بالاخره انتظار 40 ساله مردم کازرون به پایان رسید و جاده جدید کازرون به شیراز افتتاح گردید و کازرون از بن بست 40 ساله و استفاده عاریهای از محورهای مواصلاتی دیگر تاحدودی رهایی یافت و علیرغم اینکه با وجود پروژههای راه سازی متعدد، ازجمله بزرگراه در دست احداث دشت ارژن تا قائمیه و قائمیه تا بابامیدان و نیز بزرگراه قائمیه - برازجان و برازجان به بوشهر و نیز آزادراه شیراز – فیروزآباد – عسلویه که همزمان با این جاده به بهره برداری رسید و نقش پررنگی که این محورها پساز بهرهبرداری در حمل و نقل جادهای ایفا میکنند نمیتوان رونقی بیش از 10 سال با تاثیرگذاری بسیار بالا برای این جاده انتظار داشت، اما به هرحال افتتاح این جاده نقطه عطفی در ایجاد طرحهای عمران و توسعه کازرون پساز انقلاب (وحتی قبل از انقلاب) محسوب میگردد که تاثیرات آن به تدریج در رونق اقتصاد، فرهنگ، توسعه و پیشرفت کازرون نمایان میگردد.
برهمین اساس توجه مردم کازرون بایستی...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
وقتی که در اواخر اولین سال دهه 70 وزارت تعاون تاسیس گردید و "شافعی" به عنوان اولین وزیر تعاون جمهوری اسلامی بر کرسی این وزارت خانه نوپا در کابینه دولت هاشمی رفسنجانی تکیه زد، بارقه های امیدی برای گسترش تعاونی ها و عرضه مستقیم کالا از تولید کننده به مصرف کننده در افق دیدگاه مردم ایجاد گردید. در سالهای پس از انقلاب و دوران جنگ که به دلیل سیاست سوسیالیستی دولت میرحسین موسوی نخست وزیر، علی رغم مشکلات شدید اقتصادی کشور ناشی از اداره جنگ، یارانه های فراوانی به کالاهای متعدد حتی سیگار پرداخت می گردید، آنچنان واسطه گری و احتکار کالاهای اساسی و عرضه کالا با قیمتهای غیر واقعی رواج یافته بود که در آن سالها تنها "بازار سیاه" کلمه مناسب جهت معرفی آن بود و مردم کالاها را تنها به دو صورت کوپنی و بازار سیاه تهیه می نمودند.
اما با پایان جنگ و...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
در شماره
۶۷ هفته نامه بیشاپور مورخ ۲۱ خرداد ۱۳۸۶و در صفحه ۳ آن نشریه وزین مطلبی با عنوان « گوشه چشمی به کتابخانه عمومی کازرون » درج گردیده که خواندن آن و خصوصا مشاهده عکسهای آن علاوه بر آنکه دل هر کازرونی علم و فرهنگ دوست را به درد می آورد، ضرورت پرداختن به این موضوع به عنوان یک مسئله بحرانی و فوق العاده در شرایط فعلی از سوی مسئولین و مردم را متذکر می شود.همانگونه که از سطور آن مقاله نیز پیداست، نگاهی اجمالی نشان می دهد...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنیدکازرون به واسطه برخورداري از طبيعت ويژه و وجود مناطق زيباي طبيعي و حيات وحش همچون درياچه پريشان، دشت برم، نرگس زار، منطقه حفاظت شده گوزن زرد و … به همراه آثار تاريخي و باستاني بي شمار مربوط به دوره هاي مختلف، از پارينه سنگي تا دوره اسلامي، يکي از مستعدترين شهرهاي ايران براي ايجاد مناطق گردشگري مي باشد که در سفر اخير رئيس جمهور محترم و هيئت وزيران به کازرون نيز طرح ايجاد دو منطقه گردشگري به تصويب هيئت دولت رسيد. البته تحقق اين امر نياز به زيرساختها و امکاناتي دارد که از جمله ابتدايي ترين آنها وجود اقامت گاهها و هتل براي گردشگران خصوصا گردشگران خارجي است...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
خبر اکران فیلم 300 که باز یک حمله تهاجمی به مرزهای معنوی و هویتی ایران بود، واکنشهای متعدد و مختلفی را در جهان توسط ایرانیان به راه انداخت و تحلیلها و راهکارهایی مقطعی از سوی کارشناسان، محافل خبری، روزنامه ها، گروههای مردمی و عامه ارائه گردید. اما یکی از نقاط اشتراک این تحلیلها، نقد بر عملکرد دستگاههای فرهنگی و تبلیغاتی داخلی است که در طول سالیان سال به معرفی واقعیات تمدن...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
پس از بررسی سرمایه های کازرون در ابعاد آموزشی، فرهنگ، اجتماعی و بهداشت و درمان در قسمتهای قبلی، در اینجا و در قسمت پایانی بخش اول این مبحث به سرمایه های کازرون در ابعاد کشاورزی و اقتصاد و سایر داشته های کازرون می پردازیم.
در بعد کشاورزی، کازرون یکی از حاصل خیزترین اراضی کشاورزی ایران را دارا می باشد که در آن همزمان محصولات سردسیری و گرمسیری به عمل می آید. به اعتقاد کارشناسان، زیتون از قدیمی ترین محصولاتی بوده که در اراضی مستعد کازرون برداشت می شده که امروزه یکی از محصولات پررونق در صنایع کشاورزی و غذایی محسوب می گردد و بازارهای بسیاری در خارج به روی این محصول گشوده است. همچنین با تحقیقاتی که کارشناسان خارجی در سالهای قبل از انقلاب انجام داده بودند، اراضی کازرون خصوصا منطقه دشت قائمیه بسیار مستعد برای پرورش مرکبات علی الخصوص نارنگی و "بکرایی" شناخته شده که در آن زمان باغ نارنگی بسیار وسیعی نیز جهت ادامه تحقیقات با سرمایه شخصی...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
در قسمتهای قبلی این بحث و پس از مقدمه ای پیرامون لزوم بهره برداری از سرمایه های بالفعل جهت استفاده بهینه از سرمایه های بالقوه، به معرفی پاره ای از سرمایه های کازرون در بعد آموزش و فرهنگ پرداختیم و اینکه ما از گذشته های بسیار دور و پیشگام تر از بسیاری از شهرهای پررونق امروز بسیاری از امکانات و تجهیزات و نیروهایی در اختیار داشته ایم که عدم استفاده بهینه از آنها باعث گردیده که امروز جایگاه واقعی خود را هم در منطقه خودمان و هم در استان و کشور از دست بدهیم. کازرون از شهرهای بسیار قدیمی ایران است که تاریخ تاسیس شهرداری آن به سال 1297 هجری شمسی باز می گردد. البته عده ای معتقدند که شهرداری کازرون کار خود را از پنج سال قبل از این تاریخ یعنی از سال 1292 به صورت یک سیستم مدیریت شهری آغاز نموده که اگر این مسئله صحت داشته باشد، سابقه تاسیس شهرداری و وجود ساختار مدیریت شهری کازرون 3 سال زودتر از شهرداری شیراز می باشد که این نشان دهنده پیشرفتهای نظام شهری کازرون در آن زمان بوده. حتی اگر چنین ادعایی صحت نداشته باشد، شهرداری...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
در یادداشت قبلی و در بخش نخست این مقاله، مقدمه ای راجع به اهمیت سرمایه ها و استعدادها و نیز شناخت بسترها برای سرمایه گذاریهای جدید در خصوص توسعه شهرستان کازرون ارائه گردید و حال در ادامه مطلب به بررسی سرمایه های کازرون در ابعاد مختلف که از گذشته در اختیار دارد می پردازیم و در بخشی دیگر به بررسی بسترهای سرمایه گذاری جدید خواهیم پرداخت.
اگرچه کازرون امروز به عنوان شهری توسعه نیافته در قیاس با بسیاری از شهرهای همتراز خود لحاظ می شود و یا حداقل در تصور مردم بومی این نگرش پرورش می یابد، اما بررسی زیرساختها و روساختهای متعدد و در ابعاد مختلف که از گذشته های تقریبا دور در شهرستان ما وجود داشته...
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
برای تصمیم گیری در هر امری و پیرامون هر چیزی، عقلا در مرحله اول به داشته ها، سرمایه ها، استعدادها، توانمندیها و زمینه های توسعه و ظرفیتهای آن موضوع فکر می کنند و براساس آن بهترین راه که بیشترین بهره وری در جهت رسیدن به هدف داشته باشد را انتخاب می کنند. این موضوع می تواند در تمامی زمینه ها، چه در مورد مثلا انتخاب رشته تحصیلی یک دانش آموز که قطعا بستگی به استعداد و توانمندی و علایق و بسترهای پیشرفت و ظهور و بروز او دارد و چه در خصوص یک زمین کشاورزی که برای کشت چه محصولی غنا و استعداد دارد و هزاران مسئله دیگر صدق کند.
در ارزیابی های این چنین دو مورد از همه مهمتر به نظر می رسد. یکی داشته های آن چیز که به عنوان سرمایه می تواند در جهت هدف مورد بهره برداری قرار گیرد و دیگری بسترهایی که می توان در آن سرمایه گذاریهای جدیدی برای آینده انجام داد. در حقیقت مورد اول نیز ناشی از وجود بسترهایی بوده که سرمایه گزاریهایی در گذشته در آن صورت گرفته و اکنون به سرمایه ای بالفعل بدل گردیده است.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید

این سند تاریخی قباله ازدواجی است که در شب اول ذی الحجه سال 1336 هجری قمری صیغه آن جاری و تنظیم گردیده. این سند در محضر رسمی مرحوم شیخ عبدالطیف بحرانی ملقب به بهجت العلما فرزند مرحوم شیخ محمدحسین فرزند مرحوم حاج شیخ یوسف مجتهد بحرانی تنظیم گردیده. ایشان محضرخانه ای داشته که در آن اسناد ملکی و قباله های ازدواج به ثبت می رسید. مرحوم بهجت العلما به همراه برادر خویش مرحوم شیخ جمال الدین بحرانی معروف به " آجمالی" که هردو دارای خطی بسیار زیبا بودند، این دفترخانه را اداره می کردند. ایشان در پائیز یا زمستان سال 1334شمسی به دیدار حق شتافت. مقبره ایشان اکنون در زیر پی بتونی ساختمان فعلی ارشاد قرار دارد و سنگ مزار ایشان به عنوان یادبود، در کنار پله کان حسینیه مسجد جامع شیخ نصب گردیده است.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید.
وقتی از یک سفر یکی دوماهه به کازرون بازگشتم، تنها چیزی که به ذهنم نمی آمد این بود که در کازرون آدم ربایی صورت گرفته باشد. چه رسد به اینکه فرد ربوده شده امام جمعه موقت باشد و یا اینکه روزی نگهبان یک امامزاده را در وسط بازار به قتل برسانند و نذورات امامزاده را به سرقت ببرند. نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها از سال گذشته که آغاز نا امنی ها و درگیری های اشرار و نا امنی در جاده ها بود تا حوادث هفته های اخیر که به درگیری مسلحانه در خیابان شهید براتی و ربودن امام جمعه موقت و درگیری اشرار با نیروهای بسیج در یکی از پارکها و قتل خادم امازاده ابافتح هم کشیده شد و داد مردم را درآورد، همگان را وادار می نماید که رویکردی جدید به مقوله امنیت داشته باشند.
ادامه مطلب را کلیک کنید
پس از درج آخرین مطلبم پیرامون مسائل نیروگاه، عزیزی ناشناس پیامی بر روی آن پست گذاشت و اعلام نمود که می تواند یکسری از عکسها را برایم ایمیل کند. به هرحال جا دارد از کمک این دوست دلسوز و وظیفه شناس تشکر نمایم. اما این عکسها بهانه ای هم شد تا خدمت دوست خوبم جناب اسکندری عزیز عرض نمایم که من هم با نظر ایشان موافقم به شرطی که مردم خودشان اشتباه کنند نه اینکه آنها را وادار به اشتباه نمایند. در این خصوص و راجع به ادعایم نیزصحبتها و مستندات بسیاری دارم که اگر ایشان مایل به این بحث باشند در پستهای بعدی عرض می نمایم.
همچنین جا دارد که پیوستن اساتید بزرگم آقایان رهنما، فرشته حکمت، مرادی و مطهری زاده را به جمع نویسندگان کازرون نوشت تبریک بگویم و آرزو کنم که بتوانم از این عزیزان مطالب بسیاری را بیاموزم. انشاالله که به زودی فرصت اظهار نظر زنان اندیشمند کازرون نیز در این وبلاگ گروهی فراهم گردد.
حال خود ببینید و قضاوت کنید.






ضمن تشکر از همه استادان عزیزی که مطلب بنده را قابل مطالعه و از آن بالاتر قابل تحلیل و نقد می دانند و با وجود اینکه چند تن از دوستان وبلاگ نویس به من توصیه می کنند که زیاد به پیامها توجه نکنم و در مقام پاسخ برنیایم، اما بنده به لحاظ دیدگاه شخصی که این پیامها و نقدها را نشان از لطف دوستان و حسن توجهشان می دانم و علاقه شخصی خودم که گفتگو و مباحثه و تبادل نظر را بسیار شیرین می پندارم، قادر نیستم از این مهم به سادگی بگذرم. بنابراین در خصوص اظهار نظرات پست قبلی ام با عنوان " فاجعه سد سیوند در حال تکرار"، لازم دیدم نکاتی را جهت روشن تر شدن مطلب در جواب استاد بزرگوارم جناب آقای مهندس توانگر عرض نمایم.
1- آثار مکشوفه ای که تاکنون بنده از آنها اطلاع دارم و مواردی که از مسئول محترم میراث فرهنگی شهرستان کازرون شنیده ام، بسیار بیشتر از حد یک آسیاب سنگی ساده است که حضرتعالی می فرمایید و با توجه به اظهارات کارشناسانه مسئولین میراث فرهنگی که بنده در ارتباط نزدیک و مداوم با آنها هستم، احتمال وجود شهری مربوط به عهد ساسانی در آن منطقه به شدت وجود دارد. چراکه مسئولین میراث فرهنگی چندین لایه باستانی را پیش بینی می کنند که در لایه اول حجم بسیار زیادی سفال و ظروف منقوش کشف گردیده که بسیار زیادتر از انگشتان دست است و هم اکنون علاوه بر قطعاتی که متاسفانه در دست کارگران پروژه مشاهده می گردد، چندید گونی از قطعات این سفالها در اختیار میراث فرهنگی کازرون قرار دارد و در خاک برداریها نیز در لایه های بعدی کتیبه هایی با خط پهلوی کشف گردیده که به نظر نمی رسد اجداد ما برای یک آسیاب سنگی چنین هنر نمایی هایی به خرج داده باشند. از آن گذشته اگر نظریه مهندس توانگر صحیح باشد، وجود آسیاب خود سند وجود زندگی شهری است. چراکه هیچ عقل سلیمی در وسط بیابان بدون سکنه اقدام به ساخت آسیاب نمی نماید. همچنین کشف آثاری از ظروف منقوش مربوط به دوره ایلامی و نیز ابزار سنگی مربوط به دوران پارینه سنگی که در فروردین 84 در همان حوالی کشف گردید و عکس آنرا در زیر می بینید، احتمال وجود زندگی را در قالب جوامع شهری در این منطقه به شدت تقویت می نماید. چراکه ظروف ابزار دست انسان و مربوط به زندگی روزمره است و در آسیاب احتیاج به چنین حجم عظیمی از ظروف احساس نمی گردد.
2- بنده عکسهایی را از قطعات مکشوفه مشاهده نموده ام (متاسفانه صاحب عکسها بنا به دلایلی حاضر به انتشار آن عکسها نیست) که اولا این عکسها حدودا مربوط به بهمن 84 یعنی 4 ماه قبل از اولین مکاتبات میراث فرهنگی است، ثانیا در این عکس آثار بیل مکانیکی و خراشهای آن برروی کتیبه ای با خط پهلوی کاملا مشهود است و ثانیا در عکسهای مذکور رها شدن آثار مکشوفه در محوطه باز که دلیل بر بی اهمیتی و بی توجهی است کاملا هویداست. همچنین این تاخیر 4 ماهه (یا شاید هم بیشتر) میان کشف آثار و ارائه آن به میراث که آنهم با پیگیری خود میراث فرهنگی صورت گرفته، از دیدگاه حداقل اینجانب عدم حسن نیت پیمانکار و یا کارفرما تلقی می گردد و نوعی مخفی کاری در این خصوص احساس می شود.
3- اظهارات بنده در خصوص شهر ساسانی به استناد اظهار نظرات کارشناسان میراث فرهنگی و شواهد موجود بوده و بنده در مقاله ام به این نقل قول اشاره نموده ام و خودسرانه چیزی را بیان نکرده ام.
4- تشبیه این مسئله با قضیه سد سیوند - همانگونه که از متن مقاله برمی آید - تشابه نقطه به نقطه نیست، بلکه تنها یادآور شده ام که تا فرصت باقی است، به جای پنهانکاری و انکار، مسئله را بررسی و در صورت نیاز قبل از هرگونه هزینه کرد و ساخت و سازی، تغییرات لازم اعمال گردد تا همانند سد سیوند پس از اتمام کار (که راه برگشتی وجود ندارد) موضوع فاش نشود و از روی ناچاری مجبور به افسوس خوردن و متهم کردن یکدیگر نباشیم. البته در مسئله پل بیشاپور هم که در مجاورت شهر بیشاپور قرار داشت نیز فریادها به جایی نرسید و کمترین خسارت و اتفاقی که رخ داد، نابودشدن پایه های یک پل عهد ساسانی در بستر رودخانه بود که اکنون در زیر پی بتنی پل جدید آرمیده است.
5- فریاد ما از بابت متوقف کردن کار و یا تغییر آن قطعا فریاد بیهوده ای است و بنده می دانم که این فریادها به جایی نمی رسد. اما از باب وظیفه ای (حداقل شخصی) که برای خود احساس می کردم آنرا بیان داشتم.
6- بنده نه مخالف با ساخت و ساز و نه منکر تکنولوژی هستم. بلکه تنها این را بیان داشتم که می شود با یک طراحی حساب شده و درنظر گرفتن همه جوانب، این پروژه ها را طوری ساخت که این آسیب ها را به هویت یک ملت وارد نسازد. مطمئن هستم که شما استاد بزرگوارم نیز به عنوان یک متخصص می دانید که می شود چنین کاری کرد، اگر بهایی به آن داده شود.
استاد ارجمندم: بنده به لحاظ رشته تحصیلی ام که برق با گرایش قدرت یا همان تولید نیروگاهی است، کاملا به صرفه اقتصادی راه اندازی واحد سیکل ترکیبی واقفم. اما اگر دیدگاه برخی از مسئولین کشور ما همانند بسیاری از کشورهای دیگر توام با درایت، زیرکی و دلسوزی با افق حتی اقتصادی بود، لازم نبود که بنده حقیر یادآور شوم که چنین پاره سنگهایی در صنعت توریسم و گردشگری به لحاظ داشتن درآمدهای سهل الوصول و فراوان، کمتر از آن صرفه اقتصادی سیکل ترکیبی نیست. آنهم در کشوری که می کوشد از تک محصولی بودن خارج شود و به بازار صنایع غیر از نفت و گاز برسد.
7- درآخر بنده نیز تایید می نمایم که افراد بسیار دلسوزی در کارگاه این پروژه دغدغه میراث فرهنگی کشورشان را دارند وگرنه این اخبار هنوز هم به گوش میراث فرهنگی نرسیده بود. اما قطعا این افراد از میان مسئولین نیستند چراکه اگر آنها هم همین دیدگاه را داشتند، در صدد شناسایی این دلسوزان بر نمی آمدند و آن دوست عزیز می توانست بدون ترس، عکسهای خود را به عنوان سند گفته هایم در اختیارم قرار دهد.
استاد بزرگوارم: امیدوارم پاسخ بنده را حمل بر جسارت قلمداد نفرمایید. بنده شاگرد کوچکی هستم که تنها دغدغه هایم را می نویسم. خدا می داند که تنها دلم می سوزد و دلم نمی خواهد به حکم " هرچه بکاری همان را درو می کنی" روزی در روزگار آینده در مورد بقایای ساخته هایمان به انتقام خشتی که کج نهاده ایم بی مهری شود.
افتخار اینکه من هم بتوانم به عنوان یکی از نویسندگان "کازرون نوشت" سری بین سرها بلند کنم، نه حاصل اندوخته و بار علمی و فرهنگی من، بلکه به لحاظ لطف و اعتماد و تشویقهای دوستان بوده و جا دارد در این پست به عنوان اولین حضورم از محبت و حسن اعتماد استاد عزیزم جناب آقای شیخ الحکمایی و دوست بسیار خوبم محسن عباسپور و دیگر استادان صاحب نظر "کازرون نوشت" تشکر نمایم.
اما عملیات ساخت و ساز فازهای دیگری از نیروگاه گازی کازرون همچنان به پیش می رود و برجهای خنک کننده آن کم کم تا اوج آسمان سربلند می کند. تا دیروز وقتی به سمت دریاچه پریشان می رفتیم، در سمت راست جاده مزارع سبزی بود که در دوردستها به رشته کوهی منتهی می شد و امروز وسط آن دشت خرم یک برج عظیم بد قواره دیده می شود که بزودی تعداد آن به 3 برج می رسد. این اولین بار نیست که سازه های دست بشر چهره طبیعت را چون وصله ای ناجور مخدوش می کند. البته دیری نمی پاید که دیگر از این طبیعت اثری نخواهد بود که وصله های ناجوری بخواهد آنرا مخدوش کند ( چه خوب صورت مسئله را پاک کردم!!! ).
اما نکته دیگری که باعث شد این مطلب را بنویسم آن است که در حین اجرای عملیات ساخت و ساز فاز nام نیروگاه گازی کازرون، هربار به مدد تیغ بیل های مکانیکی، آثار تاریخی نابی از دل خاک بیرون می آید. این آثار در لایه های بالایی شامل ظروف سفالی است و در عمق و لایه های زیرین، کتیبه با خط احتمالا پهلوی و نقوش و نیز بقایای پی ساختمانی. پیمانکاران بدون هیچ اهمیتی و بی تفاوت نسبت به آنچه می یابند با سنگ دلی تمام مشغول به کارند و حتی آثار مکشوفه که تیغ های بیل مکانیکی روی آنها را به شدت خراشیده کرده در محوطه باز رها نموده اند.
مسئولین میراث فرهنگی کازرون از احتمال وجود شهری مربوط به عهد ساسانی در آن منطقه خبر می دهند. اما با افسوس بیان می کنند که چون سند محکمی در دست نیست، قدرت متوقف کردن عملیات ساخت و ساز را ندارند. حال سند از این کتیبه ها بالاتر چه می تواند باشد را خدا عالم است. همچنین مشاهدات حکایت از آن دارد که این کشفیات در محدوده اجرای برج خنک کننده 3 بیشتر از سایر نقاط است و در عمق های سه و چهار متری آثار بسیاری از دل خاک بیرون آورده شده. اما همچنان با بی توجهی پیمانکاران وعدم اقدام موثر مسئولین میراث فرهنگی در این خصوص روبرو هستیم و با این روند باید منتظر خلق فاجعه ای دیگر باشیم.
عدم بررسی و مطالعات گسترده و عمیق و کارشناسانه با درنظر گرفتن تمامی جوانب در هنگام تعیین محل احداث پروژه های سنگین و قبل از اجرای طرح باعث گردیده که هر از گاهی شاهد کشمکشهای مختلفی میان متولیان میراث فرهنگی یا محیط زیست و منابع طبیعی با متولیان توسعه سازه ای و صنایع باشیم. با وجود اینکه قبل از اجرای طرح های سازه ای و صنعتی، سازمانهای حفاظت از محیط زیست و میراث فرهنگی از مراجع ششگانه صادرکننده مجوز می باشند، اما در عمل مشاهده می گردد که از مجوز آنها یا برای سنگ اندازی در پروژه های بخش خصوصی استفاده می گردد و یا در احداث پروژه های دولتی، خصوصا پروژه های عظیم، این مرحله به صورت فرمایشی و تنها به عنوان یک تشریفات اداری به سهولت پشت سر گذاشته می شود و به نظر می رسد که سازمانهای مذکور در جهت صدور مجوز برای چنین طرحهایی تحت فشار قرار می گیرند و در صورت مخالفت و مقاومت نیز چندان بهایی به آنها داده نمی شود. چراکه در چنین مواقعی متولیان این ساخت و سازها و تخریبات - همچون مناقشه پل بیشاپور - با تحریک یک جانبه مردم با شعارهایی همانند "ارزش یک درخت بیشتر است یا ارزش جان یک انسان" و "رفاه و آسایش مردم مهمتر است یا نگهداری چند پاره سنگ" عملا قدرت اجرایی را از این سازمانها سلب و آنها را در مواجهه با مردمی قرار می دهند که وقتی به حقیقت ماجرا پی می برند، چون ابزار دست قرار گرفته اند خود مدعی و معترض روند بوجود آمده می شوند.
نمونه تاسف بار دیگری از این دست، کشمکشها و درگیریهایی بود که در پروژه احداث سد سیوند و آبگیری آن در تنگ بلاغی بوجود آمد و خبر اخیر مبنی بر کشف کاخ عهد هخامنشی در تنگ بلاغی که شواهد نشان می دهد بوسیله لودر عمدا و مغرضانه مورد تخریب شدید قرار گرفته، مناقشه آن را وارد مرحله جدیدی کرده است و البته دوستداران میراث فرهنگی در نهایت محکوم خواهند بود که به زیر آب رفتن تمدن چندین هزارساله را در این تنگ نظاره گر باشند.
اما در خصوص سد سیوند، بهانه آن بود که هزینه های بسیار سنگینی صرف ساخت این سد گردیده و متوقف کردن آبگیری آن دیگر عملی نیست. اما در خصوص نیروگاه گازی کازرون و ساخت برج های خنک کننده خصوصا برج 3 که چندان عملیات اجرای آن انجام نگرفته، هنوز جای اعمال تغییرات در طرح وجود دارد و اگر مسئولین بخواهند می توانند با کمی صبر و حوصله و نهایتا یک سال تاخیر در بهره برداری، هم به دست آوردهای احداث نیروگاه برسند و هم از نابودی میراث تمدن عظیم مان جلوگیری کنند.