همواره برنامهريزي صحيح و استفادهي اصولي از منابع، جهت رشد و ارتقاي وضعيت موجود در هر جامعهاي نيازمند در اختيار داشتن اطلاعات دقيق از شرايط جغرافيايي، زيستي، فرهنگي، تاريخي، اقتصادي و هر آن چيز ديگري است كه ميتواند در قالب دادههايي به برنامهريزان و فعالين جوامع مذكور، جهت تنظيم ساختاري موزون و قابل دستيابي با هدف عبور از وضعيت موجود و حركت بسوي وضعيت مطلوب بيان گردد.
به همين منظور طي چند يادداشت و صرفاً از ديدگاه يك شهروند (و نه متخصص، محقق و يا پژوهشگر) سعي در بيان و يادآوري مجدد برخي از دادههاي شهروندي در كازرون خواهيم داشت. اميد كه با نظرات تكميلي كليهي انديشمندان گرانقدر بتواند به عنوان كمكي به محققين و صاحبين انديشهاي كه در اين زمينه فعال هستند ايفاي نقش نمايد.
در ديد كلان ميتوان مبحث حمل و نقل و ارتباطات را از دو زاويه اقتصادي و فرهنگي مورد بررسي مستقيم قرار داد. (گرچه...
بخش مهمي از تاريخ معاصر هر منطقه به وجود موسسات و نهادهاي دولتي يا به عبارتي موسسات تمدني جديد آن منطقه باز ميگردد (تلگرافخانه، بلديه، اداره معارف، ادارات برق و آب، سينما و استاديوم و ... ) قدمت اين مراكز هم نشانه رونق و اهميت آن شهر در دوره خود و هم نشانه آغاز روند تحول منطقه در دنياي معاصر است.
پس پژوهش و نگارش تاريخچه تاسيس، مكان و بنا، روسا و مسوولين، تحولات ساختاري و اشياء و وسايل و اسناد بازمانده از آن مركز و حتي سربرگها و مهرهاي به كار گرفته شده، همه داراي اهميت است.
مهمترين منبع انجام درست اين پژوهش اسناد باز مانده از هر اداره و موسسه و نيز اطلاعات شفاهي و غير مكتوب مسوولين و كارمندان هر مركز تواند بود. اين موضوع خود سوژه قابل توجه و جذابي براي نشريات منطقه و درنهايت فصلي ازكتاب تاريخ معاصر و يا كتابي مستقل تواند بود.
اميدوارم اين موضوع هم مورد توجه و اهتمام و حمايت مسوولان هر اداره و مركز قرار گيرد و هم دوستان علاقمند و پژوهشگر به ويژه با استفاده از اسناد موجود در خود مراكز(در بایگانی های راکد ادارات کازرون) و نيز اسناد منتقل شده به سازمان اسناد ملي و ديگر مراكز رسمي نسبت به نگارش اين بخش مهم از تاريخ معاصر حساسيت لازم را نشان دهند. البته اين موضوع داراي چنان اهميتي هست كه بتواند عنوان پاياننامه كارشناسي ارشد رشتههاي تاريخ و باستانشناسي هم قرار گيرد. آنچه تدوین شود، البته بخش مهمی از هویت تاریخی شهر نیز خواهد بود.
به دنبال مطلب آقای شیخ الحکمایی در باره هفتاد سالگي دبیرستان شاپور کازرون(شهید بستانپور کنونی) بی مناسبت ندیدم که سندي مربوط به مراسم روز گشایش مدرسه را(موجود در سازمان اسناد و کتابخانه ملي) برای علاقمندان بازنویسی نمایم.
این سند از آن رو که کیفیت برگزاری اینگونه مراسم را در هفتاد سال پیش بازگو می نماید داراي اهمیت است. اگر چه از کسانی که در این مراسم بوده و متقبل زحمتی شده اند هم یاد می شود. همچنين گشایش یافتن اين دبیرستان با حضور وزیر معارف وقت علی اصغر حکمت نيز قابل توجه و اهميت است. گشایش این مدرسه قطعا در توسعه و بالندگی فرهنگی شهر و تربیت فرزندان آن، سهم بسيار داشته و دارد. اميد که هم بناي ارزشمند آن از گزند روزگار مصون بماند و هم هر سال در سالگرد افتتاح آن مراسمي از سوي مراکز مربوط و يا فارغ التحصيلان آن برگزار شود. (ادامه مطلب را کلیک کنید)
برای تصمیم گیری در هر امری و پیرامون هر چیزی، عقلا در مرحله اول به داشته ها، سرمایه ها، استعدادها، توانمندیها و زمینه های توسعه و ظرفیتهای آن موضوع فکر می کنند و براساس آن بهترین راه که بیشترین بهره وری در جهت رسیدن به هدف داشته باشد را انتخاب می کنند. این موضوع می تواند در تمامی زمینه ها، چه در مورد مثلا انتخاب رشته تحصیلی یک دانش آموز که قطعا بستگی به استعداد و توانمندی و علایق و بسترهای پیشرفت و ظهور و بروز او دارد و چه در خصوص یک زمین کشاورزی که برای کشت چه محصولی غنا و استعداد دارد و هزاران مسئله دیگر صدق کند.
در ارزیابی های این چنین دو مورد از همه مهمتر به نظر می رسد. یکی داشته های آن چیز که به عنوان سرمایه می تواند در جهت هدف مورد بهره برداری قرار گیرد و دیگری بسترهایی که می توان در آن سرمایه گذاریهای جدیدی برای آینده انجام داد. در حقیقت مورد اول نیز ناشی از وجود بسترهایی بوده که سرمایه گزاریهایی در گذشته در آن صورت گرفته و اکنون به سرمایه ای بالفعل بدل گردیده است.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
رویت درد دلها و نظرهای همشهریان در مطالب ارائه شده قبلی حقیر در کازرون نوشت و هم سخنرانی ناتمام در همایش کازرون شناسی مرا بدان واداشت که با درج مطالب کامل سخنرانی پاسخ نظرها و چه باید کردها را تا حدی داده باشم.
مطلب معماری شهری کازرون را که با عنوان مدفون و ناشناخته معرفی گردیده است. در قالب مناظره ی بین دو حرفه معماری و موسیقی ارائه می نماییم.
معماری و موسیقی دو علم یا هنری هستند که ضمن پیوستگی و همبستگی زیاد و حتی وحدت رویه در ایجاد محیط گاهگاهی از کنار همدیگر رد شده و بهم طعنه می زنند.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
دوست و همشهری عزیزم فریده خانم
سلام
مطلبی که راجع به سنتهای نابجا در شهرمان که البته فقط اختصاص به کازرون ندارد، مرقوم فرموده اید خواندم گرچه با بیشتر گفته های شما موافقم و خودم نیز در خانواده ها شاهد موضوعات مشابه تولد شما و خواهرتان بوده ام و همانند شما،همیشه این سوال برایم مطرح بوده است که چرا زنان کازرون، از تولد دختر ابراز نگرانی می کنند و گرایش به داشتن فرزند پسر تا آن حد بالاست که حتی در جویای احوال زن باردار اینگونه بر زبان می آورند که "شکم آقا چطوره"و یا با تولد دختر به مادر او می گویند که "ان شاالله" خواهر هفت تا کاکا باشه". شاید جواب علت اینگونه برخورد با دختران را این ضرب المثل کازرونی بدهد که "چادر ننه سر دختره"،"دختر زیر دست مردمه"؛ یعنی اینکه دختر متعلق به خانواده دیگری است که با ازدواج از خانه پدری خارج می شود.
گرفتاری، آزار و اذیت و سختی هایی که مادران ما در گذشته متحمل شده و دم بر نمی آوردند تولد دختر را به منزله آغاز این رنج می دانستند که بتدریج دامن خانواده را می گرفت البته امروزه روز تغییرات شگرفی در این دیدگاه ایجاد شده است. که موجب کاهش این سختی ها گردیده است در عین داماد دوستی همشهریان نیز شاید در منطقه بی بدیل باشد که خود به خود باعث گرایش بیشتر خانواده جدیدالتاسیس به سمت خانواده دختر گردیده و شاید بتوان پیش بینی کرد در آینده نه چندان دور شاهد تغییر وضعیت گذشته و موجود به طور کلی و اساسی باشیم.
در این میان، مسئله ای که در ارتباط با خانواده و ازدواج، بیش از بقیه مسائل، خودنمایی می کند، مسئله مهریه دختران است که این روزها به رقم سرسام آوری رسیده و روز به روز نیز بر آن افزوده می شود و از آن به عنوان "عزت و سربلندی"دختر و یا تازه عروس یاد می شود. سنجش ارزش انسانها با این عناوین، قطعا به دوری از اصول منطقی منجر می گردد؛ و نتیجه دست به نقد آن، افزایش سن ازدواج، کمرشکن شدن تهیه جهیزیه، برای خانواده ها و صد البته تغییر در خیلی از مسائل اجتماعی را به همراه دارد. که همه آنها به سمت تعالی و بهبود نخواهد بود.
نوشتن اولین مطلب در یک محیط جدید در قالبی جدید تجربه ای نو محسوب می شود که مانند همه تجربه های نو دشواریها و جذابیتهای خاص خود را دارد. هر چند نوشتن مطلب با محوریت کازرون برای یک کازرونی ساده به نظر می آید اما آنگاه که قرار باشد مطلب حرف نویی در بر داشته باشد و در عین حال حداقلی از جذابیت را شامل شود پیچیدگی های کار آشکار می گردد.
شکی وجود ندارد که کازرون با مشکلات متعددی دست به گریبان است که برازنده شهری با قدمت و پیشینه این شهر نیست و بدیهی ترین وظیفه اهالی آن جستن راهی برای حل این مشکل است. ولی من گمان می کنم مهمترین مشکل که در حال حاضر مانع عمده پیشرفت کازرون است موقعیت آن در قبال مسیر راههای اصلی کشور است. هر چند مدتی نسبتا مدید از احداث جاده جدید شیراز – کازرون که در واقع بخشی از جاده قدیم جنوب ایران است می گذرد و هر از چند گاهی به ویژه در موعد انتخابات وعده های گرمی مبنی بر افتتاح قریب الوقوع این جاده مهم و استراتژیک به گوش می رسد ولی کماکان از عمل خبری نیست و به نظر می رسد ما کازرونیها هم به شنیدن این وعده ها قانعیم و انتظار نداریم روزی به آنها جامه عمل پوشانیده شود.
اين يادآوري را هم لازم ميدانم که ما در مقطع مهمي از تاريخ معماري شهر قرار داريم: از يکسو هنوز ارتباط ما با معماري گذشته به کلي قطع نشده است و از سوي ديگر ساخت و سازهاي فراواني بهويژه در قالب بلندمرتبهسازي(آپارتمان) تازه آغاز شده و يا در حال انجام است. و اين امر ميتواند در جهت دامنزدن به روند نابودي يا احياي هويت معماري بسيار موثر و سرنوشت ساز باشد. بنابراين لازم است با حمايت مسوولين مربوطه به ويژه شوراي شهر و شهرداري محترم طرح جامع "احياي هويت معماري بومي" تدوين و تصويب شود تا متن مدونه و مصوبه ضمانت اجرايي هم پيدا کند. دورنماي کار هم آن است که تا ده بيست سال بعد، وقتي کسي وارد شهر ميشود، دوباره با هويت مستقلي در ظاهر شهر روبه رو شود که با شهرهاي اطراف متفاوت باشد. هويتي که برگرفته و يادآور همان هويت از بين رفته در چهل سال اخير باشد.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
یکی از تختگاههای تاریخی، فرهنگی فلات پیر ایران، اقلیمی کهنسال به عهد " پارینه سنگی" (1) وپس از آن "پارسوماش" "پارسه"، " بیشاپور" و به عبارتی" کوه زران" است که با تکیه بر پدیده های طبیعی نهفته در سینه ی زاگروس و بهره مندی از اندیشه های بکر بومیان منطقه، گاهی در قالب آوردگاهی سیاسی، روزگاری علمی و زمانی دینی، به مشق مدنیت و فرهنگ مشغو ل بو ده، ضمن اینکه در درازنای تاریخ همواره پتانسیل های موجو د را به نفع بشریت استخراج می نموده است.
نشانه های این گفتار کوتاه را می توان در لا به لای پروپوزال های تحقیقاتی مستشرقین یا پژوهشگران داخلی علوم مردمشناسی و باستانشناسی سده های هیجدهم میلادی به این سمت جستجو کرد.
تنگ چوگان، فرد وس المرشدیه، دو ان، تنگ ترکان و دیدگان جستجوگر حافظ در کوچه پس کوچه های بلیان بدنبال مراد خو یش، یکی از پارامترهای انقلابگر طبیعت نهانخانه ای است که در تئوریهای علو م ذکر شده بالا، به مراتب از آنها سخن به میان آمده است. اما آنچه در نزد اندیشمندان بومی همو اره از دغدغه ای معمو لی فراتر رفته و به یک نگرانی دایمی تبدیل شده، نگارنده را بر آن می دارد که همگام با دوستداران پیشرفت و عزت سرزمین مادری به نکاتی هر چند تکراری بپردازد.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
با سلام به همه دوستان
بر اساس محاسبات نجومي معتبر، 27 سال ديگر يعني ساعت سه و پنج دقيقه بعدازظهر روز شنبه سي ام اسفندماه سال 1412 شمسي (سال کبيسه)، يکي از آخرين خورشيد گرفتگي های کلي روي مي دهد که طول سايه گرفت از شمال آفريقا و کويت وارد بوشهر و پس از عبور از کازرون و تخت جمشيد وارد کوير ايران و سپس وارد افغانستان مي گردد. نکته مهم اينست که مرکز گرفت، يعني بهترين محلي که بيشترين زمان گرفت را دارد و درنتيجه آن محل مورد هجوم محققان علم نجوم و دانشمندان فيزيک جهان واقع مي گردد، درست شهر کازرون و دقيقا منطقه مشتان خواهد بود. از طرفي با توجه به علاقه مندي بسيار به نجوم در سطح شهرستان، فکر ايجاد رصد خانه اي در ارتفاعات دوان که محل مناسبي براي اين امر است، مطرح گرديده و در همين راستا تا کنون دو عدد تلسکوپ بسيار خوب که به درد کارهاي آموزشي مي خورد خريداري شده است. ان شاء الله دوستان و بويژه دوانی های عزيز همت کنند تا اين رصد خانه که مي تواند به ياد عالم برجسته و فيلسوف شهير آنرا "رصدخانه ملا جلال الدين دواني" ناميد، ساخته شود و در ضمن بتدريج تشکلي شکل بگيرد تا زمينه تدارک آن رويداد عظيم را در سطح شهرستان فراهم سازند. اميدوارم نگوييد تا آن موقع کي مرده ست، کي زنده ست.
عزت زياد