اگر به واحد هنرهای نمایشی دانشگاه آزاد اراک، یعنی یکی از بهترین دانشگاههای ایران در زمینهی تئاتر مراجعه نمایید، بدون شک نام محمد عارف نخستین و برجستهترین نامی است که در این واحد خواهید شنید. هنرمندی کازرونی که از دل صحنهی نمایش باغنظر و سالن شریعتی و فضاهای نمایشی کازرون، راه خود را به جامعهی هنری و علمی ایران باز نمود و اکنون به عنوان یکی از مدرسین و مدیران موفق تئاتر کشور محسوب میشد.
اگر برای مشاهدهی یکی از تئاترهای برجستهی کشور که به عنوان مثال توسط بهرام بیضایی یا امثالهم کارگردانی میشود به مجموعهی تئاتر شهر تهران بروید و به دنبال استاد دلخواه بگردید، بدون شک انگشتها جایگاه میهمانان ویژه را نشانه رفته و هنرمند کازرونی را به شما نشان میدهند که اکنون یکی از تاثیرگذارترین فعالین هنرهای نمایشی کشور است.
یا اینکه اگر حتی در خانهتان و از طریق اینترنت نام فرشاد فرشتهحکمت را جستجو کنید به لیست بلندی از خبرهایی دست مییابید که همگی بیانگر موفقیتهای گوناگون و متعدد فیلمساز و هنرمند عرصهی نمایشی هستند که روزی ما او را در کازرون میدیدم و اکنون به وجود او به عنوان یک کازرونی افتخار میکنیم. هنرمندانی همچون عارف، دلخواه و فرشتهحکمت از جمله اشخاصی هستند که با تکیه بر ذوق و استعداد خود و با پشتکار و تحمل رنجهای فراوان موفق شدند راه خود را از فضای نمایش کازرون به صحنههای تئاتر کشور پیدا کرده و توان خود را به عرصهی ظهور برسانند. اما از سوی دیگر هنرمندان فراوان دیگری نیز در کازرون بوده و هستند که ...
عنوان خبر:
رانندگان کازرونی با حضور در فرمانداری: مشکل توزیع سوخت را حل کنید
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 129، صفحه 2
بنا بر اعتقاد بسیاری از کارشناسان یکی از عمدهترین مسائلی که اقتصاد ایران را در سطوح خُرد و حتی کلان، طی دو سال گذشته با چالشی اساسی مواجه نموده، بحث سهمیهبندی سوخت و شیوهی توزیع آن در کشور بوده است. مبحثی که سایهی آن تقریباً در کلیهی زوایای جامعهی امروز نیز گسترده است.
چالشها و مشکلات اجرای طرح سهمیهبندی بنزین، به خصوص اکنون که حدود دو سال از اجرای آن میگذرد، با نمودِ بیشتر و ملموسترِ تبعات این سیاستگذاری در بدنهی اجتماع، بهتر نمایان شده است.
برای بیان مختصر آنچه بر ما گذشت، بهتر است اندکی خاطرات دو سال گذشتهمان را مرور کنیم: دولت نهم با حمایت مجلس هشتم طرح سهمیهبندی بنزین را در حالتی تصویب و اجرا نمودند که تا پیش از آن، بنزین بدون هرگونه محدودیتی در جایگاههای سوخت با قیمتی معادل هر لیتر 800ریال عرضه میشد. اما بنا بر اعلام دولت و آنچه پس از آن از رادیو و تلویزیون ایران پخش شد، سهمیهبندی سوخت برای عموم مردم و وسایل نقلیه، با هدف جلوگیری از قاچاق سوخت و اتلاف سرمایهی ملی، اجرا و ضمن ایجاد محدودیت در استفاده از سوخت، برای هر لیتر بنزین مبلغی معادل 1000ریال نیز تعیین گردید.
در ادامه اگر از مسائلی همچون وجود جایگاه عرضهی سوخت، بدون سهمیهبندی در ساختمان قدیم مجلس که ویژه نمایندگان مجلس هشتم بود بگذریم و مسائل نسبتاً کوچکی! از این دست را نادیده بگیریم؛ نخستین واکنش دولت نهم...
محمود احمدینژاد رییسجمهور ایران، سال گذشته طی سفر به شهرستان کازرون، همچون بسیاری دیگر از شهرهای ایران، حجم قابل توجهی از طرحها و برنامههای عمرانی و اجرایی را تصوب و تخصیص بودجهی آنها را نیز تایید نمود و اعلام کرد که تا دور دوم سفرها این طرحها یا بایستی به اتمام رسیده باشند و یا اینکه در مراحل پایانی اجرا باشند.
حدود 10ماه پس از سفر ریاستجمهوری به کازرون، طی گزارشی که با عنوان سوغاتیهای رئیسجمهور در شماره 97 هفتهنامه بیشاپور منتشر شد به بررسی میزان پیشرفت این پروژهها و عمدهترین چالشهای پیشروی هر کدام پرداختیم. همانگونه که ذکر شده بود طرحهای مصوب استانی رئیسجمهور شامل دو بخش اساسی میشوند: 1ـ طرحهایی که از پیش هم تصویب شده بودند 2ـ طرحهایی که به تازگی و توسط محمود احمدینژاد مصوب شدند.
هفتهی گذشته همزمان با هفتهی دولت و با تلاش کارشناسان و مسوولین، برخی از این پروژهها (که عموماً در دستهی نخست قرار داشتند)، به خصوص پروژههای ورزشی با حضور وزیر نفت افتتاح شد.
اما برخی از طرحهای دیگری که توسط رئیسجمهور تصویب شدند همچنان با چالشهای عمدهای روبرو هستند. از جمله ساخت سالن تشریح در شهرستان کازرون.
ریاست محترم جمهوری در مصوبهی خود...
شهرستان کازرون به واسطهی برخورداری از چهار نشریه، پس از شیراز به عنوان دومین شهر مطبوعاتی فارس شناخته میشود. اما علیرغم گذشت بیش از یک دهه انتشار نشریات در این شهرستان، بنا بر دلایلی (که ریشهیابی آن را به فرصتی دیگر موکول میکنیم) هنوز شاهد رفتارهای ضدمطبوعاتی و ضدفرهنگی حتی در سطح مدیریت این شهرستان هستیم.
علیرغم تأکید مکرر فرماندار کازرون مبنی بر اشتراک نشریات محلی توسط تمامی نهادهای دولتی (چه در جلسات شورای اداری و چه در سایر صحبتها)، اما همچنان شاهد برخی رفتارهای نامتناسب و غیراصولی مسوولینی هستیم که با رفتارهای خود گاهاً حتی جامعهی مدیریت شهرستان را زیر سوال میبرند.
از زمان شروع انتشار بیشاپور تا به امروز برخی از مسوولین که به هر دلیلی با مطالب منتشر شده در این نشریهی مردمی مشکل داشتند و یا انتشار آن را در فضای مدیریتی خود به واسطهی برخی افشاگریها خطرناک احساس میکردند ضمن تماس تلفنی با دفتر تحریریه درخواست متوقف نمودن ارسال این نشریه به نهاد تحت مدیریتشان را مینمودند. اما اوج چنین اقدامات شگفتانگیزی زمانی بود که یکی از مسوولین کتباً و با ادبیاتی غیرقابل توجیه درخواست برخورد با هفتهنامه بیشاپور را نمود. هفتهی گذشته...
در پی اعلام غیررسمی مدیر انتشارات کازرونیه مبنی بر تعطیلی این انتشارات
کازرونیها و اهالی فرهنگ ایران زمین، دههی هشتاد شمسی را با خبری خوب و بیهمتا در نوع خود آغاز کردند. شروع به کار انتشاراتی که در وانفسای کتاب و کتابخوانی در ایران، شهامت به خرج داد و عزم خود را جزم کرده بود تا به صورت تخصصی به انتشار کتابهایی در خصوص تاریخ و فرهنگ شهرستان کازرون همت گمارد.
کاری که از همان ابتدا و با انتشار کتابهایی همچون »دفتر اول کازرونیه«، »ناصر دیوان کازرونی به روایت اسناد« و سایر کتب دیگر نشان داد فصلی متفاوت را در حوزهی کتاب و کتابخوانی گشوده و دقیقاً مطابق با اهدافی که عنوان نموده بود و کارشناسان از آن انتظار داشتند به پیش خواهد رفت.
مدیر این انتشارات هم فرهیختهی نامآشنای کازرونی، عمادالدین شیخالحکمایی بود که با تکیه بر تحصیلات دانشگاهی و پشتوانهی فرهنگی و تحقیقاتی خود، نوید از انتشار کتابهایی مفید و گاهاً مرجع در خصوص کازرون نیز میداد.
اما علیرغم موفقیتهای چشمگیری که در خصوص انتشار کتابهای متعدد...
1) مردادماه 87:
برگزاری مراسم تجلیل از خبرنگاران
(با حضور تعداد اندکی از مسوولان)
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 125، صفحه 2
2) مردادماه 86:
تجلیل از خبرنگاران بدون حضور مسوولان
منبع: هفتهنامه شماره 76، صفحه 2
3) مردادماه 85:
برگزاری روز خبرنگار
(تنها با حضور سه تن از مسوولان)
منبع: هفتهنامه بیشاپور، شماره 30، صفحه 2
شاید دیگر نیازی به شرح ماوقع نباشد و تنها مرور همین سه عنوان خبر که در مردادماه سه سال متوالی منتشر شدهاند، بیانگر میزان اهمیت مسوولین شهرستان کازرون به مطبوعات که گفته میشود صدای مردمند، باشد.
اگر مرور اندکی بر واکنش بسیاری از مسوولین نسبت به عملکرد مطبوعات محلی داشته باشیم بدون شک به یافتههای محیرالعقولی دست خواهیم یافت که جز از همین بزرگواران، از شخص دیگری نمیشود انتظار داشت.
عالیمقامانِ پشتِ میز نشین بارها و بارها داد فرهنگ و مشکلاتش را سر دادهاند. به دفعات ریشهی تمامی مشکلات موجود را در ضعف فرهنگی جامعه و فقر فرهنگی در بین اقشار مختلف عنوان نمودهاند و خواستار تشدید فعالیتهای فرهنگی شدهاند. تقریباً از پشت تمامی تریبونهای موجود خود را حامی فرهنگ دانستهاند و در خدمت مردم. اما عجبا! عجبا که نه تنها در مراسمی که به بخشی از فرهنگسازان جامعه و بدنهی مطبوعات مربوط میشود شرکت نمیکنند، بلکه تقریباً در هیچ برنامهی فرهنگی و هنری دیگری نیز حتی در مقام یک تماشاچی حضور ندارند. بدین صورت مسوولین فاصله گرفته از فرهنگ و جریانهای فرهنگی، خود را در خدمت مردم میدانند!
روی صحبت این نوشتهها با مسوولین فهیمی که با درک درستی از شرایط سعی میکنند با حضور خود در چنین محافلی علاوه بر ایجاد دلگرمی برای برگزار کنندگان، با مشکلات و مسائل فرهنگی موجود نیز از نزدیک رودررو شوند نیست؛ که مقام آنها در بین اهالی فرهنگ و هنر ارجمند و گرامی است.
به هر روی کازرون فرهنگی ما، مسوولینی فرهنگی هم میخواهد. مسوولینی که نه تنها در حد حرف، بلکه در عمل نیز در حوزههای فرهنگی حضور یابند. مسوولینی که بدانند مشکل فرهنگی یعنی چه؟ و اصولاً فرهنگی که از آن یاد میکنند، چیست؟
شاید اگر بیشتر دقت کنیم و روابط میان مردم و مسوولین را دقیقتر کنکاش کنیم، (به خصوص اگر شخصیت آن عزیزانی که در طول دوران مسوولیتشان حتی یک بار هم در برنامهها و نشستهای فرهنگی حضور نداشتهاند را بررسی کنیم) درخواهیم یافت که چرا برخی از این عالیمقامان اینقدر از روزگار و حقایقش دورند.

یکسال پیش، مدیر معزول پایگاه پژوهشی بیشاپور در حالی خبر از نورپردازی معبد زیبای آناهیتای بیشاپور را میداد که بر خلاف سایر همکارانش در پایگاههای پژوهشی محوطههای تاریخی کشور، به جای حضور مستمر در محیط کارش، تنها یک شب در هفته را به حضور در بیشاپور اختصاص میداد و رتق و فتق امور را بیشتر به دست پژوهشگران جوانی داده بود که بیشتر وقتشان صرف تحقیقات میشد و کمتر تمایلی به مدیریت این پژوهشگاه داشتند.
غفلت مدیر پژوهشگاه بیشاپور زمانی تبعات جدیتری در پی داشت که شایعاتی مبنی بر خروج برخی اسناد و تحقیقات، توسط یکی از پژوهشگران جوان این پایگاه به گوش رسید. گرچه این مورد نیز همچون موارد متعدد دیگر در لابهلای اخبار گم شد و بنا بر مصلحت صحبت زیادی از آن عنوان نشد، ولی در هر حال وقوع مواردی از این دست باعث شد کارشناسان و صاحبنظران میراثفرهنگی...