تبليغاتX
کازرون نوشت
وبلاگ گروهی کازرونی ها

پنجه سبز آبانماه را محسن عزیز که خود مبتکر این سبزنوشت هاست به "شناسنامه‌دار کردن درختان شهر" اختصاص داده است. موضوع مهمی که تا کنون توجهی بدان نشده است. من اما این موضوع را از منظری دیگر و در ادامه بحث های مربوط به هویت ـ که مدتی در ادامۀ آن تاخیر شد ـ پی می گیرم.

یکی از عناصر و سرمایه های مهم هویت هر منطقه، در کنار دیگر عناصر هویت ساز، پوشش گیاهی، درختان و محصولات است. جدا از استفاده های اقتصادی از این محصولات و گیاهان دارویی و یا بحث های مربوط به گردشگری طبیعی، این دسته از عناصر می توانند جنبه فرهنگی هم داشته باشند. شناسایی این عناصر هویتی و حفظ و برنامه ریزی برای توجه آگاهانه و یا توسعه آن از برنامه های مهم فرهنگی تواند بود.   

یک درخت خاص یا گونه ای از درخت... 
برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 16:28  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

با احداث جاده و تخريب دشت برم

احتمال بازگشت شير ايراني منتفي شد

با بهره برداري از جاده دشت برم در استان فارس، رؤياي حيات دوباره شير ايراني در اين منطقه تبديل به ياس شد.

ارتفاعات دشت برم كه روزگاري يكي از زيستگاه‌هاي اصلي شير ايراني محسوب مي‌شد، قرار بود، با برنامه‌ريزي و حمايت سازمان‌هاي بين‌المللي و انتقال اين‌گونه حيات وحش از هندوستان به منطقه دوباره احيا شود.

بهمن ايزدي، رئيس هيأت‌مديره كانون سبز فارس، درخصوص بهره‌برداري از اين جاده و پيامد‌هاي ناگوار زيست محيطي‌ آن به همشهري گفت: مجموعه درياچه پريشان، دشت ارژن و دشت برم كه اين جاده از آن عبور مي‌كند با توجه به شرايط خاص اقليمي از تنوع زيستي بسيار ارزشمندي برخوردار است.

 همين ويژگي‌ها سبب شد تا پيش از انقلاب، گام‌هايي براي تبديل اين منطقه به يك پارك ملي برداشته شود؛ خريد بخش وسيعي از اراضي كشاورزي دشت ارژن و مراتع اطراف آن‌كه مالكيت خصوصي داشت، به همين دليل صورت گرفت و به مالكيت سازمان حفاظت محيط زيست درآمد.

وي مي‌افزايد: متأسفانه طي سال‌هاي اخير به‌دليل بي‌توجهي سازمان حفاظت محيط زيست، اين منطقه دستخوش هجوم سودجويان قرار گرفت تا آنجا كه نه تنها اراضي خريداري شده دوباره به تصرف افراد درآمد، حتي بخش وسيعي از اراضي مرتعي و منابع ملي تغيير كاربري يافت و تبديل به اراضي كشاورزي شد.

ايزدي در ادامه گفت: جاده دشت برم كه زمستان گذشته رسما بهره‌برداري از آن آغاز شد، از غرب دشت ارژن شروع مي‌شود و پس از گذر از ارتفاعات اين دشت از ميان اراضي پوشيده از جنگل‌هاي بلوط دشت برم عبور مي‌كند ودر ادامه، بعد از پشت سر گذاردن ارتفاعات پل آبگينه در ناحيه شمال شرق درياچه پريشان وارد جلگه كازرون مي‌شود.

به گفته وي، احداث اين جاده سبب تخريب بخش قابل توجهي از زيست بوم ارزشمند دشت برم شده‌است؛ منطقه‌اي كه بين دو اقليم سرد و گرم قرار گرفته و از تنوع زيستي و پوشش گياهي و جنگلي بسيار غني برخوردار است.

ايزدي تصريح مي‌كند: ساخت جاده دشت برم از حدود 7 سال پيش آغاز شد و با آنكه مخالفت‌هاي تشكل‌هاي زيست محيطي چندي مانع از عمليات اجرايي آن شد، اقتدار بخش‌هاي دولتي و حمايت برخي جريان‌هاي سياسي منطقه سبب از سر گيري عمليات احداث آن شد. جاده‌اي كه حدود 50 كيلومتر از فاصله بين شيراز و كازرون را كاهش مي‌دهد اما پيامدهاي ناگوار زيست محيطي آن بسيار بيشتر از سود آن است.

وي ضمن ابراز تأسف از بي‌توجهي به ملاحظات زيست محيطي در اجراي طر‌ح‌هاي عمراني هشدار داد: با توجه به تب زمين خواري بيم آن مي‌رود اراضي همجوار اين جاده كه عمدتا پوشيده از بلوط زاگرسي است دستخوش تعرض و تعدي سودجويان قرار بگيرد و ديگر نشاني از طبيعت بكر منطقه باقي نماند.

(روزنامه همشهري 15 / 1/ 1387)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 14:46  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

دوستان عزیز

در سایت زیر می توانید نقشه تمام منطقه را با امکان بزرگنمایی (به وسیله فلشها و + و -) تعیین فاصله تعیین دقیق طول و عرض جغرافیایی و امکانات دیگر ببینید!

http://www.wikimapia.org/#y=29615252&x=51653938&z=10&l=16&m=a&v=2

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 10:8  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

حیفم آمد این وبلاگ خوب را به دوستان معرفی نکنم. به امید روزی که هر روستا و منطقه کازرون برای معرفی بهتر خود در دنیای مجازی یک وبلاگ تخصصی داشته باشد.

http://kamankash.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 15:32  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

روز كازرون

 

برگزاري هفته‌اي به نام هفته فرهنگ براي ارج نهادن به امور فرهنگي و خادمان به فرهنگ منطقه في نفسه بسيار ارزشمند است. من البته جزييات برنامه خوبي را که به همت اداره محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي در حال برگزاري است نمي‌دانم و قصدم از نوشتن اين يادداشت نيز به هيچ‌وجه قضاوت در باره اين برنامه نيست. اما اين موضوع شايد بهانه‌اي باشد براي طرح اجمالي موضوعي که سالهاست به صورت طرحي بر کاغذ مانده است و اميدوارم با ايجاد شرايط لازم و همراهي مسوولان و دلسوزان منطقه بتواند اجرايي و عملياتي شود.

سالها پيش در شهري كوچك در جنوب ايتاليا در جشني شرکت کردم که در يکي از روزهاي ماه مه (ارديبهشت) برگزار مي‌شود.(لطفا ادامه را کلیک کنید)


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 9:12  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

نابودي كتيبه‌هاي تاريخي شهر

ناداني، بي‌توجهي يا ...؟

 

دوستان گرامي نشريه بيشابور خبر دادند كه در روزهاي گذشته، گروهي با لودر و البته به قصد خير؟! به جان بخشي از مجموعه موسوم به مقام، كه روزگار درازي مهمترين گورستان شهر بود و كتيبه‌هاي مقابر بسياري از بزرگان شهر را در خود دارد، افتاده‌اند. اگرچه از چند و چون موضوع اطلاع دقيقي ندارم اين يادداشت را به قصد نشان دادن اهميت اين آثار مي‌نويسم. اميد كه بي اثر نباشد:

كتيبه‌هاي تاريخي و به ويژه سنگهاي مقابر، تنها، نوشته‌اي حاوي نام و تاريخ مرگ كسي نيست. اگرچه اين موضوع نيز به ويژه در باب افراد برجسته منطقه داراي ارزشي فوق العاده است اما در واقع هر كتيبه تاريخي چون منشوري مي‌تواند نماياننده هنر و فرهنگ هر منطقه باشد. (لطفا ادامه را کلیک کنید)


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 21:9  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

پايين بودن فرهنگ عمومي به ويژه در حوزه فرهنگ از يك سو و سيل خروشان فرهنگ جهاني و تحولات فرهنگ ملي عملا باعث شده است تا سرعت و حجم تخريب فرهنگ بومي و آثار فرهنگي بيش از حد تصور باشد. هر روز شاهديم كه بافتهاي كهن شهر و روستاهاي كهن به سرعت از بين مي‌روند. بناهاي تاريخي تخريب مي‌شود و حفاريهاي غير مجاز به هيچ تپه و امام‌زاده و مقبره و كتيبه‌اي رحم نمي‌كند. هر روز بخشي از جنگلها و درختان كهن و محيطهاي طبيعي دست‌خوش نابودي مي‌شوند و بسياري از سنتها و صنايع دستي و دست‌ساخته‌هاي فرهنگ بومي از بين مي‌رود. گويش و واژگان كهن و آداب و رسوم هم جاي خود دارد.

بي‌تعارف، اميد داشتن و دلخوش كردن به تلاشهاي مراكز رسمي و ارگانهاي مربوط نيز جز خوش‌خيالي، سهل انگاري نيست.

پس چه بايد كرد؟

(لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد)


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 8:56  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

بخش مهمي از تاريخ معاصر هر منطقه به وجود موسسات و نهادهاي دولتي يا به عبارتي موسسات تمدني جديد آن منطقه باز مي‌گردد (تلگرافخانه، بلديه، اداره معارف، ادارات برق و آب، سينما و استاديوم و ... ) قدمت اين مراكز هم نشانه رونق و اهميت آن شهر در دوره خود و هم نشانه آغاز روند تحول منطقه در دنياي معاصر است.

پس پژوهش و نگارش تاريخچه تاسيس، مكان و بنا، روسا و مسوولين، تحولات ساختاري و اشياء و وسايل و اسناد بازمانده از آن مركز و حتي سربرگها و مهرهاي به كار گرفته شده، همه داراي اهميت است.

مهمترين منبع انجام درست اين پژوهش اسناد باز مانده از هر اداره و موسسه و نيز اطلاعات شفاهي و غير مكتوب مسوولين و كارمندان هر مركز تواند بود. اين موضوع خود سوژه قابل توجه و جذابي براي نشريات منطقه و درنهايت فصلي ازكتاب تاريخ معاصر و يا كتابي مستقل تواند بود.

اميدوارم اين موضوع هم مورد توجه و اهتمام و حمايت مسوولان هر اداره و مركز قرار گيرد و هم دوستان علاقمند و پژوهشگر به ويژه با استفاده از اسناد موجود در خود مراكز(در بایگانی های راکد ادارات کازرون) و نيز اسناد منتقل شده به سازمان اسناد ملي و ديگر مراكز رسمي نسبت به نگارش اين بخش مهم از تاريخ معاصر حساسيت لازم را نشان دهند. البته اين موضوع داراي چنان اهميتي هست كه بتواند عنوان پايان‌نامه‌ كارشناسي ارشد رشته‌هاي تاريخ و باستان‌شناسي هم قرار گيرد. آنچه تدوین شود، البته بخش مهمی از هویت تاریخی شهر نیز خواهد بود.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 9:54  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 گفتيم معماري ارزشمند منطقه کازرون که برگرفته از تاريخ و فرهنگ و هنر و مصالح بومي بود و روزگاري در سطح ملي و بين المللي مطرح شده بود را با بي‌توجهي تمام از دست داده‌ايم. و ظاهرا براي آثار باقي مانده نه تنها هيچ طرحي نداريم، بلکه همچنان هرروزه اين اندک آثار باقي‌مانده نيز در حال نابودي است. قرار بود بينديشيم که چگونه مي‌توان اين پيشينه تاريخي معماري و ارزش مهم فرهنگي را - که بخشي قابل توجه از هويت ملموس و ديداري شهر است -  بازآفريني و احيا کرد؟

اين يادآوري را هم لازم مي‌دانم که ما در مقطع مهمي از تاريخ معماري شهر قرار داريم: از يک‌سو هنوز ارتباط ما با معماري گذشته به کلي قطع نشده است و از سوي ديگر ساخت و سازهاي فراواني به‌ويژه در قالب بلندمرتبه‌سازي(آپارتمان) تازه آغاز شده و يا در حال انجام است. و اين امر مي‌تواند در جهت دامن‌زدن به روند نابودي يا احياي هويت معماري بسيار موثر و سرنوشت ساز باشد. بنابراين لازم است با حمايت مسوولين مربوطه به ويژه شوراي شهر و شهرداري محترم طرح جامع "احياي هويت معماري بومي" تدوين و تصويب شود تا متن مدونه و مصوبه ضمانت اجرايي هم پيدا کند. دورنماي کار هم آن است که تا ده بيست سال بعد، وقتي کسي وارد شهر مي‌شود، دوباره با هويت مستقلي در ظاهر شهر روبه رو شود که با شهرهاي اطراف متفاوت باشد. هويتي که برگرفته و يادآور همان هويت از بين رفته در چهل سال اخير باشد.

                                                لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 21:7  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

مدتي بود به دنبال فرصتي براي طرح اين موضوع بودم كه در آستانه هفتادسالگي اولين دبيرستان كازرون و فارغ التحصيلانش برنامه‌اي تدارك ديده شود تا آنكه ديروز بعداز ظهر پنجشنبه 23/ 6/ 85 به شوق ديدار جناب دكتر محمدامين رياحي به مراسم بزرگداشت ايشان در تالار روزنامه اطلاعات(تهران) رفتم. پس از ورود دريافتم كه اين مراسم در واقع گردهم‌آيي ساليانه فارغ التحصيلان دبيرستان حكيم نظامي قم است و در ضمن چون دكتر رياحي در اين مدرسه تدريس مي‌كرده است به پاس خدماتش از او تجليل مي‌شود.                         لطفا ادامه را کلیک کنید


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 10:17  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

سايت آمازون را بيشتر اهل رايانه، به ويژه در حوزه جست و جوهاي علمي و فرهنگي و كتاب به خوبي مي‌شناسند. اين سايت وابسته به شركت بزرگي است كه انواع كالاهاي فرهنگي را نيز توليد مي‌كند.

از جمله كالاهاي توليدي اين شركت، چند تي‌شرت و ليوان و جاكليدي است كه روي آنها، همراه با شكل يك قلب قرمز رنگ، نوشته شده است:

I Love Kazeroun

باور كردن و ديدن نمونه‌ها يك كليك‌كردن خرج دارد، اما داشتن هر سه چيز، حدود چهل هزار تومان آب مي‌خورد.

اينكه چرا نام كازرون؟ و اينكه چرا ما هيچگاه سراغ اينگونه هويت‌سازي‌ها نمي‌رويم را "شايد وقتي ديگر" ...  اما آيا واقعا دوست داشتن كازرون را هم بايد از اجانب ـ عليهم ما عليهم ـ بياموزيم؟

                                 نيمه شعبان بر همه‌تان مبارك باد!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 22:46  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

با سلام به همه دوستان گرامی

الف: چون تلاش این وبلاگ ایجاد فضایی برای استفاده از همه اندیشه ها به قصد اعتلای شهر است و موضوع خط و جناح سطحی و حقیرتر از نگاه کلی حاکم بر این وبلاگ است، لطفا از نوشتن مطالبی که شایبه جناحی بودن دارد بپرهیزیم تا سایه این سقف مجازی همچنان بر سرمان استوار بماند و غرض اصلی نقض نشود. البته این به معنای حذف موضوعات سیاسی مرتبط با شهر نیست.  و طرح مسائل کلی سیاسی که البته به صورت طبیعی حاوی نگاه نویسنده(احتمالا منتسب به یک جناح) نیز هست، جای طرح دارد. به گمانم باید تمرین کنیم تا به رغم داشتن اندیشه های متفاوت و حتی مخالف  در حوزه منافع مشترک در این فضای مجازی همفکری و هم اندیشی کنیم. 

ب: خواهشمندم ادامه مطالب بیش از یک بند را در بخش ادامه مطلب بگذاریم تا در صفحه اصلی تعداد بیشتری از نوشته های دوستان قابل دیدن باشد.

ج: لطفا نوشته هایتان را با خط "تاهما" و فونت ۱۰ نازک بنویسید!

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 8:37  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

بخش دوم از مبحث هويت معماري در اين وبلاگ را بعدا تقديم خواهم کرد. اما به مناسبت نامگذاري‌هاي اخير http://salmancity.blogfa.com/post-22.aspx

برخي از اماکن شهر، لازم دانستم اين بخش از مبحث هويت را زودتر مطرح کنم. دوستاني که مطالب پيشين را نخوانده يا نسبت به آن حاضرالذهن نيستند، مي‌توانند با کليک روي نام اين‌جانب در حاشيه وبلاگ به نوشته‌هاي پيشين دسترسي يابند.

 

هويت(3)

يکي از جلوه‌هاي مهم هويت هر منطقه، نامهاي اماکن و مناطق، خيابانها، مراکز، مدارس، فروشگاهها و غيره است اين نامها به خوبي نشان از پيشينه و تاريخ و هويت يک منطقه دارند. هم جزيي از شاخصه‌هاي يک شهراند و هم بهترين مبلغ هويت و ويژگي‌هاي فرهنگي موجود در هر منطقه[1] در اينجا قصد دارم به اختصار اين موضوع را مطرح کرده و براي هر کدام مثالي بياورم. اميدوارم ديگر دوستان نيز موارد مطرح شده را به نقد بکشند و پيشنهادات خود را مطرح نمايند و به تکميل اين بحث کمک کنند

 

نامهاي اماكن را مي‌توان به چند دسته کلي تقسيم کرد. شايد مهمترين آنها عبارت باشند از:

الف، نامهاي جغرافياي:

نام بسياري از روستاها، مناطق، کوه‌ها، رودها و ... نامهايي هستند که از فرط قدمت، زمان پيداييشان نامعلوم است و گاه حتي معني و مفهوم آنرا به درستي نمي‌دانيم اما اين نامهاي چندهزارساله به دلايل بسيار داراي ارزش‌اند که مهمترين آنها ذکر اين نامها در منابع و متون و کتيبه‌هاي کهن است. حتي در بسياري از موارد مي‌توان با کمي دقت در نامهايي از اين دست بسياري از ويژگي‌هاي آن مکان، چون دوره پيدايي، گرمسير و سردسير بودن، حضور يک قوم يا يک جريان تاريخي در يک منطقه را به درستي شناخت. اين مورد را به دو دليل مطرح مي‌کنم: يکي براي جلوگيري از تغيير نامهاي موجود و ديگري براي استفاده از اين نامها در اماکن شهري. براي مثال نام اکثر شهرهاي ايران (حتي کازرون) را مي‌توان در ميان خيابانهاي تهران و نيز نام شهرهاي فارس را در مرکز استان يافت. پس بسيار درست مي‌نمايد اگر مثلا نام شهرهاي تابع چون خشت و بالاده و يا روستاهايي چون دوان و بليان يا بيشاپور و سرمشهد و دشت ارژن را در نامهاي خيابان‌ها و کوچه‌هاي کازرون ببينيم.

نکته مهم ديگري که در اينجا لازم است مورد توجه قرار گيرد، عدم تغيير نامهاي کهن است. براي مثال هيچ دليلي براي تغيير نام چنارشيجان(که در متون کهن به همين شکل آمده است و به غلط در اين اواخر شاهيجان نوشته مي‌شد) وجود نداشته است. نمونه ديگر نام کاسگان است که بي شک نسبتي با يکي از کهن‌ترين اقوام ايراني(کاسها)دارد، به اضافه "گان" که پسوند مکان است و در ديگر نامهاي منطقه هم ديده مي‌شود. تغيير اين نام کهن به گلستان به گمانم ظلمي است به پيشينه چندهزار ساله اين روستا.

 

ب، نامهاي شخصيتها و نام آوران برجسته (کهن و معاصر):


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 21:38  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

در حالی که جوانان شهر از داشتن کمترین مکان عمومی برای دور هم نشستن و گفت و گو و مطالعه محروم بودند، شهر پر بود از مکانهای متروک. امامزاده و مسجد و غیره. در آن سالها (1365- 1366)بی توجهی بیشتری به این اماکن می شد و یکی پس از دیگری درحال تخریب بودند. همان سال تخریب بنای کهن میرعبدالله(جنب کتابخانه قايم) آغاز شده بود و گنبدش را فرو ریخته بودند. آن زمان دانشجوی ادبیات فارسی دانشگاه تهران بودم و در سفری متوجه این موضوع شدم و بلافاصله به لطف فرشاد فرشته حکمت که آنزمان با روزنامه اطلاعات همکاری داشت در ضمیمه اطلاعات فارس مطلبی با عنوان "میراث فرهنگی کازرون را حفظ کنیم" به چاپ رساندم و در آن به تخریب این ابنیه و نیز نابودی شیرهای سنگی اعتراض کردم. این اولین نوشته منتشرشده از من بود و خوشبختانه انعکاس خوبی یافت و از طرف مسوولین فرهنگی کشور و نیز سازمان یونسکو نسبت به تخریب این اماکن اعتراضاتی صورت گرفت و کار تخریب متوقف شد.

چندسال بعد در سالهای 1371پیشنهاد گرداوری و ایجاد موزه سنگ را با دوست گرامی آقای محمدحسین شریف که تازه مسوولیت اداره اوقاف کازرون را پذیرفته بود مطرح کرده و به این منظور حمام ملا آقا بابا را پیشنهاد دادم. کار پاکسازی حمام شروع شد اما به دلایلی کار متوقف ماند. پیشنهاد دیگرم به ایشان تعمیر برخی امامزاده های متروک و استفاده از آن اماکن به عنوان مکان و پاتوقی برای روزنامه خوانی و گفت و گو بود. این امر خوشبختانه محقق شد. و بنای مشهور به امامزاده میرعبدالله (واقع در کوچه کنار مسجد جامع نو ) مورد مرمت قرار گرفت.

پس از انجام کارهای لازم و خریداری تعدادی میز و صندلی بالاخره در تاریخ1/5/1372 این مکان با حضور چندتن از دوستان و برخی از مسوولان فرهنگی شهر افتتاح گردید. خوشبختانه مسوولین بعدی اداره اوقاف نیز نگذاشتند این مکان تعطیل شود و هم اکنون نیز یکی از کانونهای فعال فرهنگی برای جوانان شهر است. شاید اگر در همان سالها بسیاری دیگر از اینگونه اماکن نیز تعمیر ساده ای شده بود و محل رفت و آمد جوانان می شد بسیاری از انها اکنون از نابودی نجات یافته بود.

آیا اکنون نیز نمی توان با هزینه اندکی در سطح شهر، دست کم در هر محله،  از اين نوع بناهاي متروک مکانهای مشابهي ايجاد کرد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 14:54  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

هویت، هر آن ویژگی است که میان دو چیز ایجاد تفاوت می‌کند و باعث می‌شود ما آن دو را (دو چیز, دو انسان یا دو شهر را) متفاوت ببینیم و برای هر کدام شخصیتی قایل باشیم. هویت دایره‌ای از ویژگیها را در بر می‌گیرد که هر چه بر میزان و تعداد و عمق و وسعت این ویژگیها افزوده شود، تشخّص بیشتری ایجاد می کند.

به راستی آنچه دیروز و امروز هویت شهر و منطقه ما را تشکیل داده و می‌دهد و مردمان دیگر شهرها یا کشورها ما را بدان مشخصات می‌شناسند چیست؟ چقدر از این ویژگیها مثبت و چقدر منفی است؟ آیا در گذشته چنین ویژگیهایی بیشتر وجود داشته است یا امروز، چقدر از ویژگیهای مثبت گذشته را حفظ کرده‌ایم. و چقدر مشخصات منفی را اصلاح کرده و چقدر توانسته‌ایم تولید هویت کنیم؟ این ویژگیها را چگونه می‌توان شناخت؟ و چه گونه مي‌شود احیا کرد یا به وجود آورد؟ 

یکی از مصادیق بارز هويت هر شهر، معماری آن است. ويژگيهاي معماري میان مکانها و شهرهای مختلف ایجاد تفاوت می‌کند. بیشتر ما (حتی غیر متخصصین) به راحتی تفاوت یک بنای چینی،  هندی، عربی یا یونانی و ... را تشخیص می‌دهیم.


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 20:29  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

من هیچگاه سنت و تجدد را در برابر هم ندیده ام بلکه آنرا مکمل و هر دو را نیازی اساسی برای ورود و حضور در  دنیای معاصر می دانم. بدیهی است چسبیدن به هر کدام و رها کردن دیگری خطرات و معضلات فراوان در پی دارد.

این نکته را فراموش نکنیم که توجه به سنت, خود حاصل نگاه دنیای مدرن است. و اگر این نگاه نبود شاید ما هنوز هم تاریخ و ادبیات و باستان شناسی و معماری سنتی و خیلی چیزهای دیگر را نمی شناختیم و همان مقدار اندکش را هم حفظ نمی کردیم.

برای وضوح بیشتر چند مثال از همین منطقه(نیز ر.ک: کازرونیه): اگر فریتز مایر سویسی نبود, دنیا امروز شیخ ابواسحاق کازرونی و کازرون را نمی شناخت و اگر گریشمن نبود شاید از خرابه های بیشاپور  چیزی باقی نمانده بود. اگر تلاشهای لویی واندنبرگ و کتب و مقالات بسیارش در باره این منطقه نبود بسیاری از آثار نامکشوف مانده بود. شیخ امین الدین بلیانی را دنیز اگل فرانسوی به دنیا شناسانده و در باره شیخ عبدالله و عفیف الدین بلیانی (صاحب سیرالنبی) نیز به زبانهای مختلف کارهای ارجمندی شده است. بیشتر کتیبه های ارزشمند پهلوی را یا متخصصی غیر ایرانی خوانده و یا در یک نشریه غیر ایرانی منتشر شده است. (و همینجا از فرصت استفاده کنم و بگویم که اگر بدانیم که کتیبه پهلوی یافت شده در نیروگاه سیکل ترکیبی با تاریخ 6 یزدگردی کهنترین استودان کشف شده در ایران است و اهمیت جهانی این آن چقدر است مسلما به راحتی از این سایت ارزشمند نخواهیم گذشت)

مشکل ما شاید برخوردهای غیر منطقی و افراط و تفریط در برابر دو واژه سنت و تجدد باشد. گروهی راه رستگاری را سراپا غربی شدن و گروهی دوری جستن از تجدد دانسته و در برابر همه مظاهر آن حتی غذا خوردن با قاشق موضع گرفتند.

 

*

بدیهی است همه ما جهان را از زاویه دید و جهان بینی خاص خود می بینیم. از دید اهل اقتصاد, مشکل اصلی ما اقتصادی است و از دید اهل دین همه مشکلات ما به دور شدن از دین باز می گردد. از دید اهل سیاست هم لابد با تغییر مسوولان سیاسی کشور و شهر گلستان می شود. البته هیچ دیدگاهی را هم نمی توان رد کرد و نادیده گرفت. من هم به عنوان یک کارشناس فرهنگی بزرگترین مشکل شهر را مشکل فرهنگی می دانم و برای این ادعا دلایلی نیز دارم. به گمان من اولین مرحله هر تغییر و تحولی داشتن هویت و شناخت خود است و در یک کلام معتقدم مشکل ما کازرونیها از دست دادن و فراموش کردن این "هویت فرهنگی" است. ما نمی دانیم چه و که بوده ایم و اکنون چه جایگاهی در تاریخ و فرهنگ ایران داریم و به همین دلیل نه از کازرون که از کازرونی بودن فرار می کنیم و تا وقتی اینگونه باشیم گامی از وضع موجود پیشتر نخواهیم نهاد. به زودی برای اثبات این ادعا مصداقهای را بیان خواهم کرد.  

تا به زودی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 12:14  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

مردم دوان از قدیم الایام به سخت کوشی و داشتن همت بلند مشهور بوده اند. همه شان سخت به دوان عشق می ورزند و در هر کجای جهان هم که باشند خود را دوانی می دانند و این علاقه را به فرزندانشان هم منتقل می کنند. این همت را کمتر می توان در خود شهر یا دیگر روستاهای منطقه یافت. بی تردید تا کنون دوان تنها روستای کازرون است که دست کم چهارپنج کتاب مستقل در باره اش چاپ شده است.(ر.ک: کتابخانه کازرون) دوانی ها در حوزه ایجاد سایت بیش از دیگر مناطق اینترنت را جدی گرفته و احتمالا یگانه روستای ایران است که از سالها پیش سایتی مستقل به زبان انگلیسی داشته و اکنون سایتی فارسی نیز دارد. همین امر باعث شده است تا در سطح جهان مکانی شناخته شده به حساب آید و مثلا روی نقشه گوگل نامش در کنار نام شهرهای بزرگ ذکر شود.

یکی از نیازهای امروز ما همین است که به ویژه برای حفظ هویت و ویژگی های فرهنگی مان, با ایجاد سایتها یا وبلاگهایی در باره آداب و رسوم و فرهنگ و تاریخ و جغرافیا و رجال و ... بتوانیم عشق به زادگاه را به منظور ایجاد انگیزه برای کمک به حفظ فرهنگ و رشد و توسعه هر منطقه فراهم کنیم. بی تردید بلیان و جروق و جره و خشت و چنارشیجان و بسیاری دیگر از مناطق کازرون این پتانسیل را به خوبی دارا هستند.

امیدوارم جوانان این مناطق به این نیاز جدی روزگار ما توجهی بیش از پیش کنند.

دو سایت دوان:             http://www.dovoon.com/

                                 http://davan.info/davan/index.html
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 14:31  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

امروز اولین روز همایش بین المللی قطب الدین کازرونی شیرازی, طبیب, موسیقیدان, فیلسوف و ... و در یک کلام علامه بود. این برنامه در موسسه فرهنگی آسمان(فرهنگستان هنر- سعدآباد) برگزار شد. در مراسم افتتاحیه مهندس میرحسین موسوی, دکتر ولایتی, دکتر پورجوادی, دکتر اعوانی, میهمانان خارجی  و... حضور داشتند و سخن گفتند. از شیراز هم دکتر زاهد(رییس بنیاد فارس شناسی) دکتر ندیم و دو همراه دیگر حضور داشتند. اما از کازرون!؟ حتی برگزارکنندگان و همکاران پیش سمینار کازرون هم نبودند. برنامه سمینار امروز و فردا در تهران و چهارشنبه و پنج شنبه در شیراز ادامه خواهد یافت.

در این جلسه از احیای مقبره و ساخت بنای یادبود او در تبریز سخن رفت. از احیای بیمارستان علامه شیراز و از نامگذاری خیابانی به نام او در شیراز سخن رفت. و به یاد سالها پیش افتادم که قرار بود برای بیمارستان کازرون نامی انتخاب شود و من نام علامه و نیز جمال الدین مرشدی طبیب را(که او هم در تاریخ طب از سرآمدان است) توسط فرماندار وقت(دکتر رصافیانی) پیشنهاد داده بودم. و (شاید بی آنکه جایگاه آنان را بشناسند) پاسخ داده بودند: رها کنید این صوفیان و سنیان را!

و اکنون سالها گذشته است و همچنان "فرهنگ بر علیه فرهنگ". فرهنگ مذهبی در برابر فرهنگ بومی و ملی(که اتفاقا بسیار هم مذهبی است). اما وقتی در برابر هم قرار داده می شود .... بگذریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 16:12  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

مقدمه:

« اگر بتوانيم سن غير قابل تصور زمين را فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم! در اين‌صورت كرة زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود! در مورد هفت سال اول زندگي اين فرد هيچ اطلاعي نداشته و از سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكنده‌اي داريم! اما مي‌دانيم كه در سن 42 سالگي، گياهان و جنگلها بر زمين پديدار شده‌اند. از دايناسورها و خزندگان عظيم‌الجثه تا همين يكسال پيش اثري نبوده است! يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديده و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورده است. در اوايل هفته گذشته، ميمون‌هاي آدم‌نما به آدمهاي ميمون‌نما تبديل شده و آخر همان‌هفته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفته است.

انسان جديد تنها حدود 4 ساعت پيش پا بر زمين نهاده و كشاورزي را در يك ساعت گذشته كشف كرده است!  از عمر انقلاب صنعتي هم بيش از يك دقيقه نمي گذرد و ... . حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلايي بر سر اين بيچارة 46 ساله آورده است! انسان طي 40 دقيقه بيولوژيكي از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است. او نسل و سلطة خود را به نسبت سرسام‌آوري بر زمين گسترانده و  نسل بيش از 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است.» (دکتر شهرام علا)

*

ظاهرا بهتر است بگوييم زمين در سن 46 سالگي دچار ويروس ناشناختة خطرناكي به نام انسان شده و در حال مرگ است!؟ از اين شوخي آخر كه بگذريم، به ياد دارم سالها پيش در مبحث حفاظت از پرندگان پري‌شو(پريشان)، بزرگي فرموده بود: « مگر جان پرندگان مهمتر از جان انسانهاست؟» و اكنون نيز پژواك همين سخن را در بارة قطع درختان كهنسال جنگلهاي بلوط منطقة حفاظت‌شدة دشت ارژن در مسير جادة كازرون شيراز مي‌شنويم. موافقان اين سخن با استناد به برتري ارزش انسان نسبت به طبيعت _ به خاطر عاقل بودنش _ به او حق مي‌دهند تا همة موجودات را فداي خود كند. آنان ظاهرا بدون توجه به آن كه ظهور انسان بر اين جهان خاكي آنقدر متأخر است كه تصورش براي ما انسانهاي خودخواه خودمحور بسي دشوار است، اصلا خلقت همة موجودات را براي انسان مي‌دانند!! (به قول خودمان: «كهي اومده دهي در كرده»)

متأسفانه اين شيوة نگرش باعث شد تا در چندده‌سال گذشته چه فجايع زيست‌محيطي در ايران رخ دهد و تنها در منطقة كازرون چندين نوع از گونه‌هاي منحصر به فرد ماهيان پريشان از بين بروند و منطقة زيستكرة ارژن‌پريشان به كمتر از يك‌سوم برسد. اين در حالي است كه كشور چين براي حفظ نسل خرس پاندا و دولت آمريكا براي حفظ عقاب سرسفيد در سال ميليونها دلار هزينه مي‌شود. و من مانده‌ام كه آيا كار ما به جانشيني خدا بر زمين نزديكتر است يا كار ديگران؟ اصلا به چه دليلي نمي‌توانيم بگوييم «خلقت و خلافت انسان بر زمين براي پاسداري از طبيعت و جلوگيري از نابودي آيات الهي بوده است. آياتي كه توان حفاظت از خود را نداشته‌اند!؟

پس اكنون رسالت انسان انديشمندي كه مي‌داند براي حل هر مشكلي بيش از يك راه وجود دارد آغاز شده است. مسلما قطع درختان اين راه تنها راه دستيابي به دلارهاي نفتي عسلويه، و احتمالا حفظ جان گرامي انسانها نيست. تا نظر شما چه باشد!

در پايان، اين شعر سلمان هراتي تقديم به همه مؤمنان به قرآن مجسم(طبيعت):

جهان قرآن مصور است

و آيه‌ها در آن

به جاي اين كه بنشينند، ايستاده‌اند

درخت يك مفهوم است

دريا يك مفهوم است

جنگل و خاك و ابر

خورشيد و ماه و گياه.

با چشمهاي عاشق بيا

تا جهان را تلاوت كنيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 22:14  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

"مث که یکی بیشیم تا دم کهشور نریم

شون ا شون همد بیدیم پخش و پیلیش هم نکنیم

هیشکی غم ما نداره خودمو غم هم بخوریم

تو یه کوره ی می زنیم چنگ د کیش هم نکنیم" (پزشکیان)

 

هممون شهرمون رو دوست داریم. می دونم نه به یک اندازه, اما حداقل آرزوی همه ما داشتن شهری پیشرفته است. هم از لحاظ فرهنگ و اقتصاد هم علم و اخلاق... و در یک کلمه سرسبز و آباد. اما شیخ امین الدین خودمان معتقد است "در این دنیا هیچ چیزی با آرزو به دست نمی آید" و  می گوید رسیدن به هدف, قدم در راه گذاشتن و تلاش و سختی کشیدن و خسته نشدن هم می خواهد.

به نظرم تعداد کسانی که در آرزو و اندیشه ایجاد تحول تلاشهایی کرده و می کنند هم کم نیستند. البته هرکسی در زمانی و در جایی و تا مدتی. اما سوال اینجاست که چرا این تلاشها تا کنون به جایی که باید نرسیده است. من فکر می کنم یکی از خصلتهای بد ما ایرونی ها و صدالبته همشهری ها ناتوانی در انجام کار جمعی است. همه ما در وزنه برداری و  کشتی اولیم اما در فوتبال و والیبال چی؟ و باز می دانم بسیاری از مشکلات ما فراتر از جغرافیای کوچک شهرستان, و مشکلاتی ملی است. اما نمی توان و نباید دست روی دست گذاشت.

می خواهیم در حد توان فضایی داشته باشیم تا هم بعد زمان مانع همفکری و تشریک مساعی ما نشود و هم بعد زمان. یعنی باید بتوانیم چند نسل را زیر این سقف مجازی جا بدهیم(از بچه های خوش فکر پشت کنکوری گرفته تا استادان دانشگاه و زعمای قوم) و فکرمون رو رو هم بریزیم و در ابتدا بینیم اصلا مشکلمان چی هست؟ طرح و برنامه هایی راهم تدوین کنیم, اجرا کردنش _دور از جان _ شاید برای نسل بعد.

پس محور اصلی این وبلاگ گروهی, کازرون است و فعلا با این چهار سرفصل آغاز می کنیم: الف: شناخت و بررسی معایب و مشکلات عمده/ ب. شناخت و بررسی محاسن و توانمندی ها / ج. راهکارها, پیشنهادات, برنامه ها و اهداف درازمدت/  د. اظهار نظر پيرامون  مهمترین مسایل جاری شهر (انشاءالله به دور از  سیاست بازی و غیره)

برای جهت یابی بهتر هم برخی موضوعات ممکن است به صورت یک اقتراح مطرح بشود. طرح یک سوال و تلاش جمعی برای یافتن پاسخ. برای شروع می خواهیم فهرستی از مشکلات اساسی شهرستان را تهیه کنیم. پس لطفا (با توضیحات کافی و کوتاه) پاسخ دهید:

 

بزرگترین مشکل کازرون چیست؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت 5:20  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  |