با احداث جاده و تخريب دشت برم
احتمال بازگشت شير ايراني منتفي شد
با بهره برداري از جاده دشت برم در استان فارس، رؤياي حيات دوباره شير ايراني در اين منطقه تبديل به ياس شد.
ارتفاعات دشت برم كه روزگاري يكي از زيستگاههاي اصلي شير ايراني محسوب ميشد، قرار بود، با برنامهريزي و حمايت سازمانهاي بينالمللي و انتقال اينگونه حيات وحش از هندوستان به منطقه دوباره احيا شود.
بهمن ايزدي، رئيس هيأتمديره كانون سبز فارس، درخصوص بهرهبرداري از اين جاده و پيامدهاي ناگوار زيست محيطي آن به همشهري گفت: مجموعه درياچه پريشان، دشت ارژن و دشت برم كه اين جاده از آن عبور ميكند با توجه به شرايط خاص اقليمي از تنوع زيستي بسيار ارزشمندي برخوردار است.
همين ويژگيها سبب شد تا پيش از انقلاب، گامهايي براي تبديل اين منطقه به يك پارك ملي برداشته شود؛ خريد بخش وسيعي از اراضي كشاورزي دشت ارژن و مراتع اطراف آنكه مالكيت خصوصي داشت، به همين دليل صورت گرفت و به مالكيت سازمان حفاظت محيط زيست درآمد.
وي ميافزايد: متأسفانه طي سالهاي اخير بهدليل بيتوجهي سازمان حفاظت محيط زيست، اين منطقه دستخوش هجوم سودجويان قرار گرفت تا آنجا كه نه تنها اراضي خريداري شده دوباره به تصرف افراد درآمد، حتي بخش وسيعي از اراضي مرتعي و منابع ملي تغيير كاربري يافت و تبديل به اراضي كشاورزي شد.
ايزدي در ادامه گفت: جاده دشت برم كه زمستان گذشته رسما بهرهبرداري از آن آغاز شد، از غرب دشت ارژن شروع ميشود و پس از گذر از ارتفاعات اين دشت از ميان اراضي پوشيده از جنگلهاي بلوط دشت برم عبور ميكند ودر ادامه، بعد از پشت سر گذاردن ارتفاعات پل آبگينه در ناحيه شمال شرق درياچه پريشان وارد جلگه كازرون ميشود.
به گفته وي، احداث اين جاده سبب تخريب بخش قابل توجهي از زيست بوم ارزشمند دشت برم شدهاست؛ منطقهاي كه بين دو اقليم سرد و گرم قرار گرفته و از تنوع زيستي و پوشش گياهي و جنگلي بسيار غني برخوردار است.
ايزدي تصريح ميكند: ساخت جاده دشت برم از حدود 7 سال پيش آغاز شد و با آنكه مخالفتهاي تشكلهاي زيست محيطي چندي مانع از عمليات اجرايي آن شد، اقتدار بخشهاي دولتي و حمايت برخي جريانهاي سياسي منطقه سبب از سر گيري عمليات احداث آن شد. جادهاي كه حدود 50 كيلومتر از فاصله بين شيراز و كازرون را كاهش ميدهد اما پيامدهاي ناگوار زيست محيطي آن بسيار بيشتر از سود آن است.
وي ضمن ابراز تأسف از بيتوجهي به ملاحظات زيست محيطي در اجراي طرحهاي عمراني هشدار داد: با توجه به تب زمين خواري بيم آن ميرود اراضي همجوار اين جاده كه عمدتا پوشيده از بلوط زاگرسي است دستخوش تعرض و تعدي سودجويان قرار بگيرد و ديگر نشاني از طبيعت بكر منطقه باقي نماند.
(روزنامه همشهري 15 / 1/ 1387)
" بهاریه "
همه می گویند بهاریه نوشتن سخت است. از آنجا که از روز یک فروردین تصمیم داشتم مطلبی را پست کنم - هر چند تبریکی خشک و خالی- و تا امروز که سیزدهم است کش آمد پس احتمال قریب به یقین حق با همه است. سال 86 از هر لحاظ قابل ستایش و تقدیر است. از نظر اقتصادی همه چیز رشد کرد: واردات و صادرات, تورم , بیکاری , پول نفت ,پول من, پول شما و احتمالن پول عمه هایمان. از نظر اجتماعی موها و سر و وضع جوانها به طرز چشمگیری اصلاح شد مانده مغزشان را هم اصلاح کنیم و ان شاء اله برویم برای تیم ملی. از نظر سیاست داخلی اختلاف مجلس و دولت از اختلاف یک زن و شوهر هم کمتر بود و آب لیوان یکدیگر را هم تبرکا” میل می کردند؛ انتخابات مجلس هشتم هم که با شِکوِهِ هر چه تمام تر تمام شد و از نظر سیاست خارجی چون مسایل خارج از کازرون ربطی به این وبلاگ ندا رد بحثی نمی کنیم فقط برای اینکه عقده دلمان خالی شود همه با هم:"مرگ بر آمریکا".از نظر روانشناختی حضرت مولانا می فرماید"کی شود این روان من ساکن؟ ".از نظر زیبایی شناختی نماینده قبلی و شکست خورده کازرون در مجلس که برخی می گویند از نماینده فعلی بهتر بود قرار است با توجه به رشته تخصصی اش که جراحی زیبایی است روی دماغ غرورش عمل زیبایی انجام دهد و چهار سال دیگر با دماغی متواضعتر وارد میدان رقابت شود ای بسا دوباره پسندمان شود."چون نیک بنگری همه تزویر می کنند" پس بی خیال "از نظر های دیگر" بچسبیم به شعرمان هر چند خیلی هم دلچسب نجوشیده ایم.
سبز بادا بهارتان مردم
ذهن سیلویتان پر از گندم
چارطاق بلند باورتان
پرچمی بر سفارت سرتان
باز امسال سال موش شده
سال مردان حلقه گوش شده
"سال نو آوری شکوفایی"
شک ندارم که زود می آیی
سیر و سرکه سُماق در کار است
گاهگاهی چماق در کار است
چون برنجی که صاف و دم کرده ست
نصف افکار من ورم کرده ست
مرهمی از جنوب بگذارید
روی زخمم غروب بگذارید
باید از شهر کفش ها بروم
سمت دشت بنفش ها بروم
ها چه می گفتم؟: از پدیده سال
حاج محمود و مردم با حال
السلامٌ علیک بر گلتان
غرق گوساله باد آغلتان
وقت آن شد که دشت را بچریم
گوسفندان خویش را بدریم
حرف بنزین و گاز هم نزنیم
نغمه ای در "حجاز" هم نزنیم
نه تورّم نه درد بیکاری
ظاهرا پس شما مرض داری!
تا انرژی هسته ای داریم
"کلّ یوم هُوَ" سر کاریم
بر سر سفره هایمان نفت است
وضع امسالمان هَشَ الهفت است
باز اینجا کسی درو شده است
اعتقادات من چَپُو◦(1) شده است
من دچار تخلخل خوابم
کشک نه زنگ روح می سابم
من اراجیف ناز می بینم
گربه ها را گراز می بینم
الغرض لحظه لحظه ام عشق است
خوار بار مغازه ام عشق است
هر که از عشق گفت کر نشوید
پول دیدید زود خر نشوید
کازرون غرق عطر "ریحان" است
صبر کن "حُر" نه وقت هذیان است
تو اسیر "بهار نارنجی"
قدر خود را چرا نمی سنجی؟
پر بکش روی دشت "بابونه"
مست شو با نسیمی از "پونه"
فصل "بی مادران" و "گاوزبان"
سِیر کن در مدار صفر جهان
قوی "دریاچه پریشان" باش
محو تاریخ "تنگ چوگان" باش
ای که بابونه ای ترین لحظات
ریخته بر زبانت این کلمات
مرهم دردهای مردم باش
وقت باران به فکر گندم باش
-----------------------------------
(1) چپاول
"حُر"