اگر کازرون را در مقایسه با امکانات موجود بهترین شهر دو سال گذشته استان فارس در زمینه برپایی جشنوارهها و مراسمهای متعدد و گوناگون فرهنگی ندانیم، بدون شک نام آن را جزء یکی از سه شهر برتر استان در این خصوص خواهیم یافت. اجرای مراسمی همچون دههی فرهنگ، جشنوارههای تئاتر، سینما، نشستهای متعدد هنری با حضور شخصیتهای مطرح فرهنگی و هنری شهرستان و بعضاً کشور، نمایشگاههای کتاب و... در مدت یاد شده، سندی است بر این مدعا. شاید یکی از دلایلی که سبب شده پس از مدتها میزبانی دو جشنوارهی استانی (هنرهای تجسمی و تئاتر جوان) را در سطح استان فارس به کازرون واگذار کنند، خوش درخشیدن این شهر و به خصوص هنرمندان و برخی از برنامهریزان مربوطه طی چند ماه اخیر بوده که توانستهاند با فعالیتهای خود کارنامهی نسبتاً قابل قبولی را در سال گذشته از خود به جای بگذارند.
اما شاید نکتهای که کمتر مورد توجه قرار گرفته و سبب شده...
زمانی که محمدرضا باهنر، نایب رییس مجلس هفتم در اظهار نظری غیرمعمول و برخلاف سایر موضعگیریهایش گفت: «قیمت نفت چند برابر شده، اما وضع مردم بدتر شده است» در واقع آخرین زنگ خطرهای ممکن را برای برنامهریزان اقتصادی دولت نهم به صدا درآورد تا شاید آنان را متوجه مشکلات بسیار زیاد و بحرانی مردم جامعه جهت تأمین نیازهای روزانهی خود نماید. هشداری که ماهیت آن نه تنها گریبان مصرفکنندگان، بلکه گریبان تولیدکنندگان را نیز گرفته و شاید این بار بیش از هر زمان دیگری به نفع واسطهگران و دلالان تمام شده است.
اگرچه بخش وسیعی از تلاش دولت نهم طی سه سال گذشته صرف حمایت از کارگاههای کوچک و همچنین مشاغل زودبازده شده است، اما گویا نه تنها مشکلات این کارگاهها برطرف نشده، بلکه زیانهای دوسویهای را نیز متحمل شدهاند؛ به گونهای که...

در بین جامعهی هنری کازرون، استاد حکیم را به عنوان چهرهای متواضع و فروتن که به درک قابل تمثیلی از رفتار و عملکرد یک هنرمند دست یافته میشناسند. به خصوص در جامعهی محلی همچون کازرون که پیشرفت یک فعالیت فرهنگی نیازمند حرکت رو به رشد سایر رشتهها هنری است و حکیم با درک این موضوع، همواره سعی نموده حداقل با حضور در کنار تمامی هنرمندان و همدردی با آنها جهت تحمل مشکلاتشان، تا حدودی انگیزهها را جهت فعالیت در عرصهی هنر افزایش دهد.
اما این استاد نقاشیِ تحصیلکرده دانشگاه هنر بالاخره هفتهی گذشته طلسم را شکست و با برپایی نمایشگاهی انفرادی از آثاری که به قول خودش «با خودکار و به صورت بداهه» ترسیم شدهاند، پاسخی مناسب به علاقمندان به آثارش داد. حکیم در گفتگوی کوتاه خود در همین رابطه که هفتهی گذشته در هفتهنامه بیشاپور نیز منتشر شد نکات قابل تأملی را یادآور شده بود که دقت به آنها میتواند دستکم خوراک فکری مناسبی را جهت برنامهریزان و فعالین فرهنگی فراهم آورد. از جمله آنها اذعان وی بر کمی استقبال آقایان از دورههای نقاشی و اهتمام در اتمام آن است که البته ریشههای آن را میتوان در ساختار فرهنگی شهرستان جستجو کرد. نکتهی مشابه دیگری که حکیم بر اعلام آن نیز اصرار دارد، تضییع زحمتها و مرارتهای بانوان هنرمندی است که در فضای فرهنگی ادارهی ارشاد رشد میکنند اما به مجرد ورود به مرحلهی جدیدی از زندگی همچون ازدواج، تولد فرزند و حتی...
وقتی آمار مطالعهی ایرانیان را مورد بررسی قرار میدهیم به وضوح درمییابیم که سرانهی مطالعه در کشور بسیار پایین بوده و عدم گرایش مطلوب ایرانیان به مطالعه، علاوه بر پایین نگهداشتن سطح آگاهی آنان نسبت به مسائل گوناگون، موجب گسترش بزهکاری و حتی فقر نیز شده است. چنین مسائلی بارها و بارها توسط کارشناسان اعلام و همواره تأکید شده است که گسترش فرهنگ مطالعه نیاز به برنامهریزی دقیق و صرف هزینههایی دارد که بدون شک میتوان از آنها با عنوان سرمایه نیز یاد برد. چرا که با صرف هرگونه مبلغی جهت گسترش فرهنگ مطالعه در سطح کشور و در نظر داشتن دستآوردهای مثبت آن، میتوان در جهت ایجاد جامعهای مطلوبتر گام برداشت.
اما شاید نکتهای که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، تأمین حداقلی نیازهای قشری است...
شاید زمانی که حاصل عسکری میز مدیریت مدارس را رها کرد و کاندیدای ورود به دومین شورای اسلامی شهر کازرون شد، کمتر کسی فکر میکرد شش سال بعد او یکی از شهردارهایی باشد که نه تنها در حال نزدیک شدن به ثبت رکورد در طولانیترین دورهی شهرداری در کازرون میشود، بلکه بتواند حداقل، نمرهی قبولی را در ادارهی بدنهی شهرسازی کازرون با عنوان مرد شماره یک شهرداری کسب نماید. گرچه هنوز حرف و حدیثهای متعددی در خصوص تفاوت رشتهی تحصیلی او با جایگاه مدیریتش و همچنین اگر از متخصصین عمران و شهرسازی در این سمت استفاده میشد بهتر بود و سریعتر به نتیجهی مطلوب میرسیدم بیان میشود؛ اما به هر حال وی توانسته نظر موافق دو دورهی شورای شهر کازرون (دور دوم و سوم) را جلب نماید و همچنان بر روی صندلی سبز طبقهی سوم ساختمان شهرداری تکیه بزند.
شاید در کنار نقدهایی که بعضاً بر تصمیمگیریهای او وارد میشود...
اگر شمارههای منتشر شده در تابستان سال گذشته نشریات محلی شهرستان، علیالخصوص بیشاپور را ورق بزنید به حجم بالایی از خبرهای منعکس شده و ارائهی نظرات و دیدگاههایی برخورد خواهید کرد که عموماً به مسائل مربوط به بحران آب و کمیآبی به وجود آمده در آن سال میپردازد و دامنهی آنها از قطع آب در برخی از کوچهها و مناطق کازرون گرفته تا بحران به وجود آمده در روستای خسروآباد و حواشی مربوط به آن کشیده میشد. در یکی از پیامهای مردمی که در همان سال در ستون بوقآزاد بیشاپور منتشر شد، شهروندی گلایه کرده بود که برای حل مشکل کمآبی منزلش به ادارهی آب و فاضلاب کازرون مراجعه کرده و تنها راه حل ارائه شده از سوی این اداره، نصب پمپ بر روی انشعاب آب، اعلام شده بود. اما گویا امسال موضوعِ کمآبی ابعاد جالبتری را به خود گرفته و با تغییر 180درجهای، مدیریت آبفا اعلام نموده...

به بركت فناوريهاي جديد در بخش تهيه و توزيع ميوهها، اغلب ما با بسياري از ميوهها كه شايد اجدادمان حتي نامي از آنها نشنيده بودند انس گرفتهايم و اگر روزي در بازار پيدا نشوند، برايمان جاي سوال دارد. بسياري از اين ميوهها راههاي طولاني را براي رسيدن به سبد غذايي ما طي كردهاند، اما از بسياري از ميوههاي ديگر كه حتي در كشور خودمان هم براحتي يافت ميشوند بي خبريم.
شايد علت، طعم خاص اين ميوهها باشد يا اينكه دقيقا نميدانيم بايد چطور از آنها استفاده كنيم و اينكه آيا نقش ويژهاي در سلامت ما دارند؟ ميوه گياه گواوا كه به شكل زيتون است از همين نوع ميوههاست. جنوبيها آن را با نام زيتون محلي ميشناسند.
در نگاه اول شايد به خاطر عطر و طعم زيادي كه دارد نتوان آن را تحمل كرد، اما وقتي ذائقه با اين طعم آشنا ميشود ، به عنوان يك ميوه خوش طعم كه اتفاقا كلي خواص دارويي هم دارد ، مورد قبول ميافتد. البته اين ميوه معمولا در ميوه فروشيها به همين راحتي پيدا نميشود.
شايد معدود ميوهفروشي را بتوان در شهرهاي بزرگ پيدا كرد كه نام آن را شنيده باشد، اما مردم جنوب كشور با آن انس و الفتي باور نكردني دارند و اين شايد به خواص دارويي و غير دارويي بيشمار آن برميگردد.
وجود شرايط اقليمي خاص در برخي از مناطق استان هرمزگان بويژه در حاشيه درياي عمان و خليج فارس سبب شده تا اين استان مستعدترين نقطه كشور براي كشت ميوههاي گرمسيري از جمله موز، انبه، كنار، گواوا، چيكو و حتي تمرهندي باشد.
ميوههاي گرمسيري هميشه از پرارزشترين و پرطرفدارترين ميوهها در دنيا بودهاند كه در ميان آنها انبه معروف به سلطان ميوهها، گل سرسبد اين مجموعه است؛ به طوري كه از معدود درختاني است كه ميوه آن به صورت عددي به فروش ميرسد. همين عامل، يعني ارزشمندي بالاي ميوهها و محصولات غذايي، ميتواند نقش مهمي در بالا بردن سطح زندگي روستاييان داشته باشد.
گواوا چيست؟
گياه گواوا درختچهاي هميشه سبز از خانواده ميرتاسه است كه برگهاي متقابل دراز و بيضي شكل دارد. برگها تا حدودي كركدار هستند و تنهاي پوشيده از پوست متمايل به سبز يا قهوهاي متمايل به قرمز دارند. ريشههاي سطحي و پاجوشها حكايت از آن دارند كه ريشه ميتواند به صورت عمقي و پرپشت گسترش پيدا كند. گلهاي آن سفيد و معطر هستند و در بهمن و اسفند به گل مينشيند.
زنبورهاي عسل براي انجام بهتر گردهافشاني به اين گياه كمك ميكنند. ميوه آن چيزي شبيه به زيتون و به قولي انار كوچك هم هست. چرا كه در بالاي ميوه تاجي از كاسبرگها قرار دارد. رنگ گوشت ميوه، قرمز، سفيد يا زرد رنگ است و ميوه رسيده آن شيرين يا ترش است.
از آن همچنين به صورت خام يا پخته در تهيه مربا و ژله استفاده ميشود. اين درختچه بومي امريكاي حاره و نيمه حاره است و در امريكاي مركزي، پرو، برزيل و پرو ميرويد و سالها قبل به ايران وارد شده و به طور پرورشي در شمال و بيشتر جنوب ايران كاشته ميشود.
مواد غذايي در گواوا
از نظر تركيبات شيميايي، ميوه گياه گواوا داراي انواع ترپنوئيد ها، اسانس، روغن فرار، تانن و... است. در 100 گرم از اين ميوه، موادي مثل آب 82 درصد، پروتئين 7/0 درصد، چربي 6/0 درصد، هيدرات كربن 11 درصد، كلسيم، فسفر، آهن، سديم، پتاسيم، انواع ويتامينهاي آ، ب، ايبوفلاوين و ويتامين ث وجود دارد.
خواص دارويي عجيب اين گياه
از تمام قسمتهاي اين گياه مثل ميوههاي جوان و نارس آن به عنوان داروي ضد اسهال استفاده ميشود. در سر تا سر مناطق شرقي آسيا، از چين تا فيليپين جوشانده مخلوطي از برگ، پوست ساقه و پوست ريشه به عنوان ضداسهال استفاده ميشود. جوشانده پوست خشك درختچه براي معالجه درد معده خورده ميشود و در استعمال خارجي كه قدري غليظتر تهيه ميشود، براي رفع ناراحتيهاي پوست، مثل جرب و زخمها كاربرد دارد.
از برگهاي گياه به عنوان آنتي بيوتيك خفيف در مقابل استافيلوكوكها استفاده ميشود. بوميان در محلهايي كه اين گياه ميرويد، از برگهاي جويده شده آن كه با دندانها له شده و آغشته به بزاق شده باشد براي قطع خونريزي زخمها و التيام آنها استفاده ميكنند.
از برگ اين درخت درست مثل برگ چاي استفاده ميشود و آب فشرده ميوه آن براي ديابت مفيد است. جوشانده برگ و پوست آن به عنوان قاعدهآور استفاده ميشود و براي خانمها پس از زايمان مفيد است. ميوه رسيده و خشك شده آن براي معالجه اسهال خوني مصرف ميشود. ميوه آن نرمكننده سينه بوده و براي عفونتهاي حاد گلو به عنوان نوعي آرامكننده استفاده ميشود.
مناطقي كه ميتواند رشد كند
از شرايط آب و هوايي كه اين گياه در آن رشد ميكند، يكي نزديك بودن به خط استوا و ديگري ارتفاع از سطح درياست كه اين دو عامل هم تحت تاثير ساير عوامل فرعي از قبيل مجاورت با آبها، وزش بادها و.... تغييرات جزئي پيدا ميكنند و شرايط ميكرو كليمارا به وجود ميآورند.
مناطقي از كشور ما كه اين گياه ميتواند در آن رشد و گسترش پيدا كند، شامل شهرهاي ميناب و رودان، چابهار و تيس، جلگه دشتياري و راسك و باهو كلات تا دره سرباز است. اين گياه قدرت تحمل همه نوع آب و هوايي به جز يخبندان شديد را دارد و هندوستان بهترين منطقه براي كشت اين گياه شناخته شده است.
گواوا در مناطق نزديك استوا هر ماه استعداد گلدهي دارد، ولي در مناطق شمالي 2 بار و در مناطق جنوبي 3 بار گل ميدهد. دوره گلدهي تا برداشت آن هم در مناطق مختلف متفاوت است. بهترين نوع محصول وقتي به بار ميآيد كه ميوهها در فصل خشك ميرسند.
رشد و گسترش گواوا در ايران
طبق مصوبات جديد، هيات دولت، وزارت جهادكشاورزي را مجاز دانسته پس از انجام بررسيهاي كارشناسي و با در نظر گرفتن كليه مقررات صادرات و واردات و نظارت قرنطينهاي، واردات گياهاني نظير انبه و ساير گياهان و محصولات گرمسيري براي اصلاح باغهاي موجود و توسعه سطح زيركشت آنها در استانهاي هرمزگان، سيستان و بلوچستان و ساير مناطق جنوبي كشور را بهبود بخشد.
كارشناسان مسوول در اداره جهاد كشاورزي استان هرمزگان معتقدند كنار، گواوا و تمر هندي در جايگاه بعدي بعد از انبه و موز قرار دارند و طي 2 سال گذشته تاكنون 20 هكتار باغ يكپارچه شامل 10 هكتار كنار و 10 هكتار گواوا بهوسيله مديريت باغباني سازمان جهادكشاورزي در شهرستانهاي رودان و ميناب احداث شده است.
كشت نباتات گرمسيري به صورت مخلوط با درختان خرما و مركبات در هرمزگان چندين دهه سابقه دارد، اما از سال 80 با اجراي طرح اصلاح و توسعه دهها هكتار ازباغهاي زيركشت درختان گرمسيري اصلاح شده و حتي به صورت يكپارچه كشت و توسعه پيدا كرده است.
وزارت جهاد كشاورزي قدمت كشت انبه در جنوب شرقي ايران و دراستان هرمزگان بين تا سال تخمين ميزند. با توجه به درآمدزايي كه نباتات گرمسيري ياد شده بخصوص انبه و گواوا دارند و از آنجايي كه هرمزگان بهعنوان يكي از مستعدترين نقاط جنوب و جنوب شرقي كشور براي كشت اين محصولات انتخاب شده از مسوولان ذيربط خواسته شده با به كارگيري روشهاي متناسب با اقليم منطقه نسبت به توسعه باغهاي اصلاح شده و يكپارچه محصولات گرمسيري تجربيات كشورهاي توليدكننده اين نوع محصولات را در اختيار قرار دهند.
به گفته مسوولان در صورت اجراي اين توصيهها و وجود استعدادهاي به تاييد رسيده، هرمزگان ميتواند بخش زيادي از نياز كشور به ميوههاي گرمسيري شامل انبه، موز، گواوا و حتي كنار و تمر هندي را تامين كند.
سطح زيركشت محصولات باغي و زراعي هرمزگان بر اساس آمارهاي سازمان جهادكشاورزي هزارهكتار با توليد حدود 2 ميليون تن محصول در سال بر آورد شده است.