فضای سبز
برای مردمی که عنوان شهر سبز را برای زادگاه خویش انتخاب نموده اند با مسماتر از این نیست که شهر خود را از این حیث بی عیب ببینند. اما درست به عکس سال به سال و روز به روز شاهد هجوم گسترده به فضای سبز به نام عمران و آبادی و تغییر کاربری و ... هستیم. درختان و اشجار کاشته در بولوارها و حاشیه خیابانها و میدانها و رفوژها فضای سبزشهری به حساب نمیآید. اما باز هم شاهدیم که متولی دولتی به بهانه برخورد با کابلهای برق بی محابا نسبت به قطع اشجار این حداقل درختکاری اقدام مینماید. این متولی به جای زیر زمینی کردن کابلها....
حال و روز خیابان ابواسحاق اولین خیابان کازرون در سال 1345 ببینید. باغهای تخریبی را بشمارید باغهای موجود را ببینید و ..... و قضاوت کنید! (لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید!)
اگر سالها به صورت زایدالوصف و اغراق آمیز مسئله چاده تنها عامل عقب افتادگی شهر منعکس گردیده است، بحمدالله در آینده نه چندان دور این مهم حاصل خواهد شد. اما در خلوت گریبان خود را خواهیم گرفت و سئوالات بسیاری مطرح می کنیم که آیا فقط همین عامل بوده است. برای عوامل دیگر عقبگرد شهر چه کار در خور شان و منزلت شهر کازرون انجام شده است.
من به نوبه خود اعتقاد دارم که مسئله جاده نمی بایست اینقدر ما را عقب نگهدارد. شاید بتوان گفت تاثیر این موضوع باعث خود باختگی بیش از حد شد . به طوری که عرصه های دیگر را فراموش کردیم و منتظر حل این ام المصایب شد یم.
یکی از این عرصه ها " سیمای شهری" یا" منظر شهری"کازرون است. کازرون امروز شهری است مغشوش نامتناسب بد قواره و ... به هم ریخته و در نهایت بد قیافه. چرا؟
چون ساختمان های شهرمعماری برازنده و هماهنگ که کالبد شهر را بسازند ندارد
محور های شهری دارای عناصر لازم و کارآمد نیست.
میادین شهر عناصر متشکله اش که در معماری ایرانی مطرح است یا نداشته و یا از بین رفته است.
محور پیاده شهری اصلا ندارد
عناصر با ارزش معماری اش از بین رفته است.
فضای سبز ندارد.
ظرفیت فعالیت اقتصادی متناسب را ندارد
نمی شد در این سالها که جاده نداشتیم به مدخل شهر خویش توجه کنیم.تا لااقل مهاجر کمتری داشته باشیم؟ در حالی که کازرون گذشته شهری منطقی متناسب خوش قیافه بود چون ساختمانها دارای معماری برازنده محورهای شهری تعریف ده بود میادین دارای کارکرد و فعالیت های گوناگون بودند. بازار محور اقتصادی وپیاده
شهری بود. عناصر تاریخی و با ارزش در شهر با احترام حفظ شده بودند و ....
بسم الله الرحمن الرحیم
رویت درد دلها و نظرهای همشهریان در مطالب ارائه شده قبلی حقیر در کازرون نوشت و هم سخنرانی ناتمام در همایش کازرون شناسی مرا بدان واداشت که با درج مطالب کامل سخنرانی پاسخ نظرها و چه باید کردها را تا حدی داده باشم.
مطلب معماری شهری کازرون را که با عنوان مدفون و ناشناخته معرفی گردیده است. در قالب مناظره ی بین دو حرفه معماری و موسیقی ارائه می نماییم.
معماری و موسیقی دو علم یا هنری هستند که ضمن پیوستگی و همبستگی زیاد و حتی وحدت رویه در ایجاد محیط گاهگاهی از کنار همدیگر رد شده و بهم طعنه می زنند.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
بر اساس آنچه تا کنون گذشت.... و عکس بافت شهر در سال 1335انتخاب یک لکه از بافت تاریخی شهر کازرون برای ساماندهی قابلیتهای زیادی را نشان میدهد. یکی از این نمونهها میدان خیرات و عناصر شهری اطراف آن میباشد. که این عناصر با ارزش عبارتند:
_ بار انداز میدان خیرات
_ قهوه خانه باغک
_ مسجد جامع نو(شهدا)
_ قنات خیرات
_ مجموعه بازارها
_ آرامگاه میر عبدالله
اگر چه هر کدام از این عناصر شهری شامل چندین عنصر دیگر میشود مثل بازار که در آن کاروانسرا و میدانچه و چهارسوق و بازارچه قرار دارد که از حوصله این مقال خارج است. اینها هر کدام میتواند به جاذبه شهری تبدیل شوند و حتی کاربریهای آنها را با نیازمندیهای امروزی تطبیق داد. (در شروع دولت اصلاحات اين پیشنهاد را به شهردار وقت دادم و توجهش را به میدان خیرات (شهدا) جلب کردم اما او بولدوزر هوسمانی بدست گرفت و میدان را تخریب نمود و در تعارض با کارکرد میدان یک هیولا را – در میدان کاشت. در حالیکه میدان به عناصری احتیاج داشت که اغتشاش حاصل از ازدحام شهری را آرام کند و به نظم در آورد).
با عرض پوزش از ....
عدم ارسال تصویر هوایی بافت شهری به همراه مطالب 2/5/85 به دلیل کمی ظرفیت خط اینترنت بود. معتقدم که ارائه تصاویر علاوه بر تنوع از ارائه مطلب صرف موثرتر است. با رویت عکس سال 1335 و 1368 میتوان دریافت که مردم بدون اینکه از مراکز قدرت هدایت شوند چگونه واحدهای همسایگی. فضاهای عمومی شهر (مراکز محله ها میدانها )و عناصر مربوطه آنها را بنا نهادند.
قدر مسلم ارائه این دو عکس در واقع ارائه قابلیت های شهری کازرون میباشد و اثبات اینکه این قابلیت ها از دیر باز وجود داشته اند. به اعتقاد من از یک طرف این قابلیتها آنقدر جاذبه داشته که شهروند امروزین نمیتواند آنرا رها کند. و قرار هم نمیگیرد. عدم قرارش هم از نوع عشقی نیست. که مرثیهیی یا ترانهیی بخواند و آرام بگیرد. بلکه نوعی احساس وجدان برای تامین نیازمندیهای خود و شهروندان و احساس وظیفه و شرمساری در مقابل گذشتگان و پدران خود که فضای شهری کازرون در زمان حیات خود چنان ساخته بودند که همه شهروندان نیازمندیهایشان تامین و ارضا میشدند. و از طرف دیگر اینکه وظایف ما در مقابل حفظ این قابلیتها چه میباشد، مسئلهای است که فکر همه شهروندان را به خود جلب کرده و بدون اغراق جای تشکر است.
ملاحظه میشود که جهاتی بنا بدلایل معیشتی در ساخت شهر کازرون مورد عنایت بوده که باعث شده شهر بهصورت ارگانیک رشد نماید. بر این اساس میباید پتانسیلهای شهری (قابلیتها) را شناسایی و بر اساس اولویتبندی دسته بندی و ارزش گذاری نمود.
با معلوم شدن ارزش هر کدام میتوان تصمیم گرفت که آیاساماندهی شود و یا احیا شود. یادمان باشد که با ساماندهی هر کدام از ارزشهای بصری شهر کازرون پایدارتر میشود و عناصر مرتبط با آن هویت مییابد. تا جايیکه تشعشع این ارزش ساماندهی شده و یا احیا شده در شهر و حوزه نفوذ آن با عناصر دیگر شهری مرتبط با آن ارزش و دگر گونی به وجود آمده در فضای شهری حتی جهات توسعه پایدار شهر آینده را به صورت منطقی مشخص میسازد.
در واقع با ساماندهی عناصر با ارزش شهر کازرون علاوه بر مشارکت دادن این عناصر در ساخت شهر آینده جاذبه شهری تقویت گردیده و بافت شهری فرسوده شاداب میگردد و فضای شهری تلفیق شده جدید شهروند امروز همچون دیروز ارضا میگردد.
مثالهایی از این باب را در فرصت بعدی ارائه خواهم نمود.
فرخ شاد
بدون مقدمه از جناب عماد خان که این فرصت مغتنم رابوجود آورد تا بتوانم با همشهریان عزیز و دوستان گرامی سالهای قبل چون جناب مرادی و حکمت و دیگران اختلاط نمایم . کمال تشکر را دارم.
عیب اشتغال در کارهای اجرایی این است که آدم کم کم میترسد هم بنویسد وهم بگوید.
بعد از این ان شاءلله با ارسال مطالب به کازرون نوشت تاخیر را جبران خواهم نمود.