تبليغاتX
کازرون نوشت
وبلاگ گروهی کازرونی ها

 

ظاهراً مشکلات آب شهرستان کازرون، که خود بخش قابل توجهی (بالغ بر 70درصد) از آب شرب بوشهر را تأمین می­کند پایان ندارد. گرچه دامنه­ی مشکلات آب تاکنون کمتر دامن مردم شهر کازرون را گرفته و به جز کم­آبی (که بنا برگفته­ی مسوولین مربوطه اجتناب­ناپذیر، بدیهی و به دلیل سومدیریت دوره­های پیشین، غیرقابل کنترل است!) با مشکلات دیگری روبرو نبوده­اند؛ اما این مشکل در روستاها و بخش­های مختلف شهرستان ابعاد جدی­تر و بحرانی­تری را به خود گرفته است.

چندی پیش زمزمه­هایی مبنی بر آلوده بودن آب شرب برخی از روستاهای کازرون و هشدار کارشناسان بهداشت در خصوص عدم استفاده از این آب­ها به گوش رسید.

گرچه هیچکدام از منابع خبری و نهادهای دولتی، رسماً آلوده بودن آب روستاهای مذکور را تأیید یا تکذیب نمی­کردند و صرفاً به هشدارهای بهداشتی اکتفا می­نمودند، اما اوایل مردادماه انتشار خبر ارسال آب چشمه ساسان به آزمایشگاه شیراز جهت بررسی و کنترل، مهر تأییدی بر شایعات زد تا دغدغه­ها شکل جدی­تری به خود گیرند.

با این وجود بلافاصله پس از انتشار خبر مذکور، مدیر آبفای کازرون خبر از اتمام آلودگی آب و کنترل اوضاع داد تا حداقل چند ساعتی خیال مردم را راحت کند.

چند ساعتی که زیاد به طول نیانجامید و علیرغم گفته­های مرادی، باز هم گزارش­هایی مبنی بر آلودگی آب برخی از روستاها اعلام شد. این گزارش­ها وقتی با اعلام نظر منبعی آگاه از طریق هفته­نامه بیشاپور منتشر شد باز هم ابعاد تازه­تری به خود گرفت و این بار موضع­گیری بدنه­ی فرمانداری را در پی داشت.

اما آنچه مسلم است تمامی کشمکش­هایی که طی یک ماه گذشته صورت گرفته، نتوانسته بحران آلودگی آب روستاهای کازرون را برطرف نماید و همچنان کارشناسان و مسوولین بهداشتی هشدارهای جدی نسبت به عدم استفاده از این آب را می­دهند.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 0:31  توسط محسن عباسپور  | 

 

عنوان خبری که هفته­نامه بیشاپور در نخستین شماره مردادماه خود به عنوان تیتر نخست انتخاب نمود، کشمکش­های فراوانی را به وجود آورد و ظاهراً پس از گذشت دو هفته، این کشمکش­ها همچنان ادامه دارد.

موضوع از آنجا آغاز شد که رییس فعلی هیئت موتورسواری کازرون در گفتگو با بیشاپور به مشکل بوجود آمده برای تنها پیست موتورسواری کازرون معترض شد و با اعلام رسمی آن خواستار حل این مسئله شد. جمال­زاده در اظهارات خود مطالبی را مبنی بر واگذاری زمین پیست موتورسواری کازرون به تعدادی از سرمایه­داران و مسکن­سازان اشاره کرده بود و حتی از گردش زمین بین دلالان نیز پرده برداشته بود.

با انتشار خبر مذکور، اعتراضات شدیدی نسبت به گفته­های وی آغاز شد. نخستین واکنش­ها را در این زمینه اشخاصی داشتند که در متن خبر از آنها به عنوان خریدار و فروشنده زمین و به صورت مستعار نام برده شده بود. پس از آنها رییس سابق هیئت موتورسواری کازرون نیز با رد کلیه­ی گفته­های جمال­زاده، آنها را غیرواقعی خواند و روایت دیگری را از سرگذشت پیست موتورسواری کازرون عنوان نمود.

تبعات این خبر حتی دامن دو نهاد دولتی کازرون یعنی ادارات تربیت­بدنی و اوقاف را نیز گرفت، اما هر دو اداره تا زمان نگارش این مطلب همچنان سکوت کرده و واکنش رسمی را نسبت به تأیید یا رد گفته­های طرفین نداشته­اند.

به هر روی اذهان عمومی، بخصوص ورزشکاران، خواستار روشن شدن هرچه سریعتر موضوع و حمایت از بدنه­ی ورزش شهرستان هستند و این امر جز با شفاف­سازیِ موضوع توسط دو اداره مذکور و درایت آنها در اتخاذ تدابیری که منجر به تقویت توانمندی­های ورزشی شهرستان شود، بعید به نظر می­رسد.

این مسائل در حالی صورت می­گیرد که بسیاری از جوانان کازرون موتور و موتورسواری را به عنوان یکی از تفریحات خود انتخاب کرده و فارغ از تمام درگیری­های رایج میان تفکرهای مدیریتی، خیابان­ها و معابر شهر را به عنوان پیست موتورسواری انتخاب نموده­اند.

به راستی اگر مدیریت شهرستان کازرون به این امر اعتقاد دارد که فرهنگ موتورسواری در کازرون با چالش­های اساسی روبرو است، وجود درگیری­هایی همچون آنچه که اکنون برای پیست موتورسواری کازرون در جریان است، یا از سر سهل­انگاری مدیران و بی­توجهی آنها به چنین نیازهایی است یا به دلیل ضعف عملکرد و عدم توانایی بدنه­ی مدیریت در کنترل و مهار مشکلات مربوط به موتورسواران است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:28  توسط محسن عباسپور  | 

 

وقتی می نویسم می دانم چگونه پرده را کنار زده ام و می دانم چشم های مختلفی می نگرند. « چگونه جنگ مقدس نباشد در حالی که فرزندم را در آن از دست داده ام؟ (جبران خلیل جبران) » گوشم پُر است از حرف هایی که زده می شوند / نمی شوند. بگذارید قبول کنیم که چشم ها دیگر زبان گویایی نیستند. تنها با خیره شدن به تو نمی خواهم حرف هایت را بشنوم. باید گفت...

 

 

 

حضور یا تقسیم در کلمات (شکل مفرد: کلمه!)

 

 

رسانۀ ملی – امیدواریم شاهد حضور چشم گیر خواهران (یا خانم ها یا دختران یا زنان یا ...) در این عرصه (یا آن عرصه!) باشیم.

اگر چشم هایمان را بیشتر باز کنیم (مثلاً در یک اتاق تاریک) می بینیم که بــــــله! این حضور چشم گیر کافی ست! کافی ست؟ حضور چشم گیر از زیر سقف به زیر آسمان (آنهم شاید!) حضور چشم گیری که کمرنگ ترمان می کند در انبوه چادرهای سیاه. حضور چشم گیر... حضور چشم گیر... این چشم ها کافی ست؟ کافی نیست؟ ما از این حضور چشم گیر، شاهدِ بسیاری هستیم. شاهد اینهمه والده، مدیره، شاعره، و بسیاری "...ـه" های دیگر که همان ه دو چشم است.

از ابتدای همین نوشته را بار دیگر می خوانم و شاهد حضور چشم گیر خواهران (یا خانم ها یا دختران یا زنان یا ...) هستم؛ رسانه، عرصه، بله، انبوه، سیاه، اینهمه، والده، مدیره، شاعره، و و و  ـ این تقسیم عادلانه ای است! توجه کنید؛ عادلانه!

در ادامه از حضور چشمگیر خواهرانه و برادرانۀ شما در این ه متشکریم.

 

 

                                 نوشته شده توسط فریده دهداران  

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مرداد 1387ساعت 21:19  توسط فریده دهداران  | 

 

خانبازی رییس جدید سازمان حفاظت از محیط­زیست شهرستان کازرون در حالی هفته­ی گذشته نخستین اظهارنظرهای مطبوعاتی خود را آغاز کرد که تابستان خشک امسال و بحران به وجود آمده در طبیعت کازرون، در همین ابتدای کار مدیریت وی را با چالشی اساسی روبرو نموده است.

شرایط نامناسب و تکان­دهنده­ی وضعیت اکوسیستم تالاب پریشان، شکارهای بی­رویه غیرمجاز در دشت­ها و حتی منابع آبی شهرستان کازرون، قطع بی­رویه درختان دشت­برم و افزایش زمین­های زراعی در این منطقه، حفر چاه­های عمیق و تخطی آشکار از قوانین زیست­محیطی و تعرض به مناطق خاص محیط­زیست از عمده مواردی هستند که در همین ابتدای کار توانمندی مدیریتی خانبازی را به مبارزه طلبیده­اند. آن هم در شهری که مردمش مصرانه تغییرات به وجود آمده در طبیعت شهرشان را دنبال نموده و همواره خواستار اجرای طرح­هایی جهت حفظ و احیاء آنها هستند.

خانبازی اما در نخستین اظهارنظر خود توپ را به زمین مردم  انداخته و آنان را به یاری طلبیده و حفظ حیات­وحش را تنها در گرو مشارکت مردم دانسته است. اگر چنین دیدگاهی را برخلاف روند معمول سخنرانی­ها و پشت میز نشینی­ها بدانیم و دلخوش به آن باشیم که این مدیر در همین ابتدای فعالیتش به نقش انکارناپذیر و اساسی مردم در حفظ و احیاء گنجینه­های زیست­محیطی پی برده، بایستی اذعان نماییم که وی گام اول را سنجیده بلند کرده است. البته داشتن برنامه­های عملی برای محقق ساختن این دیدگاه از جمله جذب نیروها و داوطلبین مردمی به خصوص در بدنه­ی تشکل­های مردمی و غیردولتی زیست­محیطی، افزایش آگاهی­های عمومی با استفاده از طرح­ها و ایده­های جدید و پرهیز از اشتباهات و اتلاف هزینه­های مصرفی در این خصوص، حمایت از طرح­های مردمی و قابل اجرای زیست­محیطی، بهره­مندی از توانمندی­های کارشناسان و نیروهای پرشمار تحصیل کرده در زمینه­های زیست­محیطی و... از جمله مواردی هستند که وی می­تواند در محقق شدن اندیشه­هایش به کار گیرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 0:20  توسط محسن عباسپور  | 

  

 اگر طبقه­ی فرهنگی جامعه که متشکل از معلمین و مدیران آموزشی هستند را به عنوان طبقه­ای تاثیرگذار و آگاه در جامعه­ی امروز ایران، به خصوص در دوران انقلاب اسلامی بدانیم، بدون شک بر نقش پراهمیت تشکل­های صنفی برخاسته از درون آنها نیز واقف خواهیم بود.

وجود تشکل­هایی اینچنینی که در صورت تقویت و حمایت از سوی طیف مطبوع (فرهنگیان) می­تواند تاثیرات به سزایی را در چهره­پردازی فضای فرهنگی جامعه داشته باشد، از پیش­زمینه­ها و در واقع بسترهای مهم و اساسی ایجاد جامعه­ی مدنی است.

کانون فرهنگیان کازرون نیز از محدود تشکل­های صنفی مستقل و بیدار جامعه­ی مدیریتی کازرون است که همواره سعی نموده در تقابل با تصمیم­گیری­ها و برنامه­ریزی­های کلان و نیمه­کلان، واکنش­های مقتضی را بر اساس نیازِ درک نموده از بدنه­ی جامعه­ی فرهنگی نشان دهد. در طی... 

 


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 21:1  توسط محسن عباسپور  |