاههای سوخت با قیمتی معادل هر لیتر 800ریال عرضه میشد. اما بنا بر اعلام دولت و آنچه پس از آن از رادیو و تلویزیون ایران پخش شد، سهمیهبندی سوخت برای عموم مردم و وسایل نقلیه، با هدف جلوگیری از قاچاق سوخت و اتلاف سرمایهی ملی، اجرا و ضمن ایجاد محدودیت در استفاده از سوخت، برای هر لیتر بنزین مبلغی معادل 1000ریال نیز تعیین گردید.
در ادامه اگر از مسائلی همچون وجود جایگاه عرضهی سوخت، بدون سهمیهبندی در ساختمان قدیم مجلس که ویژه نمایندگان مجلس هشتم بود بگذریم و مسائل نسبتاً کوچکی! از این دست را نادیده بگیریم؛ نخستین واکنش دولت نهم...
محمود احمدینژاد رییسجمهور ایران، سال گذشته طی سفر به شهرستان کازرون، همچون بسیاری دیگر از شهرهای ایران، حجم قابل توجهی از طرحها و برنامههای عمرانی و اجرایی را تصوب و تخصیص بودجهی آنها را نیز تایید نمود و اعلام کرد که تا دور دوم سفرها این طرحها یا بایستی به اتمام رسیده باشند و یا اینکه در مراحل پایانی اجرا باشند.
حدود 10ماه پس از سفر ریاستجمهوری به کازرون، طی گزارشی که با عنوان سوغاتیهای رئیسجمهور در شماره 97 هفتهنامه بیشاپور منتشر شد به بررسی میزان پیشرفت این پروژهها و عمدهترین چالشهای پیشروی هر کدام پرداختیم. همانگونه که ذکر شده بود طرحهای مصوب استانی رئیسجمهور شامل دو بخش اساسی میشوند: 1ـ طرحهایی که از پیش هم تصویب شده بودند 2ـ طرحهایی که به تازگی و توسط محمود احمدینژاد مصوب شدند.
هفتهی گذشته همزمان با هفتهی دولت و با تلاش کارشناسان و مسوولین، برخی از این پروژهها (که عموماً در دستهی نخست قرار داشتند)، به خصوص پروژههای ورزشی با حضور وزیر نفت افتتاح شد.
اما برخی از طرحهای دیگری که توسط رئیسجمهور تصویب شدند همچنان با چالشهای عمدهای روبرو هستند. از جمله ساخت سالن تشریح در شهرستان کازرون.
ریاست محترم جمهوری در مصوبهی خود...
شهرستان کازرون به واسطهی برخورداری از چهار نشریه، پس از شیراز به عنوان دومین شهر مطبوعاتی فارس شناخته میشود. اما علیرغم گذشت بیش از یک دهه انتشار نشریات در این شهرستان، بنا بر دلایلی (که ریشهیابی آن را به فرصتی دیگر موکول میکنیم) هنوز شاهد رفتارهای ضدمطبوعاتی و ضدفرهنگی حتی در سطح مدیریت این شهرستان هستیم.
علیرغم تأکید مکرر فرماندار کازرون مبنی بر اشتراک نشریات محلی توسط تمامی نهادهای دولتی (چه در جلسات شورای اداری و چه در سایر صحبتها)، اما همچنان شاهد برخی رفتارهای نامتناسب و غیراصولی مسوولینی هستیم که با رفتارهای خود گاهاً حتی جامعهی مدیریت شهرستان را زیر سوال میبرند.
از زمان شروع انتشار بیشاپور تا به امروز برخی از مسوولین که به هر دلیلی با مطالب منتشر شده در این نشریهی مردمی مشکل داشتند و یا انتشار آن را در فضای مدیریتی خود به واسطهی برخی افشاگریها خطرناک احساس میکردند ضمن تماس تلفنی با دفتر تحریریه درخواست متوقف نمودن ارسال این نشریه به نهاد تحت مدیریتشان را مینمودند. اما اوج چنین اقدامات شگفتانگیزی زمانی بود که یکی از مسوولین کتباً و با ادبیاتی غیرقابل توجیه درخواست برخورد با هفتهنامه بیشاپور را نمود. هفتهی گذشته...
در پی اعلام غیررسمی مدیر انتشارات کازرونیه مبنی بر تعطیلی این انتشارات
کازرونیها و اهالی فرهنگ ایران زمین، دههی هشتاد شمسی را با خبری خوب و بیهمتا در نوع خود آغاز کردند. شروع به کار انتشاراتی که در وانفسای کتاب و کتابخوانی در ایران، شهامت به خرج داد و عزم خود را جزم کرده بود تا به صورت تخصصی به انتشار کتابهایی در خصوص تاریخ و فرهنگ شهرستان کازرون همت گمارد.
کاری که از همان ابتدا و با انتشار کتابهایی همچون »دفتر اول کازرونیه«، »ناصر دیوان کازرونی به روایت اسناد« و سایر کتب دیگر نشان داد فصلی متفاوت را در حوزهی کتاب و کتابخوانی گشوده و دقیقاً مطابق با اهدافی که عنوان نموده بود و کارشناسان از آن انتظار داشتند به پیش خواهد رفت.
مدیر این انتشارات هم فرهیختهی نامآشنای کازرونی، عمادالدین شیخالحکمایی بود که با تکیه بر تحصیلات دانشگاهی و پشتوانهی فرهنگی و تحقیقاتی خود، نوید از انتشار کتابهایی مفید و گاهاً مرجع در خصوص کازرون نیز میداد.
اما علیرغم موفقیتهای چشمگیری که در خصوص انتشار کتابهای متعدد...
1) مردادماه 87:
برگزاری مراسم تجلیل از خبرنگاران
(با حضور تعداد اندکی از مسوولان)
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 125، صفحه 2
2) مردادماه 86:
تجلیل از خبرنگاران بدون حضور مسوولان
منبع: هفتهنامه شماره 76، صفحه 2
3) مردادماه 85:
برگزاری روز خبرنگار
(تنها با حضور سه تن از مسوولان)
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 30، صفحه 2
شاید دیگر نیازی به شرح ماوقع نباشد و تنها مرور همین سه عنوان خبر که در مردادماه سه سال متوالی منتشر شدهاند، بیانگر میزان اهمیت مسوولین شهرستان کازرون به مطبوعات که گفته میشود صدای مردمند، باشد.
اگر مرور اندکی بر واکنش بسیاری از مسوولین نسبت به عملکرد مطبوعات محلی داشته باشیم بدون شک به یافتههای محیرالعقولی دست خواهیم یافت که جز از همین بزرگواران، از شخص دیگری نمیشود انتظار داشت.
عالیمقامانِ پشتِ میز نشین بارها و بارها داد فرهنگ و مشکلاتش را سر دادهاند. به دفعات ریشهی تمامی مشکلات موجود را در ضعف فرهنگی جامعه و فقر فرهنگی در بین اقشار مختلف عنوان نمودهاند و خواستار تشدید فعالیتهای فرهنگی شدهاند. تقریباً از پشت تمامی تریبونهای موجود خود را حامی فرهنگ دانستهاند و در خدمت مردم. اما عجبا! عجبا که نه تنها در مراسمی که به بخشی از فرهنگسازان جامعه و بدنهی مطبوعات مربوط میشود شرکت نمیکنند، بلکه تقریباً در هیچ برنامهی فرهنگی و هنری دیگری نیز حتی در مقام یک تماشاچی حضور ندارند. بدین صورت مسوولین فاصله گرفته از فرهنگ و جریانهای فرهنگی، خود را در خدمت مردم میدانند!
روی صحبت این نوشتهها با مسوولین فهیمی که با درک درستی از شرایط سعی میکنند با حضور خود در چنین محافلی علاوه بر ایجاد دلگرمی برای برگزار کنندگان، با مشکلات و مسائل فرهنگی موجود نیز از نزدیک رودررو شوند نیست؛ که مقام آنها در بین اهالی فرهنگ و هنر ارجمند و گرامی است.
به هر روی کازرون فرهنگی ما، مسوولینی فرهنگی هم میخواهد. مسوولینی که نه تنها در حد حرف، بلکه در عمل نیز در حوزههای فرهنگی حضور یابند. مسوولینی که بدانند مشکل فرهنگی یعنی چه؟ و اصولاً فرهنگی که از آن یاد میکنند، چیست؟
شاید اگر بیشتر دقت کنیم و روابط میان مردم و مسوولین را دقیقتر کنکاش کنیم، (به خصوص اگر شخصیت آن عزیزانی که در طول دوران مسوولیتشان حتی یک بار هم در برنامهها و نشستهای فرهنگی حضور نداشتهاند را بررسی کنیم) درخواهیم یافت که چرا برخی از این عالیمقامان اینقدر از روزگار و حقایقش دورند.

یکسال پیش، مدیر معزول پایگاه پژوهشی بیشاپور در حالی خبر از نورپردازی معبد زیبای آناهیتای بیشاپور را میداد که بر خلاف سایر همکارانش در پایگاههای پژوهشی محوطههای تاریخی کشور، به جای حضور مستمر در محیط کارش، تنها یک شب در هفته را به حضور در بیشاپور اختصاص میداد و رتق و فتق امور را بیشتر به دست پژوهشگران جوانی داده بود که بیشتر وقتشان صرف تحقیقات میشد و کمتر تمایلی به مدیریت این پژوهشگاه داشتند.
غفلت مدیر پژوهشگاه بیشاپور زمانی تبعات جدیتری در پی داشت که شایعاتی مبنی بر خروج برخی اسناد و تحقیقات، توسط یکی از پژوهشگران جوان این پایگاه به گوش رسید. گرچه این مورد نیز همچون موارد متعدد دیگر در لابهلای اخبار گم شد و بنا بر مصلحت صحبت زیادی از آن عنوان نشد، ولی در هر حال وقوع مواردی از این دست باعث شد کارشناسان و صاحبنظران میراثفرهنگی...
ظاهراً مشکلات آب شهرستان کازرون، که خود بخش قابل توجهی (بالغ بر 70درصد) از آب شرب بوشهر را تأمین میکند پایان ندارد. گرچه دامنهی مشکلات آب تاکنون کمتر دامن مردم شهر کازرون را گرفته و به جز کمآبی (که بنا برگفتهی مسوولین مربوطه اجتنابناپذیر، بدیهی و به دلیل سومدیریت دورههای پیشین، غیرقابل کنترل است!) با مشکلات دیگری روبرو نبودهاند؛ اما این مشکل در روستاها و بخشهای مختلف شهرستان ابعاد جدیتر و بحرانیتری را به خود گرفته است.
چندی پیش زمزمههایی مبنی بر آلوده بودن آب شرب برخی از روستاهای کازرون و هشدار کارشناسان بهداشت در خصوص عدم استفاده از این آبها به گوش رسید.
گرچه هیچکدام از منابع خبری و نهادهای دولتی، رسماً آلوده بودن آب روستاهای مذکور را تأیید یا تکذیب نمیکردند و صرفاً به هشدارهای بهداشتی اکتفا مینمودند، اما اوایل مردادماه انتشار خبر ارسال آب چشمه ساسان به آزمایشگاه شیراز جهت بررسی و کنترل، مهر تأییدی بر شایعات زد تا دغدغهها شکل جدیتری به خود گیرند.
با این وجود بلافاصله پس از انتشار خبر مذکور، مدیر آبفای کازرون خبر از اتمام آلودگی آب و کنترل اوضاع داد تا حداقل چند ساعتی خیال مردم را راحت کند.
چند ساعتی که زیاد به طول نیانجامید و علیرغم گفتههای مرادی، باز هم گزارشهایی مبنی بر آلودگی آب برخی از روستاها اعلام شد. این گزارشها وقتی با اعلام نظر منبعی آگاه از طریق هفتهنامه بیشاپور منتشر شد باز هم ابعاد تازهتری به خود گرفت و این بار موضعگیری بدنهی فرمانداری را در پی داشت.
اما آنچه مسلم است تمامی کشمکشهایی که طی یک ماه گذشته صورت گرفته، نتوانسته بحران آلودگی آب روستاهای کازرون را برطرف نماید و همچنان کارشناسان و مسوولین بهداشتی هشدارهای جدی نسبت به عدم استفاده از این آب را میدهند.
عنوان خبری که هفتهنامه بیشاپور در نخستین شماره مردادماه خود به عنوان تیتر نخست انتخاب نمود، کشمکشهای فراوانی را به وجود آورد و ظاهراً پس از گذشت دو هفته، این کشمکشها همچنان ادامه دارد.
موضوع از آنجا آغاز شد که رییس فعلی هیئت موتورسواری کازرون در گفتگو با بیشاپور به مشکل بوجود آمده برای تنها پیست موتورسواری کازرون معترض شد و با اعلام رسمی آن خواستار حل این مسئله شد. جمالزاده در اظهارات خود مطالبی را مبنی بر واگذاری زمین پیست موتورسواری کازرون به تعدادی از سرمایهداران و مسکنسازان اشاره کرده بود و حتی از گردش زمین بین دلالان نیز پرده برداشته بود.
با انتشار خبر مذکور، اعتراضات شدیدی نسبت به گفتههای وی آغاز شد. نخستین واکنشها را در این زمینه اشخاصی داشتند که در متن خبر از آنها به عنوان خریدار و فروشنده زمین و به صورت مستعار نام برده شده بود. پس از آنها رییس سابق هیئت موتورسواری کازرون نیز با رد کلیهی گفتههای جمالزاده، آنها را غیرواقعی خواند و روایت دیگری را از سرگذشت پیست موتورسواری کازرون عنوان نمود.
تبعات این خبر حتی دامن دو نهاد دولتی کازرون یعنی ادارات تربیتبدنی و اوقاف را نیز گرفت، اما هر دو اداره تا زمان نگارش این مطلب همچنان سکوت کرده و واکنش رسمی را نسبت به تأیید یا رد گفتههای طرفین نداشتهاند.
به هر روی اذهان عمومی، بخصوص ورزشکاران، خواستار روشن شدن هرچه سریعتر موضوع و حمایت از بدنهی ورزش شهرستان هستند و این امر جز با شفافسازیِ موضوع توسط دو اداره مذکور و درایت آنها در اتخاذ تدابیری که منجر به تقویت توانمندیهای ورزشی شهرستان شود، بعید به نظر میرسد.
این مسائل در حالی صورت میگیرد که بسیاری از جوانان کازرون موتور و موتورسواری را به عنوان یکی از تفریحات خود انتخاب کرده و فارغ از تمام درگیریهای رایج میان تفکرهای مدیریتی، خیابانها و معابر شهر را به عنوان پیست موتورسواری انتخاب نمودهاند.
به راستی اگر مدیریت شهرستان کازرون به این امر اعتقاد دارد که فرهنگ موتورسواری در کازرون با چالشهای اساسی روبرو است، وجود درگیریهایی همچون آنچه که اکنون برای پیست موتورسواری کازرون در جریان است، یا از سر سهلانگاری مدیران و بیتوجهی آنها به چنین نیازهایی است یا به دلیل ضعف عملکرد و عدم توانایی بدنهی مدیریت در کنترل و مهار مشکلات مربوط به موتورسواران است.
خانبازی رییس جدید سازمان حفاظت از محیطزیست شهرستان کازرون در حالی هفتهی گذشته نخستین اظهارنظرهای مطبوعاتی خود را آغاز کرد که تابستان خشک امسال و بحران به وجود آمده در طبیعت کازرون، در همین ابتدای کار مدیریت وی را با چالشی اساسی روبرو نموده است.
شرایط نامناسب و تکاندهندهی وضعیت اکوسیستم تالاب پریشان، شکارهای بیرویه غیرمجاز در دشتها و حتی منابع آبی شهرستان کازرون، قطع بیرویه درختان دشتبرم و افزایش زمینهای زراعی در این منطقه، حفر چاههای عمیق و تخطی آشکار از قوانین زیستمحیطی و تعرض به مناطق خاص محیطزیست از عمده مواردی هستند که در همین ابتدای کار توانمندی مدیریتی خانبازی را به مبارزه طلبیدهاند. آن هم در شهری که مردمش مصرانه تغییرات به وجود آمده در طبیعت شهرشان را دنبال نموده و همواره خواستار اجرای طرحهایی جهت حفظ و احیاء آنها هستند.
خانبازی اما در نخستین اظهارنظر خود توپ را به زمین مردم انداخته و آنان را به یاری طلبیده و حفظ حیاتوحش را تنها در گرو مشارکت مردم دانسته است. اگر چنین دیدگاهی را برخلاف روند معمول سخنرانیها و پشت میز نشینیها بدانیم و دلخوش به آن باشیم که این مدیر در همین ابتدای فعالیتش به نقش انکارناپذیر و اساسی مردم در حفظ و احیاء گنجینههای زیستمحیطی پی برده، بایستی اذعان نماییم که وی گام اول را سنجیده بلند کرده است. البته داشتن برنامههای عملی برای محقق ساختن این دیدگاه از جمله جذب نیروها و داوطلبین مردمی به خصوص در بدنهی تشکلهای مردمی و غیردولتی زیستمحیطی، افزایش آگاهیهای عمومی با استفاده از طرحها و ایدههای جدید و پرهیز از اشتباهات و اتلاف هزینههای مصرفی در این خصوص، حمایت از طرحهای مردمی و قابل اجرای زیستمحیطی، بهرهمندی از توانمندیهای کارشناسان و نیروهای پرشمار تحصیل کرده در زمینههای زیستمحیطی و... از جمله مواردی هستند که وی میتواند در محقق شدن اندیشههایش به کار گیرد.
وجود تشکلهایی اینچنینی که در صورت تقویت و حمایت از سوی طیف مطبوع (فرهنگیان) میتواند تاثیرات به سزایی را در چهرهپردازی فضای فرهنگی جامعه داشته باشد، از پیشزمینهها و در واقع بسترهای مهم و اساسی ایجاد جامعهی مدنی است.
کانون فرهنگیان کازرون نیز از محدود تشکلهای صنفی مستقل و بیدار جامعهی مدیریتی کازرون است که همواره سعی نموده در تقابل با تصمیمگیریها و برنامهریزیهای کلان و نیمهکلان، واکنشهای مقتضی را بر اساس نیازِ درک نموده از بدنهی جامعهی فرهنگی نشان دهد. در طی...

چندی پیش صالحپور، فرماندار کازرون با حضور و سخنرانی در جمعی از معتمدین محلی و فعالان سیاسی سخنانی را عنوان کرد که موضوعات مطرح شده در آن طی چند روز گذشته حواشی متعددی را در پی داشته است.
گرچه محور اصلی سخنان ایشان مربوط به مسائل جاری و عمومی شهرستان به خصوص در حوزههای سیاسی بوده، ولی چند اظهارنظر جالب از سوی فرماندار که اوج آنها را میتوان در اصولگرا دانستن نمایندهی شهرستان کازرون دانست، صحبتهای وی را به نُقل محافل فعالین اجتماعی و سیاسی کازرون تبدیل کرده است.
برای آشنایی با جزئیات یکی از این اظهارنظرها در خصوص اصولگرا دانستن نمایندهی شهرستان کازرون در مجلس شورای اسلامی، تنها کافیست مطالب زیر که پیش از این نیز منتشر شده بود را در کنار یکدیگر قرار داده و مقایسه کنید:
هفتهنامه بیشاپور، شماره 121، صفحه 2:
صالحپور فرماندار کازرون: »...
همه میدانیم که شهرستان کازرون به لحاظ دارا بودن دو ویژگی برجسته در زمینههای تاریخ و طبیعت، یعنی به ترتیب شهر باستانی بیشاپور و دریاچه پریشان، یکی از شهرهایی است که میتواند به عنوان محوری برای گردشگری و جذب توریست قلمداد شود. این نکته را تقریباً تمام اهالی کازرون و مسافرین و بازدیدکنندگان از این شهرستان میدانند. علاوه برآن باز هم تقریباً همگان واقفند اقداماتی که تاکنون در امر ایجاد تسهیلات برای جذب گردشگر در کازرون صورت پذیرفته و تسهیلاتی که به وجود آمده به هیچوجه نتوانسته جوابگوی انتظارات در این زمینه باشد. به خصوص آنکه به عقیدهی بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران چنانچه طرحهای هدفمند و منسجمی در این خصوص به اجرا درآید، صنعت گردشگری میتواند تحول شگرفی را در امر اشتغال در شهرستان کازرون به وجود آورد.
هفتهی گذشته دهقان ناصرآبادی، نماینده جدید مردم کازرون در مجلس شورای اسلامی، طی گفتگویی در کنار سایر طرحهایی که وی از زمان کاندیداتوری اعلام و همچنان بر تحقق آنها تأکید میکند، تأکید مجددی بر تبدیل کازرون به...
امروزه نه تنها کشورها بلکه تمامی مناطق اعم از استانها، شهرستانها، شهرها و حتی روستاها به دنبال ثبت و یا بعضاً احداث سمبلها و المانهایی هستند که یادآور نام آن منطقه در ذهن مخاطب نظارهگر باشد. برای نمونه میتوان به بنای موسوم به آزادی در میدان آزادی در پایتخت ایران اشاره نمود که تا چندی پیش به عنوان سمبل اصلی تهران شناخته میشد و از این پس برج مرتفع میلاد، رسالت پیشین میدان آزادی تهران را عهدهدار خواهد بود و به عنوان نماد این شهر معرفی میشود.
سمبلها و نمادهایِ کلانِ شهری که عموماً در قالب مجسمهها یا فضاها و حجمهای خاص معماری طراحی و اجرا میشوند، معمولاً یا در میادین مهم و پرتردد مرکز شهر و یا در ورودیهای اصلی آنها نصب میشوند. به عنوان مثال «دروازه قرآن» در شیراز، «مدخل» در کاشان، «لنج» در بوشهر (برج) از جمله مواردی هستند که سمبلهای اصلی شهر در ابتدای ورودیهای پررفت و آمد شهر قرار گرفته و «برج میلاد» تهران، «بنای یادبود» شهر تاریخی بیشاپور در کازرون و «میله منار» شهر تاریخی گور در فیروزآباد نیز از آن دسته اِلمانهایی است که در مرکز شهر واقع شدهاند.
سمبلهای معرف یک منطقه و به صورت خاص یک شهر بایستی دارای برخی از ویژگیهای عمومی باشند که بتوانند...
وبلاگ خبری شهرسلمان با انتشار مطلبی به تغییرات اخیر مدیریتی در سطح شهرستان کازرون پرداخته و اسامی مدیران قبلی و جدید 7 اداره و نهاد دولتی کازرون که طی دو ماه گذشته معزول و منصوب شدهاند را منتشر نموده است. این ادارهها عبارتند از سازمان محیطزیست، اداره راه و ترابری، دانشگاه پیامنور، سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران، اداره فنی و حرفهای، اداره امور عشایری و اداره آبفای روستایی.
یکی از بدیهیترین موجها پس از تغییر نمایندگان مجلس در سطح شهرستانها، به خصوص مناطقی همچون کازرون، وقوع تغییرات در سطح مدیریت شهری است. در نگاهی کلی میتوان این تغییرات را به دو دسته تقسیم نمود. بخش اول مربوط به تغییرات مدیریتی با منشأ نمایندهی سابق و بخش دوم مربوط به نمایندهی جدید است. عموماً آن دسته از تغییراتی که...
هفته گذشته ساختمان جدید مدرسه شهید محسنپور یا به تعبیر آشناتر آن برای دانشآموزان دههی 60 و 70، مدرسه امیرکبیر افتتاح شد. ساختمانی نزدیک به استانداردهای روز در ایران و با امکاناتی بیشتر و مجهزتر از ساختمان پیشین آن. با توجه به متن خبر منتشر شده و گفتههای مدیرکل نوسازی مدارس فارس اقدامات مشابهی نیز برای شش مدرسه دیگر در کازرون در جریان است و شاید این خبر خوشحال کنندهای برای بسیاری از مردم باشد.
در این بین اما آنچه میتواند نگران کننده باشد، عدم انتخاب صحیح مدارس برای نوسازی و یا مکان آنها برای احداث است. حدود دو سال پیش مدرسه بزرگ مجرد که بسیاری از معلمان فعلی در دوران پیش از انقلاب در آن مشغول به تحصیل بودند، تخریب و مدرسهای جدید به جای آن ساخته شد. اتفاق مشابهی...
بدون شک اگر برجستهترین نیاز و مهمترین دستآورد عمومی کازرون طی دههی گذشته جاده جدید کازرون ـ شیراز بود، عمدهترین نیاز شهرستان در دههی پیش رو مسئلهی پتروشیمی خواهد بود. از زمانی که زمزمههای اولیه توسط برخی از کازرونیهای مقیم تهران جهت تخصیص مجتمع پتروشیمی به کازرون مطرح شد و این مسئله با پیگیری آنها و برخی از مسوولین به خصوص در بدنهی وزارت نفت موفق به کسب تأییدیه از هیئت دولت شد، روزنههای امید نیز در دل بسیاری از دلسوزان کازرونی جهت پیشرفت بیشتر شهرستان به وجود آمد و قوت گرفت.
اما چه شده مردمی که در دههی هفتاد بازار را تعطیل میکردند و با بیل و کلنگ در محلی که قرار بود نخستین خاکبرداریهای جاده انجام شود حضور میافتند، اکنون به سردی در اجرای بزرگترین پروژه اقتصادی پیش رو مشارکت میکنند. شاید برای یافتن پاسخی مناسب به این پرسش بد نباشد برخی از مولفههایی که سازنده جریان موجود بودهاند را مرور کنیم...
اگر کازرون را در مقایسه با امکانات موجود بهترین شهر دو سال گذشته استان فارس در زمینه برپایی جشنوارهها و مراسمهای متعدد و گوناگون فرهنگی ندانیم، بدون شک نام آن را جزء یکی از سه شهر برتر استان در این خصوص خواهیم یافت. اجرای مراسمی همچون دههی فرهنگ، جشنوارههای تئاتر، سینما، نشستهای متعدد هنری با حضور شخصیتهای مطرح فرهنگی و هنری شهرستان و بعضاً کشور، نمایشگاههای کتاب و... در مدت یاد شده، سندی است بر این مدعا. شاید یکی از دلایلی که سبب شده پس از مدتها میزبانی دو جشنوارهی استانی (هنرهای تجسمی و تئاتر جوان) را در سطح استان فارس به کازرون واگذار کنند، خوش درخشیدن این شهر و به خصوص هنرمندان و برخی از برنامهریزان مربوطه طی چند ماه اخیر بوده که توانستهاند با فعالیتهای خود کارنامهی نسبتاً قابل قبولی را در سال گذشته از خود به جای بگذارند.
اما شاید نکتهای که کمتر مورد توجه قرار گرفته و سبب شده...
زمانی که محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس هفتم در اظهار نظری غیرمعمول و برخلاف سایر موضعگیریهایش گفت: «قیمت نفت چند برابر شده، اما وضع مردم بدتر شده است» در واقع آخرین زنگ خطرهای ممکن را برای برنامهریزان اقتصادی دولت نهم به صدا درآورد تا شاید آنان را متوجه مشکلات بسیار زیاد و بحرانی مردم جامعه جهت تأمین نیازهای روزانهی خود نماید. هشداری که ماهیت آن نه تنها گریبان مصرفکنندگان، بلکه گریبان تولیدکنندگان را نیز گرفته و شاید این بار بیش از هر زمان دیگری به نفع واسطهگران و دلالان تمام شده است.
اگرچه بخش وسیعی از تلاش دولت نهم طی سه سال گذشته صرف حمایت از کارگاههای کوچک و همچنین مشاغل زودبازده شده است، اما گویا نه تنها مشکلات این کارگاهها برطرف نشده، بلکه زیانهای دوسویهای را نیز متحمل شدهاند؛ به گونهای که...