تبليغاتX
کازرون نوشت
وبلاگ گروهی کازرونی ها

هیبت اله بهرام زاده

«خانه تکانی در اندیشه»

نوروز مقدماتی دارد که همچون ازدواج همراه با جاذبه ها و زیبایی هایش، زحمات زیادی نیز در بر دارد و معمولاً اعضای خانواده به مدیریت خانم ها که تنوع طلبی بیشتری دارند، ضمن زیبا سازی فضای منزل و تغییر در لباس و افزودن ظروف تلاش می کنند اوضاع را بعضاً با بدهکار کردن نان آور خانواده بهتر از سال کهنه سازماندهی نمایند. به راستی هم این تغییرات در روحیه و بهبود اوضاع روانی خانواده کمک شایانی می کند. سال نو در تمام دنیا و ادیان با شکوه برگزار می شود ولی احتمالاً در ایران به لحاظ انتخاب بسیار مناسب زمان آغاز سال نو که همراه با رویش طبیعت و زایش زمین است، خوش ذوق بودن ایرانی ها را از زمان های دور نشان می دهد.اما بگذریم ... منظور این نوشتار مطلب دیگری است و به دنبال بررسی ریشه تاریخی و انتخاب مناسب آن نیست، بلکه سوال و پیشنهادی را دنبال می کند که: «آیا بهتر نیست ما که در تغییر محیط زندگی از منظر فیزیکی حساس هستیم، در تغییر فضای ذهنی خودمان و پالایش از اموری که دست و پاگیر هستند نیز قدم هایی برداریم؟»

مردم از خیلی از خرافات ها، مراسم هایی که هیچ تاثیر مثبتی بر زندگی ندارند و بسیاری تعارفات غیر عقلانی گلایه دارند ولی چرا کمتر و دیرتر به خانه تکانی در این رابطه اقدام می شود؟ اغلب مردم وقتی به انجام رسم دست و پاگیری و یا هزینه بری مورد گلایه قرار می گیرند، پاسخ هایی کلیشه ای می دهند. «رسم است دیگر» یا « زشت است، زبان مردم را چکار کنیم» یا «کی می تواند جواب این و آن را بدهد».

مدهای اجتماعی را معمولاً دو گروه رواج می دهند، اشراف و افراد با نفوذ اجتماعی. اشراف به این علت که امکانات دارند و تنوع طلبی آنها به راحتی قابل وصول است و آدم های با نفوذ که یا قدرت دارند و یا عده ای آنها را به عنوان الگو قبول دارند. مشکل اشراف را ما نمی توانیم به راحتی حل کنیم، چون اگر به آنها پیشنهاد داده شود می گویند: «چون خودشان زورشان نمی رسد خرده می گیرند». اما آدم های با نفوذ واقعاً مسئول هستند. مسئولند که در تغییرات مثبت پیش قدم باشند.

مراسم ختم در یکی از مناطق شهرستان کازرون خیلی مفصل برگزار می شد و افراد در یک هفته ی تمام منهای روز شنبه، درگیر مراسم و ناهار و شام دادن بودند و شبها هم خانواده در منزل باید ایستاده از مراجعین با دلی شکسته و کمری که این چند روز می شکست، پذیرایی کنند، شورای شهر پیشنهادی داد که مراسم ختم فقط دو ساعت و هفته نیز دو ساعت و آن هم بعد از ظهر برگزار شود. و تاریخی را معین و خواهش کردند از آن تاریخ بدین منوال عمل نمایند. یکی از خانواده های با نفوذ منطقه اولین استقبال از این پیشنهاد بود و خیلی راحت این رسم جا افتاد. دو سال قبل از این مرحله به پیشنهاد امام جمعه منطقه قلیان ها از مراسم براحتی حذف شد چون بستر لازم برای این تغییر آماده بود و مردم از افراد با نفوذ تبعیت نمودند.

درست است که آداب و رسوم را نمی توان دستوری لغو یا ایجاد کرد اما اگر در این زمینه ها عزم جدی صورت گیرد، می توان نتایج خوبی گرفت.

نشریات شهرستان و مسئولین بویژه کارگروه فرهنگی شهرستان و همچنین شوراهای شهر، می توانند نقش تعیین کننده ای ایفا نمایند و بدعت گزاران مثبت را تشویق و پیشنهاد های مناسب را به مردم بدهند. در روز های آخر سال 87 در مراسم عقد دو فرهیخته شهرستان شرکت داشتم، بحث مهریه که شد، پدر عروس که خود از فرهنگیان با سابقه و بازنشسته است گفت: «عروس با مراجعه به اینترنت متوجه شده که کلمه محبت 83 بار در قرآن کریم تکرار شده است و بر همین مبنا پیشنهاد عروس 83 سکه بهار آزادی جهت مهریه می باشد. بی شک این اقدام هم از جهت ارزشی و هم از بعد فرهنگی و اجتماعی قابل تقدیر و تشویق است. اگر چنین رفتارهایی در جامعه مورد تشویق قرار گیرد، می توان امیدوار بود که کار فرهنگی ما نتیجه بخش است. و حال انکه ساعت های زیادی از وقت کارگروه فرهنگی و اجتماعی شهرستان به مسایلی کلی چون حاشیه نشینی، مواد مخدر و موتورسوار ها می گذرد که معمولاً نتیجه عملی مناسبی هم بدست نمی آید. شاید مباحثی از قبیل تعدیل و تناسب مراسم ختم، عروسی، سیسمونی، آش پشت پا! امد و نیامد برخی از روز ها را بهتر می توان مورد بررسی و تصمیم گیری قرار داد. شرح و درد هر کدام از این موارد بحث بلندی را می طلبد که امید است مسئولین و صاحب نظران بدان بپردازند و در آن صورت شاید هر سال برخی از این آداب غیر عقلانی را از ذهن خود بتکانیم و در بهبود وضعیت فرهنگی و اجتماعی قدم هایی هرچند کوچک برداریم .


به امید سالی خوب توام با بهروزی همه ی شهروندان والسلام


+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 13:6  توسط هيبت‌الله بهرام‌زاده  |