به عقیدهی بسیاری از کارشناسان، موزهها به عنوان فضاهای تأثیرگذار فرهنگی که با نمایش مجموعهای منسجم از اشیا با مفهومی مشترک و یا تاریخچهای یکسان سعی در بیان مستند یک ماوقع تاریخی دارند، همواره نقش موثر و پررنگی در شکلدهی فضاهای فرهنگی یک جامعه ایفا میکنند. اهمیت این مسئله تا بدانجاست که امروزه تقریباً در کنار هر سایت تاریخی یا برای هر جریان فرهنگی موزهای احداث شده و سعی میشود با نمایش برخی اشیا برجای مانده از آن مجموعه یا جریان، نسلهای بعد و آنانی را که فرصت دیدن مستقیم جریان مذکور را نداشتند، از اهمیت و چگونگی شکلگیری آن آگاه نمایند.
پرواضح است، شهرستان کازرون نیز که چه به لحاظ تاریخی و چه به لحاظ فرهنگی و اجتماعی دارای فراز و نشیبهای تأثیرگذاری در طول تاریخ بوده است، قابلیت فراوانی برای تأسیس موزههای متعدد دارد.
در این میان اما میزان تأثیرگذاری نهادها و حرکتهای مدنی بر ایجاد موزهها و سایر شاکلههای فرهنگی که خوشبختانه در کازرون رو به افزایش نهاده است، قابل تأمل است. شاید یکی از مثالهای بارز آن هم در موزهی جالب و دیدنی دوان به عینه مشاهده شود. بهار امسال...
این عکس را دیدم و فکر کردم بد نیست اینجا هم باشد...

عکس دیگری نیز به زودی در پی خواهد آمد؛ مثل همین عکس که در پی آمده است...
میدانیم حرکتهای موفق در سطح هر منطقهای با تکیه بر بستری علمی شکل گرفته و میتواند حیات خود را تضمین نماید. چنانچه این حرکتها هنری باشند که با ذوق و قریحهی شخص هنرور نیز در ارتباط مستقیم هستند، لزوم علمی نمودن آنها نیز افزایش مییابد.
در سطح شهرستان کازرون که از دیرباز تعلقات خاطر فراوانی جهت حضور در عرصههای هنری و به خصوص صحنههای خلق آثار نمایشی و تئاتر وجود داشته، از یک سو علاقمندی هنرمندان و استعداد ذاتی برخی از آنها و از سویی دیگر وجود موسسهای علمی همچون دانشگاه آزاد اسلامی به عنوان یکی از بسترهای مناسب جهت آغاز فعالیتهای علمی، میتواند موقعیتی مناسب را جهت برنامهریزان و دستاندرکاران عرصهی فرهنگ و علم ایجاد نماید که با تلفیق این دو، فعالیتهای نمایشی را استمرار بخشیده و آن را در بستری علمی رشد دهند.
نکتهای که به خوبی توسط دستگاههای ذیربط درک شده و اکنون خبر خوشایند آمادگی دانشگاه برای پیگیری ایجاد رشتهی هنر نمایش سبب شده امیدهای فراوانی در دل اهالی هنر شهرستان به وجود آید.
و در صورت تحقق، این امر میتواند نخستین گام عملی دانشگاه آزاد اسلامی کازرون جهت ورود به عرصههای هنری باشد و چنانچه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی موفق به تشکیل هیئتعلمی قوی در این راستا شده و هستهای منسجم را تشکیل دهد، میتوان امید داشت با خوب نهاده شدن خشت اول، شاهد افزایش سایر رشتههای هنری و در پی آن افزایش سطح کیفی آثار نمایشی ارائه شده در سطح شهرستان باشیم.
1)
عنوان خبر:
به دلیل فرسودگی ساختمان و جلوگیری از بروز هر حادثهای
کتابخانه عمومی شهید مدنی کازرون تعطیل خواهد شد
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 144، صفحه 2
2)
عنوان خبر:
در پی اعلام غیررسمی مدیر انتشارات کازرونیه مبنی بر تعطیلی این انتشارات
خداحافظ کازرونیه
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 127، صفحه 3
3)
عنوان خبر:
بیست هزار نفر بازدیدکننده و 15میلیون تومان خرید کتاب از نمایشگاه کتاب کازرون
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 141، صفحه 3
میدانیم رشد و باروری هر فرایندی ارتباط مستقیمی با بسترهای بنیادین آن دارد. هر چه در یک فعالیت، بیشتر به بسترها پرداخته شده و نسبت به آمادهسازی و تقویت آنها اهتمام افزونتری صرف شود، در حصول نتیجهی مطلوب با مشکلات کمتری مواجه خواهیم بود و مطمئناً کیفیت محصول به دست آمده و یا نتیجهی حاصل از آن بهتر خواهد بود.
یکی از بنیانهای اصلی و اساسی هر جامعهای بحث مطالعه و میزان استقبال عمومی مردم آن جامعه از کتاب، مطبوعات و... است. به گونهای که بارها در آمارهای ارائه شده از سطح فرهنگی جوامع، بر آمارهای مطالعاتی آنها تأکید شده است.
در مرور آنچه امروز از کتاب و کتابخوانی در کازرون سراغ داریم به موارد تعیین کنندهی برجستهای برمیخوریم که هر یک مشکلات و ظرفیتهای خاص خود را دارند.
پرده اول)
از یک طرف اماکن عمومی همچون کتابخانههای کازرون و به ویژه دو کتابخانه مجتمع ارشاد و شهید مدنی که در شهر کازرون واقع شدهاند، به لحاظ...

به درستی نمیتوان مرز مشخصی را تعیین کرد و مشخص نمود که ما میزبان تالاب پرارزش پریشان هستیم یا اینکه این گنجینهی زیستمحیطی میزبان ماست. از یکسو ایجاد تعدیلی مناسب در شرایط اقلیمی منطقهی کازرون و ارزانی داشتن سرزمینی حاصلخیز و ایجاد چشماندازهای زیبا میتواند دلیلی باشد بر میهمانی ما بر سر سفره پریشان، اما از سوی دیگر ارتباط مستقیم حیات این تالاب بینالمللی با عملکرد ما حکایت دیگری از داستان میهمان و میزبان را بیان میکند.
تابستان امسال، دریاچهی زیبای پریشان و کلیهی جانوران و پرندگان مرتبط با آن، یکی از سختترین دورههای حیات خود را گزراندند. انعکاس مرتب اخباری ناخوشایند مبنی بر کاهش چشمگیر آب دریاچه و عقبنشینی آن حاکی از وقوع بحرانی زیستمحیطی در سطح این تالاب ارزشمند بود که روز به روز بر وخامت آن نیز اضافه میشد.
اما این تنها بخشی از ماجرا بود که به چشم میآمد، از سویی دیگر همچنان چاههای اطراف دریاچه بدون هیچ عقلانیتی و صرفاً به لحاظ تأمین منافع شخص یا عدهای خاص یکی پس از دیگری عمیقتر میشدند، در قسمتهایی از دریاچه باز هم تعارضاتی به حریم و عرصهی آن شد و اشخاصی سعی در تصاحب برخی قسمتهای دریاچه نمودند، همچون گذشته قایقهای موتوری با حرکت بر روی سطح آب علاوه بر تهدید حیات ماهیان...