تبليغاتX
کازرون نوشت
وبلاگ گروهی کازرونی ها

 

علامه قطب الدین کازرونی: در صفر المظفر سال 634 هجری قمری علامه قطب الدین محمود کازرونی شیرازی، از پزشکان مشهور ایران، متولد شد.

قیام علیه حاکم ظالم: در صفر المظفر سال 1313 ه.ق اهالی کازرون در پی شکایت خویش به والی فارس، بر علیه میرزا نصراله خان، حاکم وقت کازرون قیام کردند. این قیام به علت ظلم و تعددی گرهای او انجام پذیرفت.

نام های شعله ور: در تاریخ های 8/12/1362 شهید قره حسین شفیعی-9/12/1362 شهید کورش نوحی-9/12/1364 شهید محمد جوکار-11/12/1363 شهید محمدباقر دلپسند-12//1361 شهید حمید مرحمتی-12/12/1362 شهیدان مسعود صمیمی، حمیدرضا گلستان-علیرضا نیک پندار-عبدالرحمن راوش،صفر غلامی-سید مسلم حسینی-بهنام کبیری-عبدالرحیم شجاعی-تورج(مهدی)رضا زاده-علی اصغر دولت خواه و نادر شهابی-13/12/1365 شهیدان عباس سلامی-محمد احمدزاده و محمدحسن نادری و 14/12/1365 شهیدان علی اکبر توفیقی، کریم بادپیما و محمد پژکاله در جبهه های جنگ علیه دشمن متجاوز جان پاک خویش را نثار مام وطن نمودند. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.

منابع:

ناصر دیوان کازرونی به روایت اسناد-موسی مطهری زاده 1383

کازرونیه، دفتر دوم- عمادالدین شیخ الحکمایی 1385

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 16:12  توسط روح الله لقمانی  | 

 

 

در نظر دارم به معرفی بیشتر روستای دوان به ویژه مشاهیر آن بپردازم. بدین منظور در ابتدا از کتاب های موجود استفاده خواهم کرد.* در اولین گام از "ملا جلال الدین دوانی" می نویسم.

 

 

جلال الدین محمد معروف به «علامه دوانی»، «محقق دوانی»، «فاضل دوانی» و بیش از همه «جلال الدین دوانی» که در نزد اول دوان به «مُل جلال»  معروف است، بزرگترین فیلسوف قرن نهم هجری قمری بوده است. او در سال 830 هجری قمری در دوان متولد شد.

جلال الدین دوانی در طول عمر علمی خود تحت تأثیر افراد مختلف، مکاتب متنوع، و بالاخره موقعیت های گوناگونی قرار گرفته که هر کدام به نحوی بر شکل گیری عقاید و نظریات او موثر واقع گردیده اند. جلال الدین در دوان پله های علوم مقدماتی عصر را یکی پس از دیگری نزد پدر طی کرد و چون در دامان پدری دانشمند پرورش می یافت، ابتدا تحت تأثیر او قرار گرفت که علاوه بر سمت پدری حق استادی هم نسبت به او داشته است.

جلال الدین بعد از فراگیری علوم مقدماتی در دوان، برای تکمیل تحصیلات خود به حوزه فلسفی شیراز که مرکز علمی زمان و مجمع فضلا بود، رفت.

 

 

 

                    لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید...

  

 


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 12:30  توسط فریده دهداران  | 

 

نابودي كتيبه‌هاي تاريخي شهر

ناداني، بي‌توجهي يا ...؟

 

دوستان گرامي نشريه بيشابور خبر دادند كه در روزهاي گذشته، گروهي با لودر و البته به قصد خير؟! به جان بخشي از مجموعه موسوم به مقام، كه روزگار درازي مهمترين گورستان شهر بود و كتيبه‌هاي مقابر بسياري از بزرگان شهر را در خود دارد، افتاده‌اند. اگرچه از چند و چون موضوع اطلاع دقيقي ندارم اين يادداشت را به قصد نشان دادن اهميت اين آثار مي‌نويسم. اميد كه بي اثر نباشد:

كتيبه‌هاي تاريخي و به ويژه سنگهاي مقابر، تنها، نوشته‌اي حاوي نام و تاريخ مرگ كسي نيست. اگرچه اين موضوع نيز به ويژه در باب افراد برجسته منطقه داراي ارزشي فوق العاده است اما در واقع هر كتيبه تاريخي چون منشوري مي‌تواند نماياننده هنر و فرهنگ هر منطقه باشد. (لطفا ادامه را کلیک کنید)


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 21:9  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 

درگذشت آقاملا محمدابراهیم علامه زاده در محرم الحرام 1348 هـ.ق

درگذشت سیدمحمدنوربخش بنا به روایتی در 7 صفر 206 هـ.ق

درگذشت شیخ اوحدالدین عبدالله  بلیانی در محرم الحرام سال 686 هـ.ق

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 19:8  توسط روح الله لقمانی  | 

 فرهنگی (به بهانه یک سالگی بیشاپور)

درست اوایل سال 1373 بود که ماهنامه سلمان به عنوان اولین نشریه کازرون منتشر شد و ما را که پیش از آن قصد داشتیم نشریه گلبن را با حمایت سازمان تبلیغات منتشر کنیم در جلسه ای در همین سازمان با حضور آقایان صالح پور رییس وقت دانشگاه آزاد، مرحمتی رییس اداره فرهنگ و ارشاد و حسینی رییس سازمان تبلیغات متقاعد کردند که بهتر است از خیر نشریه بگذریم و به نشریه ای که قرار بود با بودجه دانشگاه چاپ شود کمک کنیم. این اتفاق افتاد و نخستین شماره سلمان انتشار یافت. این شماره و شماره های بعد حاصل هیات
برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 13:30  توسط مهدی تقی نژاد  | 

 

اینجا میدان انقلاب است. میدانی که در روزهای پر تب و تاب انقلاب، یکی از مراکز تجمع مردم انقلابی کازرون بود. میدانی که در تمامی روزهای حماسه و خون، حضور یکپارچه و متحد مردم کازرون علیه رژیم سلطنتی پهلوی را به نظاره نشسته بود. در آن روزها میدان انقلاب (آهنگران) به عنوان مرکزی برای شروع راهپیمایی ها، حرکت های انقلابی، پخش و توزیع اعلامیه ها و ... نقش بزرگی راایفا نمود.

این میدان، نه تنها مرکزیت مردم انقلابی کازرون به شمار می آمد، که در برخی از روزها نیز، حوادثی در آن اتفاق افتاد که کمتر نسل کنونی انقلاب از آن باخبرند. شاید بتوان گفت مهمترین واقعه ای که در حوزه جغرافیایی این میدان اتفاق افتاد، شهادت دو تن از تظاهرکنندگان کازرونی بود. شهید شیخیان و شهید بانوبرنجی. در دی ماه 1357. روز نهم. روزی که سرما و بوی خون و آتش سراسر کازرون را در برگرفته بود. در آن روز مردم ...


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 19:10  توسط موسي مطهري‌زاده  | 

 

راه آهن فارس؛ آرزویی دست نیافتنی.

یکی از مهمترین عوامل تاثیرگذار بر تمدنهای بشری همواره ارتباطات بوده است که در زمانهای سابق معمولا در قالب راههای ارتباطی قابل مشاهده بود. ولی به تدریج وسایل ارتباطی نیز همچون سایر جنبه‌های زندگی بشری از تنوع و تکثر فراوانی برخوردار شد. با کمی دقت در مراکز تمدنی می‌توان به اهمیت مسیرهای ارتباطی پی برد. زیرا همه تمدنهای بالنده و دیرپا ساخت و نگه‌داری این شریانهای حیاتی را از وظایف ذاتی خود محسوب می کردند.

بررسی استان فارس از این جنبه موید نکات جالبی است که شاید از نظرها دور مانده باشد و چون سرنوشت کازرون به عنوان یکی از شهرهای استان فارس از سرنوشت این استان جدا نیست و مخصوصا موقعیت جغرافیایی این شهر از دلایل اصلی اهمیت آن است  اشاره ای به مقاله دکتر باستانی پاریزی در روزنامه اطلاعات (مورخ 4و5 دی ماه 1385) می‌تواند ضمن نشان‌دادن اهمیت راههای ارتباطی موضوع دیگری را هم نمایان سازد و آن تاثیر فعالیت‌های فرهنگی بر تصمیمات سیاسی و اقتصادی است. استاد باستانی پاریزی در این مقاله ضمن اشاره به خبر توقف ساخت راه آهن اصفهان – شیراز به دلیل مجاورت آن با نقش رستم و ا ز بیم آسیب دیدن این اثر تاریخی،  شمه‌ای از تاریخچه فعالیتهای انجام شده برای احداث راه آهن جنوب را نقل کرده است که ذکر خلاصه ای از آن خالی از لطف نیست :


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 19:11  توسط حسين هژبريان  | 

 

پايين بودن فرهنگ عمومي به ويژه در حوزه فرهنگ از يك سو و سيل خروشان فرهنگ جهاني و تحولات فرهنگ ملي عملا باعث شده است تا سرعت و حجم تخريب فرهنگ بومي و آثار فرهنگي بيش از حد تصور باشد. هر روز شاهديم كه بافتهاي كهن شهر و روستاهاي كهن به سرعت از بين مي‌روند. بناهاي تاريخي تخريب مي‌شود و حفاريهاي غير مجاز به هيچ تپه و امام‌زاده و مقبره و كتيبه‌اي رحم نمي‌كند. هر روز بخشي از جنگلها و درختان كهن و محيطهاي طبيعي دست‌خوش نابودي مي‌شوند و بسياري از سنتها و صنايع دستي و دست‌ساخته‌هاي فرهنگ بومي از بين مي‌رود. گويش و واژگان كهن و آداب و رسوم هم جاي خود دارد.

بي‌تعارف، اميد داشتن و دلخوش كردن به تلاشهاي مراكز رسمي و ارگانهاي مربوط نيز جز خوش‌خيالي، سهل انگاري نيست.

پس چه بايد كرد؟

(لطفا ادامه مطلب را كليك كنيد)


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 8:56  توسط عمادالدین شیخ الحکمایی  | 

 بيش از 8000 دانشجو در دانشگاه آزاد اسلامي كازرون مشغول به تحصيل هستند. با در نظر گرفتن جمعيت دانشگاه پيام نور و مركز آموزش عالي وديگر مراكز آموزش عالي كازرون، جمعيت دانشجويي شهرمان به حدود 10000 نفر مي‌رسد. با يك محاسبه‌ي سرانگشتي و با توجه به اين كه حدود 20 سال از تأسيس اولين مركز آموزش عالي در كازرون مي‌گذرد، به اين نتيجه مي‌رسيم كه جمعيتي بين يك تا دو برابر جمعيت شهروندان، دانشجو در اين شهر زندگي كرده است. اين سرمايه‌ي دانشجويي مثل درياچه‌اي است كه در كنار شهر ما وجود دارد و بدون اين كه استفاده‌اي از آن بكنيم، تنها سر در دانشگاه را مي‌بينيم. سؤال من از برنامه‌ريزان كازرون اين است كه تا چه اندازه از اين نيروي عظيم، پويا و جوان براي پيشبرد شهر استفاده كرده‌اند و آيا دانشجويان به عنوان بخشي از شهروندان شهر به شمار مي‌روند، يا در برنامه ريزي‌ها گم مي‌شوند؟ چرا دانشجويان از ديرباز دل خوشي به ماندن در كازرون ندارند و از هر فرصتي كوتاه براي برگشت به شهر خود استفاده مي‌كنند؟ اين قشر از جامعه‌ي كازرون به چه امكانات رفاهي نياز دارند و آيا فقط دانشگاه بايد جواب گوي اين نياز باشد؟    (لطفا ادامه ی مطلب را کلیک کنید)


برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک نمایید...
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 0:14  توسط محمدحسین مرحمتی زاده  | 

     اگر سالها به صورت زایدالوصف و اغراق آمیز مسئله چاده تنها عامل عقب افتادگی شهر منعکس گردیده است، بحمدالله در آینده نه چندان دور این مهم حاصل خواهد شد. اما در خلوت گریبان خود را خواهیم گرفت و سئوالات بسیاری مطرح می کنیم  که آیا فقط همین عامل بوده است.  برای عوامل دیگر عقبگرد شهر چه کار در خور شان و منزلت شهر کازرون انجام شده است.

     من به نوبه خود اعتقاد  دارم که مسئله جاده نمی بایست اینقدر ما را عقب نگهدارد. شاید بتوان گفت  تاثیر این موضوع باعث خود باختگی بیش از حد شد . به طوری که عرصه های دیگر را فراموش کردیم  و منتظر حل این ام المصایب شد یم.

یکی از این عرصه ها " سیمای شهری" یا" منظر شهری"کازرون است. کازرون امروز شهری است مغشوش نامتناسب بد قواره و ... به هم ریخته  و در نهایت بد قیافه. چرا؟  

      چون ساختمان های شهرمعماری برازنده و هماهنگ  که کالبد شهر را بسازند ندارد

      محور های شهری دارای عناصر لازم و کارآمد نیست.

      میادین شهر عناصر متشکله اش که در معماری ایرانی مطرح است یا نداشته و یا از بین رفته است.

      محور پیاده شهری  اصلا ندارد

      عناصر با ارزش معماری اش از بین رفته است.

      فضای سبز ندارد.

      ظرفیت فعالیت اقتصادی متناسب را ندارد

نمی شد در این سالها که جاده نداشتیم  به مدخل شهر خویش توجه کنیم.تا لااقل مهاجر کمتری داشته باشیم؟ در حالی که کازرون گذشته شهری منطقی متناسب خوش قیافه بود چون ساختمانها دارای معماری برازنده محورهای شهری تعریف ده  بود میادین دارای کارکرد و فعالیت های گوناگون بودند. بازار محور اقتصادی وپیاده

شهری بود. عناصر تاریخی و با ارزش در شهر با احترام حفظ شده بودند  و ....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 17:20  توسط نعمت الله فرخشاد  |