پنجه سبز آبانماه را محسن عزیز که خود مبتکر این سبزنوشت هاست به "شناسنامهدار کردن درختان شهر" اختصاص داده است. موضوع مهمی که تا کنون توجهی بدان نشده است. من اما این موضوع را از منظری دیگر و در ادامه بحث های مربوط به هویت ـ که مدتی در ادامۀ آن تاخیر شد ـ پی می گیرم.
یکی از عناصر و سرمایه های مهم هویت هر منطقه، در کنار دیگر عناصر هویت ساز، پوشش گیاهی، درختان و محصولات است. جدا از استفاده های اقتصادی از این محصولات و گیاهان دارویی و یا بحث های مربوط به گردشگری طبیعی، این دسته از عناصر می توانند جنبه فرهنگی هم داشته باشند. شناسایی این عناصر هویتی و حفظ و برنامه ریزی برای توجه آگاهانه و یا توسعه آن از برنامه های مهم فرهنگی تواند بود.
یک درخت خاص یا گونه ای از درخت...
وبلاگ «حافظان پریشان» در حمایت از فعالیتهای پیشگیرانه از تخریب دریاچه پریشان و در نکوهش و مقابله قانونی با عملکردهای غیرقابل توجیه با هدف ساخت جاده در تالاب زیبای پریشان، اقدام به جمعآوری امضا اینترنتی از حامیان و فعالان محیطزیست کرده.
با ثبت امضا در این آدرس به جمع سایر فعالین مدافع پریشان بپیوندید:
http://parishanlake.blogfa.com/page/petition.aspx
لطفا شما نیز به هر صورت ممکن (درج لینک در وبلاگ، ایمیل، sms و...) سایرین رو از این اقدام مطلع کنید..
کازرون به واسطه برخورداري از طبيعت ويژه و وجود مناطق زيباي طبيعي و حيات وحش همچون درياچه پريشان، دشت برم، نرگس زار، منطقه حفاظت شده گوزن زرد و … به همراه آثار تاريخي و باستاني بي شمار مربوط به دوره هاي مختلف، از پارينه سنگي تا دوره اسلامي، يکي از مستعدترين شهرهاي ايران براي ايجاد مناطق گردشگري مي باشد که در سفر اخير رئيس جمهور محترم و هيئت وزيران به کازرون نيز طرح ايجاد دو منطقه گردشگري به تصويب هيئت دولت رسيد. البته تحقق اين امر نياز به زيرساختها و امکاناتي دارد که از جمله ابتدايي ترين آنها وجود اقامت گاهها و هتل براي گردشگران خصوصا گردشگران خارجي است...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
روز كازرون
برگزاري هفتهاي به نام هفته فرهنگ براي ارج نهادن به امور فرهنگي و خادمان به فرهنگ منطقه في نفسه بسيار ارزشمند است. من البته جزييات برنامه خوبي را که به همت اداره محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي در حال برگزاري است نميدانم و قصدم از نوشتن اين يادداشت نيز به هيچوجه قضاوت در باره اين برنامه نيست. اما اين موضوع شايد بهانهاي باشد براي طرح اجمالي موضوعي که سالهاست به صورت طرحي بر کاغذ مانده است و اميدوارم با ايجاد شرايط لازم و همراهي مسوولان و دلسوزان منطقه بتواند اجرايي و عملياتي شود.
سالها پيش در شهري كوچك در جنوب ايتاليا در جشني شرکت کردم که در يکي از روزهاي ماه مه (ارديبهشت) برگزار ميشود.(لطفا ادامه را کلیک کنید)
پايين بودن فرهنگ عمومي به ويژه در حوزه فرهنگ از يك سو و سيل خروشان فرهنگ جهاني و تحولات فرهنگ ملي عملا باعث شده است تا سرعت و حجم تخريب فرهنگ بومي و آثار فرهنگي بيش از حد تصور باشد. هر روز شاهديم كه بافتهاي كهن شهر و روستاهاي كهن به سرعت از بين ميروند. بناهاي تاريخي تخريب ميشود و حفاريهاي غير مجاز به هيچ تپه و امامزاده و مقبره و كتيبهاي رحم نميكند. هر روز بخشي از جنگلها و درختان كهن و محيطهاي طبيعي دستخوش نابودي ميشوند و بسياري از سنتها و صنايع دستي و دستساختههاي فرهنگ بومي از بين ميرود. گويش و واژگان كهن و آداب و رسوم هم جاي خود دارد.
بيتعارف، اميد داشتن و دلخوش كردن به تلاشهاي مراكز رسمي و ارگانهاي مربوط نيز جز خوشخيالي، سهل انگاري نيست.
پس چه بايد كرد؟
(لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد)
حدود يكسالي ميشه كه وبلاگنويسي بين كازرونيها روندي جالب و شايد در نوع خود بينظير رو به خودش گرفته. ايجاد و راهاندازي وبلاگهايي كه پيرامون محورهاي مختلفي از وضعيت اجتماعي، فرهنگي و... شهرستان كازرون مينويسند توسط كازرونيها علاوه بر بالا بردن ارتباط بين اين افراد، باعث ايجاد فضايي منحصر به فرد براي دستيابي به اطلاعاتي جديد پيرامون اين سرزمين شده.
همونطور كه ميدونيم توي چنين فضايي هرچقدر كه وبلاگنويسها بيشتر و بهتر با همديگه در ارتباط باشند، علاوه بر پيشبرد بهينهي فضاي كلي ميتونند خودشون رو از نظر اطلاعات به روزتر نگه دارند.
و اما پيشنهاد:
هركدام از وبلاگنويسها كد زير رو وارد قالب وبلاگشون كنند، جعبهي لينكي (مشابه جعبهاي كه در همين وبلاگ قرار داده شده) در حاشيهي كناري وبلاگشون (قسمت مربوط به لينكها، پستهاي قبلي، نويسندگان وبلاگ و...) اضافه ميشه كه حاوي آدرس كليهي وبلاگهاييه كه پيرامون شهرستان كازرون مطلب مينويسند. با انجام اين كار وبلاگنويسها علاوه بر معرفي بيشتر وبلاگهاي مرتبط با كازرون، هم خودشون و هم مخاطبينشون ميتونند از آخرين مطالب و نوشتههاي پيرامون كازرون هم بهرهمند بشند.
با كليك بر روي ادامهي مطلب جزئيات بيشتري در مورد اين كد و نحوهي افزودن اون به قالب وبلاگها رو مطالعه كنيد.
اين يادآوري را هم لازم ميدانم که ما در مقطع مهمي از تاريخ معماري شهر قرار داريم: از يکسو هنوز ارتباط ما با معماري گذشته به کلي قطع نشده است و از سوي ديگر ساخت و سازهاي فراواني بهويژه در قالب بلندمرتبهسازي(آپارتمان) تازه آغاز شده و يا در حال انجام است. و اين امر ميتواند در جهت دامنزدن به روند نابودي يا احياي هويت معماري بسيار موثر و سرنوشت ساز باشد. بنابراين لازم است با حمايت مسوولين مربوطه به ويژه شوراي شهر و شهرداري محترم طرح جامع "احياي هويت معماري بومي" تدوين و تصويب شود تا متن مدونه و مصوبه ضمانت اجرايي هم پيدا کند. دورنماي کار هم آن است که تا ده بيست سال بعد، وقتي کسي وارد شهر ميشود، دوباره با هويت مستقلي در ظاهر شهر روبه رو شود که با شهرهاي اطراف متفاوت باشد. هويتي که برگرفته و يادآور همان هويت از بين رفته در چهل سال اخير باشد.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
باسمه تعالی
وقتی سالها پیش اتوبان بیرمنگام به لندن ساخته شد٬ پیش بینی اقتصاددانان این بود که هزینه انجام شده پس از هفت سال برگشت داده می شود. به عبارتی پس از هفت سال کل هزینه ها مستهلک میشود. با بهره گیری از اتوبان دو اقتصاددان مجددا پروژه را بررسی کردند. آنان ارزش وقتی را که از مسافران صرفه جویی می شد٬ استهلاک کمتر اتومبیل ها٬ تصادفات کمتر و شاخص هایی از این دست را مبنا قرار دادند و متوجه شدند که سه و نیم سال پس از بهره گیری از اتوبان هزینه ها مستهلک شده و دو برابر بهتر از انتظار بررسی اولیه پروژه توجیه اقتصادی داشته است.
محور جدید کازرون – ارژن که حدود چهل کیلومتر کازرون را به شیراز نزدیک تر میکند خروج جدی کازرون از بن بست است و بی شک به نسبت خود بسیار بیشتر از اتوبان یاد شده برای آن دو شهر موثر واقع خواهد شد.
با توجه به افزایش روز افزون مسافران نوروزی نسبت به سالهای قبل و نبود امکانات مناسب جهت برآورده شدن اتنظارات مختلف مسافران در این ایام چند برابر مسافرانی که به شهر ما سرازیر می شوند راهی گناوه٬ بوشهر و دیگر شهرهای مرزی جنوب و شرق استان بوشهر شده و عمده این مسافران از پانزده کیلومتری حاشیه کازرون گذشته و وارد شهر سبز نمی شوند .حال با این امید که پایان سال هشتاد و شش آغاز بهره برداری از محور ارژن – کازرون باشد٬ در آن صورت شهر ما احتمالا با بحران جدی در ارائه امکانات مناسب مواجه می شود. و این مشکلات تنها به نوروز محدود نمی شود٬ بلکه مشمول تمامی ماه های سال نيز می گردد.
برای پیشرفت در هر زمینه ای قبل از آنکه به تزریق منابع و امکانات بپردازیم باید موانع را شناسایی و رفع نماییم. چرا که در غیر اینصورت بسیاری از منابع و امکانات ما به هدر خواهد رفت. بنظر نگارنده و بنا به تجربه ۲۲ سال خدمت در مناطق مختلف، مانع اصلی رشد کازرون و اصولا هر منطقه دیگری، در همه زمینه ها، نه مسئولین هستند، نه فرهنگ مردم و نه ..... ( که البته شاید در جای خود بی تقصیر هم نباشند اما مانع اصلی نیستند). مانع اصلی فقط یک چیز است و آن هم نبود ارتباطات است ...! فکرتان به جاهای بد نرود، منظورم پارتی بازی و ... نیست. حتی منطورم رسانه های جمعی و مطبوعات هم نیست ! خیلی ساده است، منطورم راه است. البته صرف داشتن راه موجب توسعه نمی شود بلکه راهی زمینه توسعه خواهد شد که منطقه را در مسیر عبور سایر مناطق قرار دهد. در یک جمله اینکه باید کازرون را از بن بست حارج ساخت. چرا که منطقه ای که محل عبور نباشد در همه زمینه ها عقب می ماند، حتی در زمینه فرهنگی.
امروز هیچ کس تا مجبور نباشد (یعنی کاری نداشته باشد) گذرش به کازرون نخواهد افتاد، بنابراین تبادل سرمایه، تبادل علم و تبادل فرهنگ و ... همه در گرو خروج کازرون از بن بست می باشد.
بنابراین برای همه دلسوزان کازرون باید اولویت اول خروج شهرستان از بن بست باشد. اما توجه داشته باشیم تنها اتمام جاده کازرون به شیراز مشکل خروج از بن بست را حل نخواهد کرد. با توجه به احداث آزاد راه عسلویه - فراشبند - شیراز باید از هم اکنون به فکر دو محور ارتباطی مهم که در آینده برای کازرون حیاتی خواهند بود باشیم.
اول: دو خطه کردن محور کازرون - کنارتخته و به ویژه عملیاتی شدن تونل بناف، چرا که استان بوشهرآزاد راه بوشهر - دالکی را اجرا و ادامه آ ن تا کنارتخته را در برنامه خود دارد.
دوم: احداث جاده مناسب بین کازرون و فراشبند است تا بتواند سهم کازرون را از ترافیک آزاد راه عسلویه - فراشبند - شیراز بگیرد.
نکند فردا روزی بازهم در حسرت باشیم که چرا کازرون پیشرفت نمی کند. شک نکنیم که هر کس آینده نگر نباشد، در بن بست خواهد ماند. والسلام.
پیش درآمد
چند روز قبل برای کاری به پاریس رفته بودم. شهر جالب و عجیبی است. هر جه بیشتر آنرا رصد می کنی به عمق فرهنگی اش بیشتر پی می بری. از در و دیوارش آراستگی و حساب و کتاب می بارد. معماری پاریس قطعا برای برخی دوستان اهل فن درس آموز است. و البته خیابانهایش و دود ماشینها نیز تو را نمی آزارد. خیابان شانزه لیزه با آنکه که در لحظه، هزاران انسان از اقصی نقاط عالم و دوربین به دست! را در خود جا داده اما نه شلوغی اش و نه ظواهر نامتعارف برخی مردمانش ( از نظر ما مسلمانها ) تو را نمی آزارد چون تنها عظمت هنجارهای فرهنگی اش تو را مجذوب می کند و نه چیز دیگر . وقتی با مردمانش هم کلام می شوی می بینی و می فهمی کهریا نمی کنند و به تو دروغ نمی گویند و البته صداقت و بی صداقتی تو را هم خوب می فهمند. فرقی نیست در پواتیه باشی یا مارسی یا نانت یا پاریس. اما البته اینجا هم مدینه فاضله نیست. اینجا هم جرم وجود دارد و هم انسانهای خطاکار. اما همه همدیگر را خوب می شناسند، و اینجا شناخت انسان حرمت و ارزش دارد. رفتار و گفتار او در ترازوی دقیق سنج فرهنگ میزان می شود تا هویت بخش آنان باشد. اینجا اگر چه در آن واحد با صدها فرهنگ، ملیت و هویت مختلف روبرو هستی و اگر چه انسانها به خاطر آزادی اندیشه و بیان هر کدام پارادایم های فرهنگی و عقیدتی متحرکی هستند اما ....
همواره جهت شناخت، تحليل و بررسي و ارائهي راهكارهايي جهت حل مسئله و يا كاهش زيانهاي ناشي از عدم توانايي در كنترل صحيح آن، بايستي به سلسله عوامل سازنده و يا هدايتكنندهي آن كه بعضاً در نگاه اول ديده نميشوند نيز پرداخت. پيرامون محوري كه در وبلاگ «كازروننوشت» پيگيري ميشود نيز ميتوان ساختار گذشتهي عوامل تاريخي، سياسي، جغرافيايي، فرهنگي، ارتباطي و... شهرستان را جهت شناخت بهتر عوامل شكلدهندهي وضعيت فعلي بررسي نمود.
يكي از عمده عوامل ديگري كه ميتواند كليت كار را تحت تأثير قرار داده و علاوه بر ايفاي نقش مهم و اصولي در شناخت پيشينهي مسائل در چنين سطوحي، به عنوان عاملي اصولي و اساسي در ارائهي راهكارها نيز شناخته شود، «دارا بودن ديد جهاني، منطقهاي، ملي و استاني» است. مادامي كه تحليلگر و نظريهپرداز بتواند با استفاده از ابزارهاي اطلاعاتي و ارتباطي نگاهي به مسائل و چالشهاي مرتبط با موضوعات محلي در سطوح بالاتر (استاني، ملي، منطقهاي و جهاني) نمايد، ميتوان به راهكارهاي ارائه شده از سوي وي با اطمينان بيشتري نگريست. چرا كه شرايط جوامع محلي به واسطهي تغييرپذيري زياد و غيرقابل انكار از سطوح بالاتر، همواره تابعي از آن بوده و در صورت حذف يا كمديده شدن تغييراتي كه در سطوح كلان صورت ميپذيرد، نميتوان به ارائهي راهكارهاي درست و قابل اجرا چشم داشت.
لذا بايستي كوشيد تا ضمن اطلاع از آخرين تغييراتي كه در سطوح مختلف جهاني رخ ميدهد كه از آن جمله ميتوان به اهداف توسعهي هزاره، برنامههاي بلندمدت و كوتاه مدت سازمانهاي بينالمللي و داخلي، سياستها و راهكارهاي در دست اجراي دولت و... نيز اشاره نمود، بتوان به ارائهي راهكارهايي صحيح و قابل اجرا در بلندمدت براي منطقهي مورد نظر (كه در اين وبلاگ شهرستان كازرون) است پرداخت و به لحاظ نقش مهم و ويژهي چنين اصلي آن را بر ساير مسائل مشابه نيز تعميم داد.
۱ـ مقدمه
وقتی که از جنوب به سمت شمال می روی و از منطقه ای با مشخصات ۵۱ درجه و 39 دقيقه و 15 ثانيه طول شرقي و 29 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي عبور می کنی و از کنار بیغوله های بی سر و سامانی که روزی نشانه سترگی و عظمت مردم یک کشور بوده ! گذشته و با گردشی به سمت شرق به گردنه هایی می رسی که رعب و هراس باقی مانده از ابهام و تاریکی بازیهای سیاسی مدفون شده در گرده جاده کمر خمیده !
زیبایی های بکر طبیعت را در مقابل چشمانت چونان کابوس تمام ناشدنی جلوه میدهد ، با خود می گویی کی به مقصد خواهم رسید ؟ و بالاخره به جایی می رسی که شاید در سایه سار لطافت و شیرینی نغز مردان ادب پرورش بتوانی کمی خیال آرامش در سر بپرورانی . از شهر حافظ و سعدی که بگذری و تا ۹۱۰ کیلومتر آنطرفتر در میا نه راه داستان این شهر جنوبی کم کمک رنگ می بازد و خوبی و بدی اش را کمتر کسی به یاد می آورد مگر اینکه گاه با همکلاسی ها حرفی رد و بدل شود و آنها با فشار به حافظه دوران کودکی به یاد قصه خانواده آقای هاشمی و سفر به کازرون بیفتند ! و آنگاه کمی تو را به خاطر بیاورند.
به شهر هفتاد و دو ملت که می رسی فکر می کنی به اروپا رسیده ای ! پس چه بهتر که فراموش کنی که از جنوب آمده ای هر چند که استاد دانشگاه یا وکیل مردم و یا طبیب برجسته ای باشی ، چون اروپاییان چندان خوشایندی ندارند تو آنها را به یاد شکاف میان شمال و جنوب بیاندازی !
و در اینجا یا باید مانند دیگران وارد گرداب پر سرعت و رو به ترقی روزمره گی شوی ! یا اینکه جانب عزلت و رهبانیت مثبت و البته غیر قابل فهم برای دیگران را بگیری . و وقتی روزی از روزها مور مورکهای !
آزاردهنده دوران گوشه گیری از قضا تو را هم کاسه خوب طینتان دسته دوم می کند جمعی را می بینی که صادقانه و با دست خالی می خواهند به جنگ غول بی شاخ و دم سیاست زدگی و روز مرگی بروند ، مسیر آمده را بازبینی کنند و ۱۰۶۰ کیلو متر دشت و کوه و بیابان را در رفتار و کردار و نوشته هایشان محو کنند تا تصویر شهر شاپور ، شیخ ابواسحاق ، شیخ امین الدین ، علامه دوانی ، ایت الله مختاری، مردانی و مظلوم زاده ها و تمامی بزرگمردان و ایثارگران راه آزادی و انسانیت را در پایتخت کشوری بزرگ و کهن برای هموطنان خودبنمایانند و سر انجام با افتخار و روح سربلندی دمیده شده در مردمانش موجب سعادت روز افزون آنها شوند . و نتیجه اینکه فرشتگان نجات خود بعضی خود قربانی گرداب سیاست زدگی می شوند ولی بدون شک این پایان داستان نیست .
۲ـ داستان شهر ما
داستان شهر ما داستان زندگی است . برخی زندگی را جدی می گیرند ، برخی آن را به بطالت می گذرانند !
برخی برای زندگی خود و دیگران ارزش قائلند و برخی برای هیچکدام ارزشی قائل نیستند . برخی پیچ و خم های زندگی را ر خوب می شناسند و برخی نمی شناسند ، برخی می خواهند فلسفه بودن و نفس کشیدن را بدانند ، برخی چنین تفکراتی برایشان مهملاتی بیش نیست ! برخی برای حفظ و حرمت زندگی دیگران جان و مال خود را به خطر می اندازند و برخی دیگر همین ها را از مردم می گیرند. و اتفاقا از هر دو تفکر در هر قشر و لایه مردم اعم از عوام و خواص وجود دارند به همین دلیل ممکن است مردمانی ساده ، بی موقعیت و بدون مسوولیت را ببینیم که بیشترین دغدغه و تلاش برای بهبود زندگی خود و دیگران دارند در حالی که عده ای هم با داشتن موقعیت و مسوولیت دانسته یا ندانسته بزرگترین سد راه بهبودی زندگی دیگران باشند. هدفم از این جملات نتیجه گیری و قضاوت اخلاقی نیست . بلکه گوشزد این مساله است که بسترهای اخلاقی ترویج شده در هر جامعه به وضوح نوع جهت گیری مادی و معیشتی ما را مشخص می کند . نمی خواهم باب مغلق گویی را باز کنم اما بدون شک هر کسی با پیش فرضهای خود به یک مو ضوع نگاه میکند و من هم از این موضوع مستثنی نیستم و در هر صورت در عین اعتقاد به انجام کارهای انقلابی درحیطه عمرانی و معیشتی مردم معتقدم تا بسترهای معرفتی یک مساله برای مردم یک شهر یا کشور حل نشود نه تنها مشکل حل نمی شود بلکه ممکن است به پاک کردن صورت مساله ، پیچیده تر کردن و یا حل موقتی مساله بیانجامد .
لذا معتقدم شاید ضمن پی گیری نوعی نگاه استقرایی و با توجه به پارادایم ها و رویکردهای موجود در قبال مساله شهرمان کازرون ، بتوانیم عزممان را درشکوفایی هر چه بیشتر این شهر دیرینه جزم نماییم .
تا بعد
بهزاد رضوی فرد
پواتیه ـ فرانسه
مردم دوان از قدیم الایام به سخت کوشی و داشتن همت بلند مشهور بوده اند. همه شان سخت به دوان عشق می ورزند و در هر کجای جهان هم که باشند خود را دوانی می دانند و این علاقه را به فرزندانشان هم منتقل می کنند. این همت را کمتر می توان در خود شهر یا دیگر روستاهای منطقه یافت. بی تردید تا کنون دوان تنها روستای کازرون است که دست کم چهارپنج کتاب مستقل در باره اش چاپ شده است.(ر.ک: کتابخانه کازرون) دوانی ها در حوزه ایجاد سایت بیش از دیگر مناطق اینترنت را جدی گرفته و احتمالا یگانه روستای ایران است که از سالها پیش سایتی مستقل به زبان انگلیسی داشته و اکنون سایتی فارسی نیز دارد. همین امر باعث شده است تا در سطح جهان مکانی شناخته شده به حساب آید و مثلا روی نقشه گوگل نامش در کنار نام شهرهای بزرگ ذکر شود.
یکی از نیازهای امروز ما همین است که به ویژه برای حفظ هویت و ویژگی های فرهنگی مان, با ایجاد سایتها یا وبلاگهایی در باره آداب و رسوم و فرهنگ و تاریخ و جغرافیا و رجال و ... بتوانیم عشق به زادگاه را به منظور ایجاد انگیزه برای کمک به حفظ فرهنگ و رشد و توسعه هر منطقه فراهم کنیم. بی تردید بلیان و جروق و جره و خشت و چنارشیجان و بسیاری دیگر از مناطق کازرون این پتانسیل را به خوبی دارا هستند.
امیدوارم جوانان این مناطق به این نیاز جدی روزگار ما توجهی بیش از پیش کنند.
دو سایت دوان: http://www.dovoon.com/