تبليغاتX
کازرون نوشت
وبلاگ گروهی کازرونی ها

مکان یابی شهری


قدر مسلم اصلی ترین عامل تعیین کننده جهت مکان یابی برای سکونت گاه بشر از اولین تمدن تا چند قرن گذشته « آب » بوده است. به عبارتی اکثریت تمدنها در کنار رودخانه ها شکل گرفته است . رودخانه ها برای شرب ٬آبیاری زمینهای کشاورزی ٬صید ماهی و حمل و نقل همیشه مورد توجه بوده است . دیگر عوامل تعیین کننده در مکان یابی سکونت گاهها ٬ اقلیم مناسب هم از نظر حاصلخیزی زمین و هم نوع آب و هوا جهت تأمین آسایش زندگی بشمار می رفته است . یعنی اینکه از دیرباز انسان برای تعیین محل زندگی خود تابع عوامل طبیعی و محیطی بوده است .


اما امروزه روز این عوامل طبیعی نمی توانند برای تصمیم گیری انسانها در انتخاب سکونت گاهشان محدودیت ایجاد کنند . چرا که انسان امروزی با استفاده از تکنولوژیهای مدرن روز در هر مکانی قادر است تا حدود زیادی شرایط زندگی را برای خود ایده آل نماید . با حبس آب در پشت سدها و یا حفر چاههای عمیق چند صد متری آب مورد نیاز تأمین می گردد٬ مایحتاج زندگی از سوی تأمین کنندگان و از طریق راههای ارتباطی به دست مصرف کننده می رسد ٬شرایط آسایشی برای گذران زندگی نیز با استفاده از امکاناتی نظیر برق و لوازم برقی و تکنولوژی روز مهیا می شود و .......


بدون شک رودخانه شاپور در تأسیس و شکل گیری شهر بیشابور به همان دلایل فوق الذکر ٬ نقش مهمی را ایفا می نموده است . اما انتخاب محل فعلی شهر کازرون توسط پیشینیان بعنوان یک سکونت گاه دائمی جای تأمل بسیار دارد . برخی از ویژگیهای اقلیمی کازرون که شاید در انتخاب محل زندگی توسط قدما تعیین کننده بوده را می توان چنین نام برد .


۱- محل فعلی دقیقاْ در مرز زمینهای حاصلخیز و مستعد کشاورزی انتخاب شده است .


۲- جهت باد غالب (از غرب به شرق) و عبور آن از روی رودخانه و باغات احتمالی آن زمان برای تعدیل گرمای محیط شاید مد نظر بوده است .


۳- ساختار زمین کازرون از استحکام قابل توجهی برای ساخت و ساز برخوردار است .


۴- شیب طبیعی شهر به گونه ای است که حتی در بارانهای معروف هفت شبانه روزی کازرون ٬ سیل گیر نیست .


۵- شرایط آب و هوائی منطقه از نظر رشد و نمو گیاهانِ با سازگاریهای متضاد ٬ منحصر به فرد است . ( قابل توجه صاحب منصبان کشاورزی و اقتصاد کازرون ؟!)


۶- از منظر دیگر شرایط آب و هوائی منطقه به شکلی است که طبیعت کازرون با تقویم شمسی کاملاْ تطابق دارد . یعنی کمتر منطقه ای را در کشور می توان یافت که طبیعت آن دقیقاْ با آغاز سال نو ٬ متحول شود . تحول طبیعت همسایگان جنوبی کازرون در اسفند ماه و همسایگان شمالی در اردیبهشت ماه اتفاق می افتد . ( قابل توجه دست اندرکاران صنعت توریسم کازرون ؟؟!!)


اما باید بدانیم که در محل فعلی نه رودخانه ای وجود داشته و نه چشمه جوشانی . پس آنها چگونه آب مورد نیاز شرب و کشاورزی خود را تأمین می نموده اند ؟ از طرفی در چنین منطقه گرم و خشکی با دمای بالای ۵۰ درجه سانتیگراد در تابستان ( این بار قابل توجه مسئولین محترم هواشناسی کازرون جهت کالیبره کردن دستگاه دماسنجشان ؟؟؟!!!)٬ چگونه زندگی را برای خود آسان نموده ٬ در کمال آسایش زندگی می کرده اند ؟ آنهم در شهری که میزان حرارت زمین آن به حدی است که ظرف چند سال اخیر توسط سازمان انرژیهای نو جزء ۱۰ شهر کاندید برای تولید برق به روش زمین گرمائی قرار گرفته است .


به راستی آنان چگونه همانند انسان مدرن امروزی بر عوامل محدود کننده طبیعت فائق آمده و به منظور امکان استفاده از ویژگیهای منحصر به فرد منطقه ٬ چه مکانیزم و راه حلی را برای حل مشکلات دما و آب اتخاذ کرده بودند ؟ و مهمتر اینکه چرا ما دقیقاْ در همان محل و با همان شرایط اقلیمی و با اینهمه امکانات برودتی ٬ گاه از شدت گرما بی تاب شده و در حسرت آسایش آن زمانیم ؟


در بحث های آینده به اصول مهندسی به کار رفته در عمران شهری توسط کازرونیان قدیم و مقایسه آن با وضعیت موجود خواهیم پرداخت .


+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 13:5  توسط محمدباقر توانگر  | 

 

مقدمه:

 

اينكه فرد يا قومي در تاريخ ريشه و قدمت داشته و داراي تمدني كهن باشند و به آن افتخار كنند ، امري است كاملاً مطلوب و پسنديده . مسلماً اگر هر فرد در اجتماع از گذشته‌هاي خويش بي اطلاع بوده يا فاصله بگيرد به مرور شخصيتش فاقد پشتوانه تاريخي شده و متزلزل مي‌گردد. در حقيقت علم "تاريخ" براي همين بوجود آمده كه نسلهاي مختلف بدين وسيله به هم پيوند زده شوند .

اما اگر افتخار به پيشينيان و روش و منش و طرز زندگي آنها بدون ايده گرفتن و الگو قرار دادن نكات مثبت و پرهيز از تكرار موارد منفي باشد ، قطعاً اين رجوع به گذشته يك نوع در جا زدن است.

متاسفانه يكي از عادات نادرست ما كازرونيان اين است كه براي ارائه خود و شهرمان فقط به گذشته‌مان رجوع كرده و آنها را به رخ ديگران مي‌كشيم ، بدون آنكه زندگي روزمره‌مان رنگ و بوئي از آن موارد افتخار آميز داشته باشد .

آنچه مسلم است اينكه هر آنچه مربوط به زمان گذشته است بدون امكان هيچ دخل و تصرفي در تاريخ ثبت مي‌شود (منظور تاريخ آفرينش است . نه تاريخ دست نوشته‌هاي بشري ) . به عبارتي هيچ فرد يا سيستمي نمي‌تواند گذشته را به نفع خود تغيير دهد . اما يك انسان متفكر مي‌تواند تا اندازه زيادي در رقم زدن آينده خود و جامعه‌اش تاثير گذار باشد .

در برنامه ريزيهائي كه براي ساخت آينده بكار برده مي‌شود ، تاريخ و آنچه در آن گذشته است مي‌تواند بعنوان يك الگوي بسيار ارزنده مورد استفاده قرار گيرد .

مي‌توان راههاي رفته و به بن بست رسيده را نرفت و از هدر دادن وقت و انرژي جلوگيري كرد .

مي‌توان راههاي رفته و به مقصد رسيده را تكرار كرد و نتيجه گرفت .

مي‌توان  راههاي نرفته را با برنامه‌ريزي رفت و تجربه كرد .

اگر خوب دقت كنيم مي‌بينيم كه آباء و اجداد ما روشها و ايده‌هائي داشته‌اند كه با امكانات اندك آن زمان ، زندگي را با آسودگي سپري مي‌كرده‌اند . اما به دلايلي كه عمده آن عدم وجود يك مكانيزم ثبت وقايع و انتقال آن به آيندگان مي‌باشد، نسل امروز عليرغم در اختيار داشتن تكنولوژي روز از آن آسايش و آسودگي پيشينيان بي بهره‌اند .

در مقالات آينده سعي خواهيم كرد برخي از اين موارد را مرور كرده ، شرايط زندگي در گذشته و حال را مورد بررسي و مقايسه قرار داده و روشهاي كاربردي مورد استفاده كازرون قديم را به زندگي امروز تعميم دهيم .

 

 

 

                                                                              

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 16:0  توسط محمدباقر توانگر  |