تبليغاتX
کازرون نوشت
وبلاگ گروهی کازرونی ها

پیش درآمد
چند روز قبل برای کاری به پاریس رفته بودم. شهر جالب و عجیبی است. هر جه بیشتر آنرا رصد می کنی به عمق فرهنگی اش بیشتر پی می بری. از در و دیوارش آراستگی و حساب و کتاب می بارد. معماری پاریس قطعا برای برخی دوستان اهل فن درس آموز است. و البته خیابانهایش و دود ماشینها نیز تو را نمی آزارد. خیابان شانزه لیزه با آنکه که در لحظه، هزاران انسان از اقصی نقاط عالم و دوربین به دست! را در خود جا داده اما نه شلوغی اش و نه ظواهر نامتعارف برخی مردمانش ( از نظر ما مسلمانها ) تو را نمی آزارد چون تنها عظمت هنجارهای فرهنگی اش تو را مجذوب می کند و نه چیز دیگر . وقتی با مردمانش هم کلام می شوی می بینی و می فهمی کهریا نمی کنند و به تو دروغ نمی گویند و البته صداقت و بی صداقتی تو را هم خوب می فهمند. فرقی نیست در پواتیه باشی یا مارسی یا نانت یا پاریس. اما البته اینجا هم مدینه فاضله نیست. اینجا هم جرم وجود دارد و هم انسانهای خطاکار. اما همه همدیگر را خوب می شناسند، و اینجا شناخت انسان حرمت و ارزش دارد. رفتار و گفتار او در ترازوی دقیق سنج فرهنگ میزان می شود تا هویت بخش آنان باشد. اینجا اگر چه در آن واحد با صدها فرهنگ، ملیت و هویت مختلف روبرو هستی و اگر چه انسانها به خاطر آزادی اندیشه و بیان هر کدام پارادایم های فرهنگی و عقیدتی متحرکی هستند اما ....


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 16:44  توسط بهزاد رضوی فرد  | 

 

شاید یک هفته قبل بود در اخبار آمده بود: مردی در کازرون ۷ نفر را کشت، و در این دیار غربت اسبابی بی دلیل برای نگرانی بیشتر! و در تاریخ21 خرداد ماه سایت بازتاب به نقل از مدیر کل مبارزه با جرایم جنایی نیز گزارش داد که در ایران هر سه و نیم ساعت یک قتل در کشور اتفاق می افتد تازه من کاری به میزان مرگ و میرهای ناشی از تصادفات که ظاهرا در آن هم رتبه دار هستیم ندارم.

پس ظاهرا ما در کشور عزیزمان سالانه بیش از ۲۴۰۰ مقتول داریم و با یک حساب احتمالی اگر در کشور ۲۰۰ شهرستان ـ مثل کازرون ـ ( اطلا ع دقیق از تعدادشهرها ندارم ) داشته باشیم سهم سالانه مقتولین شهر ما ۱۱ نفر خواهد بود. و البته این رقم چندان دور از واقعیتی نیست چرا که در چند سال قبل که در دانشگاه کازرون مشغول تدریس رشته حقوق بودم بارها تلاش کردم در این مورد تحقیق جامعی انجام دهم اما هر بار مشکلیی بیرونی مانع کار می شد صرف نظر از اینکه هیچ سیستم اطلاع رسانی دقیقی در دادگستریهای ما وجود ندارد چه رسد به دادگستری کازرون که امروز حتی ازل لحاظ مکانش هم مشکل دارد.مع الوصف اراده فوق در کسب حد اقل اطلاعات بر من ثابت کرد که آمار امروز تعداد مقتولین سالانه کازرون،خیلی هم دور از واقعیت نیست.

براستی چه باید کرد ؟ حتما همه شما گهگاهی از قتل و کشتار در جامعه آمریکا یا خشونتهای اجتماعی فرانسه از طریق شبکه اول تلوزیون ایران مطلع می شوید! اما مطمئنم از اقدامات این دولتها در جبران و رفع مشکلات فوق چندان اطلاعی ندارید. چرا ما فقط به خبر پراکنی عادت داریم ولی هیچگاه به دنبال علت یابی نیستیم ؟ چند سال قبل که در کازرون جوانی طی آدم ربایی ( برای اخاذی و کسب پول ) نوجوان ۹ ساله معصومی را ربود و سپس در این جریان آن طفل به قتل رسید،تصمیم گرفتم در این مورد و چرایی وقوع حادثه تحقیق کنم، رفتم و از محل حادثه (کلوپ) تا محل قتل و نهایتا مصاحبه ۲ ساعته با قاتل در زندان بر اساس فرمول های جرم شناسی تحقیق کردم و جالب اینکه جدول و نمودار شخصیتی قاتل برای روانشناس مشاور مربوطه بسیار حیرت انگیز و جالب بود اما آیا شما ها مردمانی که در دایره همین احتمالات زندگی می کنید هیچگاه از نتیجه چنین تحقیقاتی آگاه شدید ؟ دلیل آن معلوم است چون اصلا منتشر نشد! و حتی دادگستری هم نپرسید نتیجه چه شد، چون کوته بینی ها،حسادت ها،سیاست زدگی ها با زلالیت و شفافیت عام تناسبی ندارد و متاسقانه من به تو صیه دلسوزانه برخی ! نتیجه را مسکوت گذاشتم پس واضح هست تا هسته های تحقیقی این چنین ناروییده ! زود مضمحل می شوند چه انتظاری دارید امثال من و شما موسسات تحقیقی محلی و حتی خصوصی در خصوص ریشه یابی جرایم در کازرون راه بیاندازیم تا به جای سالی ۱۱ کشته مثلا ۸ یا ۵ یا ۰ کشته داشته باشیم ؟ ! از طرفی بد نیست بدانید شهر عزیز ما در استان تا ۲ سال قبل رتبه اول جرایم را داشت، صرف نظر از همه مسایل بسیار مهم محلی قابل بررسی و قطعا قابل نتیجه گیری باید گفت هنوز نگاه کلان قضاییون کشور ما به مباحثی مثل «سیاست جنایی»، « کنترل علمی حرایم»، و حتی مجازاتها کاملا سنتی و کلاسیک است مثلا در علم « کیفر شناسی» ما معتقدیم اعمال مجازات یک جنبه اش سزادهی فرد مجرم است اما در عمل باید مواظب بود این سزادهی بیش از اینکه حالت «انتقام جویی» از سوی جامعه بخود بگیرد بیشتر نشانگر مکانیسم «تنبیه و مجازات» قانونی فرد باشد در حالیکه متاسفانه در کشور ما بخصوص در شهرهایی کو چکی مثل کازرون مجازات
بیشتر سمبل انتقام جویی است تا سمبل تنبیه کارامد، شاید نگاهی به مجموعه اعلام جرمها در سطح سیاسی در چند سال اخیر تا حدودی گویای این مطلب باشد ! البته در سالهای اخیر حرکت سنجیده ا ی در جهت تمرکز زدایی از دادگستری کازرون و استقلال دادگستریهای بخشها صورت گرفته که این امر می تواند ضمن کاستن از اصطحکاک قضایی میان شهر و روستا و به حداقل رساندن رفت و آمدهای خطرزا به خصوص در جاده ها! انسجام و همدلی میان اهالی بخشها و روستا ها برای کاهش و پیشگیری بیشتر از جرم را به دنبال داشته باشد.

به امید دیدار بعدی

پواتیه ـ رضوی فرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 13:43  توسط بهزاد رضوی فرد  | 



۱ـ مقدمه
وقتی که از جنوب به سمت شمال می روی و از منطقه ای با مشخصات ۵۱ درجه و 39 دقيقه و 15 ثانيه طول شرقي و 29 درجه و 27 دقيقه عرض شمالي عبور می کنی و از کنار بیغوله های بی سر و سامانی که روزی نشانه سترگی و عظمت مردم یک کشور بوده ! گذشته و با گردشی به سمت شرق به گردنه هایی می رسی که رعب و هراس باقی مانده از ابهام و تاریکی بازیهای سیاسی مدفون شده در گرده جاده کمر خمیده !

زیبایی های بکر طبیعت را در مقابل چشمانت چونان کابوس تمام ناشدنی جلوه میدهد ، با خود می گویی کی به مقصد خواهم رسید ؟ و بالاخره به جایی می رسی که شاید در سایه سار لطافت و شیرینی نغز مردان ادب پرورش بتوانی کمی خیال آرامش در سر بپرورانی . از شهر حافظ و سعدی که بگذری و تا ۹۱۰ کیلومتر آنطرفتر در میا نه راه داستان این شهر جنوبی کم کمک رنگ می بازد و خوبی و بدی اش را کمتر کسی به یاد می آورد مگر اینکه گاه با همکلاسی ها حرفی رد و بدل شود و آنها با فشار به حافظه دوران کودکی به یاد قصه خانواده آقای هاشمی و سفر به کازرون بیفتند ! و آنگاه کمی تو را به خاطر بیاورند.
به شهر هفتاد و دو ملت که می رسی فکر می کنی به اروپا رسیده ای ! پس چه بهتر که فراموش کنی که از جنوب آمده ای هر چند که استاد دانشگاه یا وکیل مردم و یا طبیب برجسته ای باشی ، چون اروپاییان چندان خوشایندی ندارند تو آنها را به یاد شکاف میان شمال و جنوب بیاندازی !
و در اینجا یا باید مانند دیگران وارد گرداب پر سرعت و رو به ترقی روزمره گی شوی ! یا اینکه جانب عزلت و رهبانیت مثبت و البته غیر قابل فهم برای دیگران را بگیری . و وقتی روزی از روزها مور مورکهای !
آزاردهنده دوران گوشه گیری از قضا تو را هم کاسه خوب طینتان دسته دوم می کند جمعی را می بینی که صادقانه و با دست خالی می خواهند به جنگ غول بی شاخ و دم سیاست زدگی و روز مرگی بروند ، مسیر آمده را بازبینی کنند و ۱۰۶۰ کیلو متر دشت و کوه و بیابان را در رفتار و کردار و نوشته هایشان محو کنند تا تصویر شهر شاپور ، شیخ ابواسحاق ، شیخ امین الدین ، علامه دوانی ، ایت الله مختاری، مردانی و مظلوم زاده ها و تمامی بزرگمردان و ایثارگران راه آزادی و انسانیت را در پایتخت کشوری بزرگ و کهن برای هموطنان خودبنمایانند و سر انجام با افتخار و روح سربلندی دمیده شده در مردمانش موجب سعادت روز افزون آنها شوند . و نتیجه اینکه فرشتگان نجات خود بعضی خود قربانی گرداب سیاست زدگی می شوند ولی بدون شک این پایان داستان نیست .

۲ـ داستان شهر ما
داستان شهر ما داستان زندگی است . برخی زندگی را جدی می گیرند ، برخی آن را به بطالت می گذرانند !
برخی برای زندگی خود و دیگران ارزش قائلند و برخی برای هیچکدام ارزشی قائل نیستند . برخی پیچ و خم های زندگی را ر خوب می شناسند و برخی نمی شناسند ، برخی می خواهند فلسفه بودن و نفس کشیدن را بدانند ، برخی چنین تفکراتی برایشان مهملاتی بیش نیست ! برخی برای حفظ و حرمت زندگی دیگران جان و مال خود را به خطر می اندازند و برخی دیگر همین ها را از مردم می گیرند. و اتفاقا از هر دو تفکر در هر قشر و لایه مردم اعم از عوام و خواص وجود دارند به همین دلیل ممکن است مردمانی ساده ، بی موقعیت و بدون مسوولیت را ببینیم که بیشترین دغدغه و تلاش برای بهبود زندگی خود و دیگران دارند در حالی که عده ای هم با داشتن موقعیت و مسوولیت دانسته یا ندانسته بزرگترین سد راه بهبودی زندگی دیگران باشند. هدفم از این جملات نتیجه گیری و قضاوت اخلاقی نیست . بلکه گوشزد این مساله است که بسترهای اخلاقی ترویج شده در هر جامعه به وضوح نوع جهت گیری مادی و معیشتی ما را مشخص می کند . نمی خواهم باب مغلق گویی را باز کنم اما بدون شک هر کسی با پیش فرضهای خود به یک مو ضوع نگاه میکند و من هم از این موضوع مستثنی نیستم و در هر صورت در عین اعتقاد به انجام کارهای انقلابی درحیطه عمرانی و معیشتی مردم معتقدم تا بسترهای معرفتی یک مساله برای مردم یک شهر یا کشور حل نشود نه تنها مشکل حل نمی شود بلکه ممکن است به پاک کردن صورت مساله ، پیچیده تر کردن و یا حل موقتی مساله بیانجامد .

لذا معتقدم شاید ضمن پی گیری نوعی نگاه استقرایی و با توجه به پارادایم ها و رویکردهای موجود در قبال مساله شهرمان کازرون ، بتوانیم عزممان را درشکوفایی هر چه بیشتر این شهر دیرینه جزم نماییم .


تا بعد
بهزاد رضوی فرد
پواتیه ـ فرانسه

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 20:38  توسط بهزاد رضوی فرد  |