در شماره
۶۷ هفته نامه بیشاپور مورخ ۲۱ خرداد ۱۳۸۶و در صفحه ۳ آن نشریه وزین مطلبی با عنوان « گوشه چشمی به کتابخانه عمومی کازرون » درج گردیده که خواندن آن و خصوصا مشاهده عکسهای آن علاوه بر آنکه دل هر کازرونی علم و فرهنگ دوست را به درد می آورد، ضرورت پرداختن به این موضوع به عنوان یک مسئله بحرانی و فوق العاده در شرایط فعلی از سوی مسئولین و مردم را متذکر می شود.همانگونه که از سطور آن مقاله نیز پیداست، نگاهی اجمالی نشان می دهد...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنیدمدتی این مثنوی تأخیر شد
نشد که ادامه بدهم ولی اگر خدایمان یاری کند باز از سر خواهیم گرفت. تکیه کرده بودیم بر فرهنگ و درست و غلط، هرچه در ذهنمان میگذشت مینگاشتیم. باز هم بر همان راهیم و از علیم ِ رحیم مدد میجوییم. برای ورود، دوباره از دوستان خواهش گذشت و بخشودگی دارم اگر راه را به بیراه میروم و بیربط میانگارم و نمیفهمم آنچه را که در شهر میگذرد ولی بزرگان
خبر اکران فیلم 300 که باز یک حمله تهاجمی به مرزهای معنوی و هویتی ایران بود، واکنشهای متعدد و مختلفی را در جهان توسط ایرانیان به راه انداخت و تحلیلها و راهکارهایی مقطعی از سوی کارشناسان، محافل خبری، روزنامه ها، گروههای مردمی و عامه ارائه گردید. اما یکی از نقاط اشتراک این تحلیلها، نقد بر عملکرد دستگاههای فرهنگی و تبلیغاتی داخلی است که در طول سالیان سال به معرفی واقعیات تمدن...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
اگر سالها به صورت زایدالوصف و اغراق آمیز مسئله چاده تنها عامل عقب افتادگی شهر منعکس گردیده است، بحمدالله در آینده نه چندان دور این مهم حاصل خواهد شد. اما در خلوت گریبان خود را خواهیم گرفت و سئوالات بسیاری مطرح می کنیم که آیا فقط همین عامل بوده است. برای عوامل دیگر عقبگرد شهر چه کار در خور شان و منزلت شهر کازرون انجام شده است.
من به نوبه خود اعتقاد دارم که مسئله جاده نمی بایست اینقدر ما را عقب نگهدارد. شاید بتوان گفت تاثیر این موضوع باعث خود باختگی بیش از حد شد . به طوری که عرصه های دیگر را فراموش کردیم و منتظر حل این ام المصایب شد یم.
یکی از این عرصه ها " سیمای شهری" یا" منظر شهری"کازرون است. کازرون امروز شهری است مغشوش نامتناسب بد قواره و ... به هم ریخته و در نهایت بد قیافه. چرا؟
چون ساختمان های شهرمعماری برازنده و هماهنگ که کالبد شهر را بسازند ندارد
محور های شهری دارای عناصر لازم و کارآمد نیست.
میادین شهر عناصر متشکله اش که در معماری ایرانی مطرح است یا نداشته و یا از بین رفته است.
محور پیاده شهری اصلا ندارد
عناصر با ارزش معماری اش از بین رفته است.
فضای سبز ندارد.
ظرفیت فعالیت اقتصادی متناسب را ندارد
نمی شد در این سالها که جاده نداشتیم به مدخل شهر خویش توجه کنیم.تا لااقل مهاجر کمتری داشته باشیم؟ در حالی که کازرون گذشته شهری منطقی متناسب خوش قیافه بود چون ساختمانها دارای معماری برازنده محورهای شهری تعریف ده بود میادین دارای کارکرد و فعالیت های گوناگون بودند. بازار محور اقتصادی وپیاده
شهری بود. عناصر تاریخی و با ارزش در شهر با احترام حفظ شده بودند و ....
همواره برنامهريزي صحيح و استفادهي اصولي از منابع، جهت رشد و ارتقاي وضعيت موجود در هر جامعهاي نيازمند در اختيار داشتن اطلاعات دقيق از شرايط جغرافيايي، زيستي، فرهنگي، تاريخي، اقتصادي و هر آن چيز ديگري است كه ميتواند در قالب دادههايي به برنامهريزان و فعالين جوامع مذكور، جهت تنظيم ساختاري موزون و قابل دستيابي با هدف عبور از وضعيت موجود و حركت بسوي وضعيت مطلوب بيان گردد.
به همين منظور طي چند يادداشت و صرفاً از ديدگاه يك شهروند (و نه متخصص، محقق و يا پژوهشگر) سعي در بيان و يادآوري مجدد برخي از دادههاي شهروندي در كازرون خواهيم داشت. اميد كه با نظرات تكميلي كليهي انديشمندان گرانقدر بتواند به عنوان كمكي به محققين و صاحبين انديشهاي كه در اين زمينه فعال هستند ايفاي نقش نمايد.
در ديد كلان ميتوان مبحث حمل و نقل و ارتباطات را از دو زاويه اقتصادي و فرهنگي مورد بررسي مستقيم قرار داد. (گرچه...
بنام خداوند جان و خرد
براستی وقتی جمله خبری- توصیفی ِ من کازرونی هستم را به کار میبریم چه مفهومی را مراد میکنیم؟ یا وقتی در پی تعریفِ هویتی ِ خودمان نام های جغرافیایی را بر زبان میآوریم چه چیزی را واقعن تبیین کردهایم؟ چه فاکتورهای صریح و روشنی را در نظر داریم که اینگونه خود را شاخص میکنیم ؟ و این اوصاف ذهنی چگونه میتوانند حرکت کردنمان را طراحی کنند و چه کیفیتی را برای نوع عملکردمان رقم میزنند؟ آیا فرهنگ کازرونی یا حتی فرهنگ ایرانی به معنی واقعی معنایی را در بر دارد و اگر پاسخ مثبت باشد شاخصه های آن چیست؟ و...
هر چند که «سیستم مدیریت» و «مدیران» از عوامل مهم موفقیت ویا ناکامی جوامع بشری محسوب می شود ، اما از آنجا که یک سر این بحث - به خصوص در کشور ما - به قدرت و سیاست متصل می شود ، اظهار نظر و بحث پیرامون آن نیز به مراتب مشکل تر و سخت تر از مباحث دیگر است ؛ به همین جهت همین چند کلام نیز به مذاق برخی رفقا و جمعی از رقبا خوش نیامد و نگارنده را بر آن داشت تا هر چه زودتر سر و ته این موضوع را به هم برساند . اما واقعیت این است که اگر ما می خواهیم په رشد و پیشرفت کازرون فکر کنیم ، ناچار بایستی به مجموعه ی علل و عواملی که مانع این رشد و پیشرفت بوده وهستند به شکل همه جانبه توجه کنیم و ...
در شهرستان کازرون افراد زیادی تا کنون به سمت های گوناگونی منصوب شده اند و مدت زمانی مسئولیتی را برعهده داشته اند ؛ آمده اند و رفته اند و یا آمده اند و هنوز نرفته اند ! اما چنانچه به سابقه ی برخی از این افراد نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که برای این دسته از افراد مسئولیت فقط در زمان مسئول بودن یا به عبارت بهتر در زمانی که پست ومقام دارند معنا دارد . این دسته از افراد ....
برای نوشتن مطلب در این وبلاگ چندین موضوع انتخاب کرده بودم اما برای اینکه این مطلب ، هم جهت با اهداف طراحی شده از سوی وبلاگ کازرون نوشت باشد ، یک بار دیگر به صورت کلی مطالب پیشین این وبلاگ را مرور کردم . در یکی از مطالب به نوشته ای از دوست عزیزم آقای عماد شیخ الحکمائی بر خورد کردم که در آن این سوال را مطرح کرده بودند « بزرگترین مشکل کازرون چیست؟ »
به نظر نگارنده یکی از بزرگترین مشکلات شهرستان کازرون مربوط به سبک مدیریت و مدیران نا کارآمد در این شهرستان بوده و می باشد ، نه صعود و نه سقوط مدیران و نه آمدن ونه رفتن آنها ...
مکان یابی شهری
قدر مسلم اصلی ترین عامل تعیین کننده جهت مکان یابی برای سکونت گاه بشر از اولین تمدن تا چند قرن گذشته « آب » بوده است. به عبارتی اکثریت تمدنها در کنار رودخانه ها شکل گرفته است . رودخانه ها برای شرب ٬آبیاری زمینهای کشاورزی ٬صید ماهی و حمل و نقل همیشه مورد توجه بوده است . دیگر عوامل تعیین کننده در مکان یابی سکونت گاهها ٬ اقلیم مناسب هم از نظر حاصلخیزی زمین و هم نوع آب و هوا جهت تأمین آسایش زندگی بشمار می رفته است . یعنی اینکه از دیرباز انسان برای تعیین محل زندگی خود تابع عوامل طبیعی و محیطی بوده است .
اما امروزه روز این عوامل طبیعی نمی توانند برای تصمیم گیری انسانها در انتخاب سکونت گاهشان محدودیت ایجاد کنند . چرا که انسان امروزی با استفاده از تکنولوژیهای مدرن روز در هر مکانی قادر است تا حدود زیادی شرایط زندگی را برای خود ایده آل نماید . با حبس آب در پشت سدها و یا حفر چاههای عمیق چند صد متری آب مورد نیاز تأمین می گردد٬ مایحتاج زندگی از سوی تأمین کنندگان و از طریق راههای ارتباطی به دست مصرف کننده می رسد ٬شرایط آسایشی برای گذران زندگی نیز با استفاده از امکاناتی نظیر برق و لوازم برقی و تکنولوژی روز مهیا می شود و .......
بدون شک رودخانه شاپور در تأسیس و شکل گیری شهر بیشابور به همان دلایل فوق الذکر ٬ نقش مهمی را ایفا می نموده است . اما انتخاب محل فعلی شهر کازرون توسط پیشینیان بعنوان یک سکونت گاه دائمی جای تأمل بسیار دارد . برخی از ویژگیهای اقلیمی کازرون که شاید در انتخاب محل زندگی توسط قدما تعیین کننده بوده را می توان چنین نام برد .
۱- محل فعلی دقیقاْ در مرز زمینهای حاصلخیز و مستعد کشاورزی انتخاب شده است .
۲- جهت باد غالب (از غرب به شرق) و عبور آن از روی رودخانه و باغات احتمالی آن زمان برای تعدیل گرمای محیط شاید مد نظر بوده است .
۳- ساختار زمین کازرون از استحکام قابل توجهی برای ساخت و ساز برخوردار است .
۴- شیب طبیعی شهر به گونه ای است که حتی در بارانهای معروف هفت شبانه روزی کازرون ٬ سیل گیر نیست .
۵- شرایط آب و هوائی منطقه از نظر رشد و نمو گیاهانِ با سازگاریهای متضاد ٬ منحصر به فرد است . ( قابل توجه صاحب منصبان کشاورزی و اقتصاد کازرون ؟!)
۶- از منظر دیگر شرایط آب و هوائی منطقه به شکلی است که طبیعت کازرون با تقویم شمسی کاملاْ تطابق دارد . یعنی کمتر منطقه ای را در کشور می توان یافت که طبیعت آن دقیقاْ با آغاز سال نو ٬ متحول شود . تحول طبیعت همسایگان جنوبی کازرون در اسفند ماه و همسایگان شمالی در اردیبهشت ماه اتفاق می افتد . ( قابل توجه دست اندرکاران صنعت توریسم کازرون ؟؟!!)
اما باید بدانیم که در محل فعلی نه رودخانه ای وجود داشته و نه چشمه جوشانی . پس آنها چگونه آب مورد نیاز شرب و کشاورزی خود را تأمین می نموده اند ؟ از طرفی در چنین منطقه گرم و خشکی با دمای بالای ۵۰ درجه سانتیگراد در تابستان ( این بار قابل توجه مسئولین محترم هواشناسی کازرون جهت کالیبره کردن دستگاه دماسنجشان ؟؟؟!!!)٬ چگونه زندگی را برای خود آسان نموده ٬ در کمال آسایش زندگی می کرده اند ؟ آنهم در شهری که میزان حرارت زمین آن به حدی است که ظرف چند سال اخیر توسط سازمان انرژیهای نو جزء ۱۰ شهر کاندید برای تولید برق به روش زمین گرمائی قرار گرفته است .
به راستی آنان چگونه همانند انسان مدرن امروزی بر عوامل محدود کننده طبیعت فائق آمده و به منظور امکان استفاده از ویژگیهای منحصر به فرد منطقه ٬ چه مکانیزم و راه حلی را برای حل مشکلات دما و آب اتخاذ کرده بودند ؟ و مهمتر اینکه چرا ما دقیقاْ در همان محل و با همان شرایط اقلیمی و با اینهمه امکانات برودتی ٬ گاه از شدت گرما بی تاب شده و در حسرت آسایش آن زمانیم ؟
در بحث های آینده به اصول مهندسی به کار رفته در عمران شهری توسط کازرونیان قدیم و مقایسه آن با وضعیت موجود خواهیم پرداخت .
بگو و بازهم بگو و از اینگونه بسیار ...
بنام حضرت دوست
گمان کنم که بد نباشد اگر یک نگاه اجمالی بر این چند وقتهی وبِ کازروننوشت بیندازیم و بدانیم که به چه سویی در حال رفتنیم. آنچه البته میآید نظر شخصی است و مصون از اشتباه نخواهد بود.
آنچه بزرگواران در این چند وقته گفته و نوشتهاند همگی ارزشمند و بسیار درخور تعمق است لکن یک نکته را دوستتر دارم که کاملن صمیمانه عرض کنم و آن اینکه بنظر میرسد که باید رسالت خود را بر این قرار دهیم که این صفحه جایگاهی باشد که مخاطب را به دیگرگونه دیدن و اندیشیدن ِ به مشکلات وا دارد و نگاهایی از جنس دیگر (فارغ از دغدغه های سیاسی ) را احیانن روبروی مسئولین شهرستان قرار دهد، وگرنه تنها پرداختن به گزارش مشکلات وظیفه ای است که از عهده نشریات شهرستان بر میآید و شاید حتی موفق تر و پر مخاطب تر. به گمان من این حیاط خلوت مجازی می تواند مکانی باشد برای عمیق تر، علمی تر و جامع تر نگریستن به امور و حتی آموزشگاهی میتواند باشد برای خوانندگانش.
دوستان بهتر میدانند که بزرگترین مشکل اساسی ما نه در شهرستان که در تمام کشور نیندیشیدن و حساب واقعه را قبل از وقوع نکردن است، در همهی عرصه ها، عمرانیش را همه به عینه و سریع میبینیم. فراموش نکنیم که ارزش ننهادن به دکترین ها نتیجهای جز شکست نخواهد داشت ، و البته این بی توجهای اخلاق ثانویه مجریان شده و ثمراتش را هم با تمام وجود احساس میکنیم. چیزی که در فرهنگ کشورهای پیشرفته تر درست عکسش را شاهدیم و اطلاع داریم که برای یک پروژه در هر سطحی ـ از گذاشتن یک سطل زباله کنار خیابان تا تنظیم سیاست خارجهشان ـ چه مطالعات (میدانی یا کتابخانهای) وسیعی را انجام میدهند و اینگونه احتمال زیان را به حداقل میرسانند و بهرهوری را به حداکثر. که البته این یک حکم محکم عقلی است و "محتاج جنگ نیست".
اگر قرار باشد در این مجال الکترونیک مدام رویهها را تذکر بدهیم و سلیقههایمان را مثلن برای شکل فلان خیابان یا ساخت فلان بنا و یا ... عنوان کنیم و طبق خوشآیندمان به فلان اداره یا نهاد تذکر دهیم، گمان میکنم بهتر باشد به فعالیت سیاسی جدی بپردازیم و برای بدست آوردن مسئولیتهایی در شهرستان کوشش کنیم، که با کسب چنین موقعیتهایی هم دیگر احتیاجی نیست به گفتن و گله کردن ـ و به طبع نشنیده ماندن ـ البته کار سیاسی ِ صرف لوازم خاص دیگری را میطلبد و آمادگیهای ویژه خود را میخواهد. و بیشک گاهی نیز لازم است و محتوم.
پس آنچه بهترین کارکرد میتواند برای زحمتی که دوستان میکشند باشد همان آموزش است که عرض شد، فعالیت فکری و نظری کردن و آن را به آن شیوه انجام دادن که کارگذاران خود را محتاج به آن بدانند، و احتمالن نسل در حال وارد شدن به عرصههای عملی را آماده نمودن و آنها را به کنه مشکلات آشنا کردن. کنهی که چون مایان هنوز معتقد و ایماندارند که هیچ نیست جز فرهنگ، فرهنگ، فرهنگ، با تمام شمولیت، پیچیدگیها و زیر و بمهایش. چرا که تا آدمها تغییر نکنند هیچ تغییری را شاهد نخواهیم بود. " إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ " به یاری حق نگارنده در مطالب بعدی در این راستا خواهد کوشید و منت پذیر دوستان خواهد بود اگر با راهنمایی های استادانهشان او را از سبیل خطا باز دارند.(این مطلب را ببینید)
یا حق
ارادتمند امین
با عرض سلام خدمت دوستان همشهری و عزیز.در ادامه مطلب ٬ ابتدا باید گفت که این مباحث بیشتر فرضیه است . نکته اینکه فرضیه قانون نیست ٬ اما ابزار ضروری اندیشه و پایه پژوهش ٬تحقیق و خصوصا نظریه پردازی محسوب می شود .اعتبار فرضیه به روشن کردن امور است که به کمک تفسیر انجام می شود . با این مقدمه بحث را شروع می کنیم .
نیازی به تاکید نیست که کازرون به عنوان یک شهر تولیدی - بازرگانی ٬ به نظا م اجتماعی کلان تر قرن چهارم هجری ایران متعلق بود.قرن چهارم هجری بنا به گفته محققین " عصر رنسانس ایرانی- اسلامی" معرفی شده است . عصری که تمدن ایرانی به او ج شکوفایی خو د در تمام زمینه های ادب٬فرهنگ و تجارت رسید . این شکوفایی ٬ البته بی تاثیر از دوره حکمرانی سلسله آل بویه ( از سال ۳۲۰ تا۴۴۷ هجری ) نبود .
بنا به اعتقاد نویسنده ساختار اجتماعی ایران در طول تاریح یک ساختار عشیره ای- قبیله ای بوده که تاکنون نیز علیرغم ظاهر متمدن ما د ر عمق لایه های اجتما عی به حیات خود ا دامه می دهد .و لذا برای شنا خت تاریخ ایران باید این مناسبات ا جتما عی را درک کرد .یکی از و یژ گی های جوامع عشیره ای - قبیله ای تمر کز گرایی شدید در مناسبات اجتما عی اعم از تمر کز گرایی در امور سیاسی ٬ اجتماعی ٬ فرهنگی و اقتصادی است .این تمرکز گرایی با روی کار آمدن یک حاکم مقتدر مانند یک عنصر طبیعی رشد میکرد ٬ جو انه می زد و به بار می نشست.چرا که زمینه های اجتماعی این تمرکز گرایی در جا معه ایران مهیا و آماده بود و هست .
بعد از روی کار آمدن آل بویه ٬ تمر کز گرایی به عنوان یک اولویت اقتضایی شروع به رشد کرد و در دوره عضد الدو له به بار نشست ( دوره حکمرانی ۳۷۲-۳۳۸ هجری ) .عضدا لدوله اصرار زیادی داشت تا در طول حکمرانی خود بتو اند تمام امور را به سو ی متمرکز کردن سو ق دهد . در این میان پر داختن به امور اقتصادی یک او لو یت محسو ب می شد. روال مرسوم د ر حکومت های تمرکز گرا ٬ یکپارچه کردن قلمرو تحت امر بود . این یک اصل ضروری و پذیرفته شده بود که در ضرورت آن هیچ شکی برای حاکمان و جود نداشت .الگو قرار دا دن ایران ساسانی و حتی رساندن اصل و نسب خود به شاهان ساسانی در همین راستا صورت می گر فت . برای یکپارچه کردن قلمرو اولین اقدام ساماندهی به و ضعیت اقتصادی خصوصا گرد آ وری مالیات مرسوم و غیر مرسوم بود .در واقع میان ساماندهی اقتصادی و تداوم حکومت یک رابطه مستقیم وجو د داشت : هر چه قدر پشتوانه اقتصادی یک حکومت بیشتر بود اقتدار و دوام حکومت تضمین می شد.نکته قابل تو جه اینکه با تصمیم حکومت مبنی بر متمر کز کردن امور ٬ یک همگرایی اجتماعی در جامعه شکل می گرفت .این همگرایی به طور طبیعی میان مرکز و ولایات به وجود می آمد و نیروی نظامی حرفه ای و دیو انسالاری ر و به رشد از این مناسبات اجتماعی حفاظت و حمایت می کرد.بدین ترتیب یک شبکه اقتصادی منظم و منسجم به وجود می آمد که از یک طرف ( مرکز) خدما ت اجتماعی قابل ملاحظه ای به و لایات دا ده می شد . خدماتی مانند: ساختن سد٬ کاروان سرا ٬ راهسازی ٬ راهداری ٬ آب انبارهای عمومی ٬ لا یروبی قناتها ٬ نگهداری شبکه های آب رسانی ٬ساختن قلاع برای دفاع از شهرها ٬ حصار و برج و باروی اطراف شهر ها ٬ بازارها ٬و تجارت خانه ها . ( نگاه کنید به مقاله شماره قبل در خصوص گزارش مقدسی در مورد ساخت سرای تاجران در کازرون تو سط عضد الدوله ). و در مقا بل شهر های ولایات ملزم بو دند تا مازاد اقتصادی محل را اعم از مالیات و یا در آمدهای تجاری و بازر گانی را گرد آوری و به مرکز حکومت ( که در دوره مورد بحث شیراز بود ) ارسال کنند.بر همین اساس تاجران کازرون می بایست روزانه ده هزار درهم به پایتخت عضد الدوله ارسال می کردند. و به این ترتیب رونق و رشد منطقه ای خود را تضمین می کردند .
اما این رونق و شکوفایی تداوم نداشت .دلیل این امر به اقتضایی بودن سیاست های جوامع قبیله ای و نیز وابسته بو دن این جوامع به جایگاه فردی حکمران بر می گردد. لذا با مرگ زود رس عضد الدوله در سال ۳۷۲ هجری ٬ نه تنها شکو فایی از کازرون بلکه از تمام قلمرو آل بویه رخت بر بست .
(این پیش نویس بداهه بعنوان پیشگفتاری است بر گفتارهای اندیشه شده در آینده و سلامی تازه به نویسندگان" کازرون نوشت" . امیدوارم که در آینده حرفهای بهتر و کاملتری برای نوشتن داشته باشم .)نوشتن از كازرون برايم –به گونه اي – نوشتن در باره يك امر قدسي است. نه نوشتن در باره يك شهر به اعتبار اينكه من متولد آنجا يم(چه اينكه در كودكي به دليل شغل پدرم و در بزرگسالي به دليل كوچ لاجرم- سالهاي سكونت و زندگي من در اين شهر راز آميز در مجموع كمتر از 10 سال بوده است ) و اگرهم متولد اين سرزمين دوست داشتني شگفت انگيز نيودم باز در چگونگي احساس و نگرش پرتحسين ام به كازرون تغييري پديد نمي آمد.(احساسی برخاسته از یک نگاه آرمانی و گاه ایده آلیستی ) اين احساس از يك نوع آگاهي و شناخت ژرف بر مي خيزد كه محصول سالها سفر / تفكر / مقايسه / مطالعه است.
از ديدگاه من كازرون از از دو تماشاگاه عصاره و نمونه ي فشرده اي از كل ايران است :
شاید یک هفته قبل بود در اخبار آمده بود: مردی در کازرون ۷ نفر را کشت، و در این دیار غربت اسبابی بی دلیل برای نگرانی بیشتر! و در تاریخ21 خرداد ماه سایت بازتاب به نقل از مدیر کل مبارزه با جرایم جنایی نیز گزارش داد که در ایران هر سه و نیم ساعت یک قتل در کشور اتفاق می افتد تازه من کاری به میزان مرگ و میرهای ناشی از تصادفات که ظاهرا در آن هم رتبه دار هستیم ندارم.
پس ظاهرا ما در کشور عزیزمان سالانه بیش از ۲۴۰۰ مقتول داریم و با یک حساب احتمالی اگر در کشور ۲۰۰ شهرستان ـ مثل کازرون ـ ( اطلا ع دقیق از تعدادشهرها ندارم ) داشته باشیم سهم سالانه مقتولین شهر ما ۱۱ نفر خواهد بود. و البته این رقم چندان دور از واقعیتی نیست چرا که در چند سال قبل که در دانشگاه کازرون مشغول تدریس رشته حقوق بودم بارها تلاش کردم در این مورد تحقیق جامعی انجام دهم اما هر بار مشکلیی بیرونی مانع کار می شد صرف نظر از اینکه هیچ سیستم اطلاع رسانی دقیقی در دادگستریهای ما وجود ندارد چه رسد به دادگستری کازرون که امروز حتی ازل لحاظ مکانش هم مشکل دارد.مع الوصف اراده فوق در کسب حد اقل اطلاعات بر من ثابت کرد که آمار امروز تعداد مقتولین سالانه کازرون،خیلی هم دور از واقعیت نیست.
براستی چه باید کرد ؟ حتما همه شما گهگاهی از قتل و کشتار در جامعه آمریکا یا خشونتهای اجتماعی فرانسه از طریق شبکه اول تلوزیون ایران مطلع می شوید! اما مطمئنم از اقدامات این دولتها در جبران و رفع مشکلات فوق چندان اطلاعی ندارید. چرا ما فقط به خبر پراکنی عادت داریم ولی هیچگاه به دنبال علت یابی نیستیم ؟ چند سال قبل که در کازرون جوانی طی آدم ربایی ( برای اخاذی و کسب پول ) نوجوان ۹ ساله معصومی را ربود و سپس در این جریان آن طفل به قتل رسید،تصمیم گرفتم در این مورد و چرایی وقوع حادثه تحقیق کنم، رفتم و از محل حادثه (کلوپ) تا محل قتل و نهایتا مصاحبه ۲ ساعته با قاتل در زندان بر اساس فرمول های جرم شناسی تحقیق کردم و جالب اینکه جدول و نمودار شخصیتی قاتل برای روانشناس مشاور مربوطه بسیار حیرت انگیز و جالب بود اما آیا شما ها مردمانی که در دایره همین احتمالات زندگی می کنید هیچگاه از نتیجه چنین تحقیقاتی آگاه شدید ؟ دلیل آن معلوم است چون اصلا منتشر نشد! و حتی دادگستری هم نپرسید نتیجه چه شد، چون کوته بینی ها،حسادت ها،سیاست زدگی ها با زلالیت و شفافیت عام تناسبی ندارد و متاسقانه من به تو صیه دلسوزانه برخی ! نتیجه را مسکوت گذاشتم پس واضح هست تا هسته های تحقیقی این چنین ناروییده ! زود مضمحل می شوند چه انتظاری دارید امثال من و شما موسسات تحقیقی محلی و حتی خصوصی در خصوص ریشه یابی جرایم در کازرون راه بیاندازیم تا به جای سالی ۱۱ کشته مثلا ۸ یا ۵ یا ۰ کشته داشته باشیم ؟ ! از طرفی بد نیست بدانید شهر عزیز ما در استان تا ۲ سال قبل رتبه اول جرایم را داشت، صرف نظر از همه مسایل بسیار مهم محلی قابل بررسی و قطعا قابل نتیجه گیری باید گفت هنوز نگاه کلان قضاییون کشور ما به مباحثی مثل «سیاست جنایی»، « کنترل علمی حرایم»، و حتی مجازاتها کاملا سنتی و کلاسیک است مثلا در علم « کیفر شناسی» ما معتقدیم اعمال مجازات یک جنبه اش سزادهی فرد مجرم است اما در عمل باید مواظب بود این سزادهی بیش از اینکه حالت «انتقام جویی» از سوی جامعه بخود بگیرد بیشتر نشانگر مکانیسم «تنبیه و مجازات» قانونی فرد باشد در حالیکه متاسفانه در کشور ما بخصوص در شهرهایی کو چکی مثل کازرون مجازات
بیشتر سمبل انتقام جویی است تا سمبل تنبیه کارامد، شاید نگاهی به مجموعه اعلام جرمها در سطح سیاسی در چند سال اخیر تا حدودی گویای این مطلب باشد ! البته در سالهای اخیر حرکت سنجیده ا ی در جهت تمرکز زدایی از دادگستری کازرون و استقلال دادگستریهای بخشها صورت گرفته که این امر می تواند ضمن کاستن از اصطحکاک قضایی میان شهر و روستا و به حداقل رساندن رفت و آمدهای خطرزا به خصوص در جاده ها! انسجام و همدلی میان اهالی بخشها و روستا ها برای کاهش و پیشگیری بیشتر از جرم را به دنبال داشته باشد.
به امید دیدار بعدی
پواتیه ـ رضوی فرد
همانگونه كه استاد ارجمندم عمادالدين شيخالحكمايي در يادداشت نخستين اين وبلاگ مبحث بررسي مشكلات فعلي شهرستان را مطرح كردند و آن را به عرصهي نظر و انديشه سپردند و همچنين با توجه به نظرات ارزشمند و قابل تامل بزرگواران در بخش پيامها كه در پاسخ به سؤال «مشكلات فعلي كازرون چيست؟» مطرح شده بود و از آنجا كه با پشت سر گذاشتن پيش همايش علامه قطبالدين كازروني شيرازي به زمان برپايي آن نزديك ميشويم، تصميم گرفتم يادداشتي را به بررسي برخي از ضعفهاي نظام فعلي اجتماعي كازرون با نگاهي به اين همايش داشته و جهت بررسي و تامل بيشتر تقديم شما نمايم.
مطمئناً در بررسي نقاط ضعف هر جامعهاي بايستي به عوامل متعددي نگريسته شود و با توجه به تغييرات سياسي، اجتماعي، جغرافيايي و ... آن منطقه و نظام تابع آن به بررسي ضعفها، توانمنديها و استعدادهاي خاص منطقه پرداخته شود و از اين رهگذر نسبت به ارائه راهكارهايي جهت بهبود شرايط و حركت به سوي جامعهاي مطلوب گام برداشت. اما، در اين راستا ميتوان نمونههاي كوچكي را از برخي نارساييها در نظر گرفته و به بررسي آنها پرداخت و ضمن ايجاد مقدمهاي براي تعامل فكري بيشتر به دنبال شناسايي مابقي ضعفها و توانمنديها بود. لذا در اين مقاله ميكوشيم تا با نگاهي به برگزاري همايش علامه قطبالدين كازروني شيرازي برخي از نارساييهاي موجود را بيش از پيش بررسي نماييم.
همانگونه كه مستحضر هستيد، همايش بينالمللي علامه قطبالدين كازروني شيرازي از يكم لغايت چهارم خردادماه در تهران و شيراز برگزار ميگردد. هفتم و هشتم ارديبهشتماه نيز پيش همايشي در شيراز و كازرون با هدف شناخت بيشتر اهداف همايش و ترغيب عموم مردم به حضور در آن برپا شد. مطمئناً پرداختن به جنبههاي شخصيتي و رفتاري چنين عالمان و عارفاني و معرفي تفكرات آنها ميتواند ضمن تقويت پشتنوانههاي غني فرهنگيـتاريخي ما، باعث تشويق بيشتر نسل جوان به حضور و فعاليت در عرصههاي فكري و راهبردي جامعه گردد. همانگونه كه ميدانيم، يك ملت آگاه از پشتوانهي فرهنگي و تاريخي خود ميتواند به بهبود دستآوردهاي پيشينيان با توجه به ابزار مدرن اقدام نمايد. چرا كه در صورت تغيير ناگهاني تفكر عمومي به واسطهي خارج شدن از مسيرهاي قابل تقويت گذشته به يكباره شاهد ايجاد تضادهاي شديدي در عمل و در نتيجه گسست برخي از ريشههاي اجتماعي جامعه خواهيم بود.
اما اينكه ما چگونه از موقعيتهايمان استفاده كرده و آنها را تا سر حد ممكن به اهدافمان نزديك ميكنيم مبحثي است كه در چند سال گذشته چالشهاي زيادي را پيش رو داشته است. چه بسيار همايشها و سمينارها و كنفرانسها كه برگزار شدند و هيچ دستآوردي جز پر شدن بيلان كاري مديران در پي نداشتند. با نگاهي هر چند سطحي به گردهماييهايي كه طي چند سال گذشته در كشورمان برگزار شده است ميتوان به راحتي تعداد زيادي از چنين مراسمي را برشمرد. عدم شناخت صحيح نيازهاي جامعه و فقدان برنامهريزي با توجه به اين نيازها همواره فعاليتهايي را از سوي ارگانهاي دولتي و غيردولتي در پي داشته كه تنها به دنبال رفع نيازهاي برگزاركنندگان بوده تا مخاطبان.
حتي در مقولهي مخاطب شناسي نيز همواره با ضعفهايي روبرو هستيم، شاهد اين مدعا هم آن دسته از گردهماييهايي است كه طرحريزي شده و گروه اجرايي حين برگزاري، شاهد پايين بودن تعداد مخاطبان است. البته راهكارهاي صورتمسئله پاككن زيادي را تاكنون در اين زمينه آزمودهايم، از جمله خالي كردن كلاسهاي درسي و نشاندن دانشآموزان در سالن برگزاري جهت خالي نبودن صندليها!!! كه حتي اخيراً در همايش ستيغسخن (يادوارهي نصراله مرداني) در شيراز نيز شاهد چنين صحنهاي بوديم كه گزارش آن نيز در هفتهنامهي بيشاپور منتشر شد.
به راستي چرا ما تاكنون كمتر به مخاطبانِ چنين مراسمي توجه كردهايم؟ اگر مخاطبان ما گروهي خاص مانند اساتيد دانشگاه، دانشجويان و ... بودهاند كه مبحثي جدا دارد؛ اما اينكه پيش همايشي را براي شناسايي شخصي همچون علامهقطبالدينشيرازيكازروني برگزار نماييم و حتي سخنرانهاي برجستهاي را از سطح ايران به شهري همچون كازرون دعوت كرده و زمان استفاده از زحمات و هزينههاي صرف شده متوجه خالي بودن سالن و تنها حضور اندك برخي از مسئولين باشيم، بسيار نگران كننده و زنگ خطري براي اجراي چنين فعاليتهايي است.
اگر مخاطبان ما گروهي خاص هستند كه بايستي ضمن شناسايي دقيق نيازهاي آنها، اقدام به برپايي چنين همايشهاي راهبردي با حضور و مشاركت همان مخاطبان نمود و صد البته اجراي اين پروسه براي گردهماييهايي كه عمومي بوده اهميت چندين برابري دارد. خالي بودن سالن مراسم بزرگداشت عارفاني از اين دست ميتواند خوراك فكري بسيار مناسبي براي فعالين اجتماعي باشد. چرا كه در پس اين عدم استقبال، ضعفهاي عمدهي ساختاري جامعه نهفته است. اولويتهاي فكري متفاوت مردم و مسئولين و همچنين ارجحيت مباحث اقتصادي به فعاليتهاي فرهنگي جز دو دادهي خام اوليهاي هستند كه از مشاهدهي برخورد عموم مردم با اين همايش منتج ميشود.
شايد اصلاً نياز به شناسايي و آشنايي با فعاليت چنين اشخاصي در بطن جامعه نيست، كه اين امر ميتواند ريشه در ضعفهاي اقتصادي و چالشهاي ديگر اجتماعي داشته باشد. وقتي عموم مردم در شبانهروز به دنبال فعاليتهاي اقتصادي هستند و ترجيح ميدهند ابتدا بنيانهاي اقتصادي خود را منظم و مستحكم نمايند، فشار اينگونه براي برگزاري چنين همايشهايي توجيهپذير نيست. اگر به راستي به دنبال بهبود شرايط اجتماعي هستيم و ميخواهيم گامهاي اصولي به سوي جامعهاي ايدهآل مبتني بر استفادهي صحيح از دستآوردهاي پيشينيان برداريم، بايستي ابتدا نياز عموم مردم را سنجيده و آنگاه با برنامهريزي دقيقي كه با مشاركت مستقيم مخاطبان و توسط متخصصين صورت ميپذيرد اقدام عملي نمودن آنها نماييم.
مطمئناً شناسايي شخصيت و تفكرات بزرگاني همچون علامهقطبالدينشيرازيكازروني، علامه دواني، امينالدينبلياني، شيخابوالسحاق، ناصرديوانكازروني و دهها و صدها مشاهير ديگري كه چه در قيد حيات هستند و چه از اين دنيا رخت بربستهاند ميتواند نقاط مثبت متعددي را به جامعه انتقال دهد اما در صورتي كه با شيوهاي مناسب و به گروه نيازمند آن منتقل گردد.
از سوي ديگر بايستي هزينههاي برپايي چنين مراسمي با نتايج واقعي حاصل از برگزاري آنها سنجيده شود و در صورتي كه بتوان با صرف همين هزينهها به اولويتهاي بالاتري از نيازهاي عموم مردم پاسخ گفت، مطمئناً صرف هزينه در اين دسته همايشها و كنفرانسها غير قابل توجيه ميباشد.
در پايان لازم به يادآوري است كه برپايي همايش علامهقطبالدينكازرونيشيرازي مطمناً تبعات مثبتي را در پي خواهد داشت. بديهي است چنانچه بتوانيم از اين دستآوردها به عنوان موادي خام براي اجراي فعاليتهاي اجتماعي مناسبتر و مبتني بر نياز عموم مردم استفاده نماييم، از هزينههاي انساني و مالي صرف شده بيشتر بهره گرفتهايم. اما همواره بايستي توجه به اولويتهاي روزمرهي زندگي مردم داشت و بر اساس اين نيازها و با مشاركت خودشان و استفاده از نظرات كارشناسان و متخصصين به اجراي پروژههاي اجتماعي اقدام نماييم.
"مث که یکی بیشیم تا دم کهشور نریم
شون ا شون همد بیدیم پخش و پیلیش هم نکنیم
هیشکی غم ما نداره خودمو غم هم بخوریم
تو یه کوره ی می زنیم چنگ د کیش هم نکنیم" (پزشکیان)
هممون شهرمون رو دوست داریم. می دونم نه به یک اندازه, اما حداقل آرزوی همه ما داشتن شهری پیشرفته است. هم از لحاظ فرهنگ و اقتصاد هم علم و اخلاق... و در یک کلمه سرسبز و آباد. اما شیخ امین الدین خودمان معتقد است "در این دنیا هیچ چیزی با آرزو به دست نمی آید" و می گوید رسیدن به هدف, قدم در راه گذاشتن و تلاش و سختی کشیدن و خسته نشدن هم می خواهد.
به نظرم تعداد کسانی که در آرزو و اندیشه ایجاد تحول تلاشهایی کرده و می کنند هم کم نیستند. البته هرکسی در زمانی و در جایی و تا مدتی. اما سوال اینجاست که چرا این تلاشها تا کنون به جایی که باید نرسیده است. من فکر می کنم یکی از خصلتهای بد ما ایرونی ها و صدالبته همشهری ها ناتوانی در انجام کار جمعی است. همه ما در وزنه برداری و کشتی اولیم اما در فوتبال و والیبال چی؟ و باز می دانم بسیاری از مشکلات ما فراتر از جغرافیای کوچک شهرستان, و مشکلاتی ملی است. اما نمی توان و نباید دست روی دست گذاشت.
می خواهیم در حد توان فضایی داشته باشیم تا هم بعد زمان مانع همفکری و تشریک مساعی ما نشود و هم بعد زمان. یعنی باید بتوانیم چند نسل را زیر این سقف مجازی جا بدهیم(از بچه های خوش فکر پشت کنکوری گرفته تا استادان دانشگاه و زعمای قوم) و فکرمون رو رو هم بریزیم و در ابتدا بینیم اصلا مشکلمان چی هست؟ طرح و برنامه هایی راهم تدوین کنیم, اجرا کردنش _دور از جان _ شاید برای نسل بعد.
پس محور اصلی این وبلاگ گروهی, کازرون است و فعلا با این چهار سرفصل آغاز می کنیم: الف: شناخت و بررسی معایب و مشکلات عمده/ ب. شناخت و بررسی محاسن و توانمندی ها / ج. راهکارها, پیشنهادات, برنامه ها و اهداف درازمدت/ د. اظهار نظر پيرامون مهمترین مسایل جاری شهر (انشاءالله به دور از سیاست بازی و غیره)
برای جهت یابی بهتر هم برخی موضوعات ممکن است به صورت یک اقتراح مطرح بشود. طرح یک سوال و تلاش جمعی برای یافتن پاسخ. برای شروع می خواهیم فهرستی از مشکلات اساسی شهرستان را تهیه کنیم. پس لطفا (با توضیحات کافی و کوتاه) پاسخ دهید:
بزرگترین مشکل کازرون چیست؟