کازرون با دارا بودن شرایط خاص آب و هوائی و سوق الجیشی از دیر باز محل زندگی اقوام گوناگون بوده است یکی از این اقوام عشایر غیور ایل قشقائی می باشند که کارخانه نیسان خودرو مدل ۲۰۰۷ خود را جهت بازار اروپا به این نام تولید کرده است این خودرو در استرالیا ۲۰۰۰۰ دلار پیش فروش شده است. ای کاش روزی در کازرون با دارا بودن تمام شرایط مورد نیاز شاهد راه اندازی کارخانه خودروسازی باشیم کاری که با پیگیری قابل شدن می باشد.
سالها پيش مثلاً چهل پنجاه سال پيشتر، آن زمان كه هنوز معماري ايراني و خانههاي طاقي و پنج دريهاي زيبا و ارسيهاي بالاي سر درها و دركها، دستخوش پيشرفت و تمدن غربي نشده بود، خانه ها صفايي داشتند.حياطها وسيعتر از اتاقها بودند و جولانگاهي براي ورجه وُرجه و قايم باشك بچهها بود.
حوض وسط حياط و دهن شير گوشهي آن و گلهاي شمعداني و احياناً چند ماهي قرمز و تختهاي چوبي كه معمولاً كنار حوض ميزدند. حكايت ديگري بود، درختان نارنج و ليمو و حتماً درخت انگور، كه جزء لاينفك حياطها بود دل اهل خانه را به شادي و فرح مينشاند، مخصوصاً عصرها كه آب پاشي حياط گلي و يا گچي، بوي خاصي در هوا ميپراكند، خاك منزل را دامنگير ميكرد و بينياز از صحرا و دشت و پارك اگر چه پاركي هم نبود، هر چه بود صفا بود و بعضي از مردم خوش ذوق هم ميخواندند.
خاك اين منزل ما بر همه دامنگير است
هر كه يك دم بنشيند ز خيابان سير اسـت
بنام خداوند جان و خرد
براستی وقتی جمله خبری- توصیفی ِ من کازرونی هستم را به کار میبریم چه مفهومی را مراد میکنیم؟ یا وقتی در پی تعریفِ هویتی ِ خودمان نام های جغرافیایی را بر زبان میآوریم چه چیزی را واقعن تبیین کردهایم؟ چه فاکتورهای صریح و روشنی را در نظر داریم که اینگونه خود را شاخص میکنیم ؟ و این اوصاف ذهنی چگونه میتوانند حرکت کردنمان را طراحی کنند و چه کیفیتی را برای نوع عملکردمان رقم میزنند؟ آیا فرهنگ کازرونی یا حتی فرهنگ ایرانی به معنی واقعی معنایی را در بر دارد و اگر پاسخ مثبت باشد شاخصه های آن چیست؟ و...
مدتي بود به دنبال فرصتي براي طرح اين موضوع بودم كه در آستانه هفتادسالگي اولين دبيرستان كازرون و فارغ التحصيلانش برنامهاي تدارك ديده شود تا آنكه ديروز بعداز ظهر پنجشنبه 23/ 6/ 85 به شوق ديدار جناب دكتر محمدامين رياحي به مراسم بزرگداشت ايشان در تالار روزنامه اطلاعات(تهران) رفتم. پس از ورود دريافتم كه اين مراسم در واقع گردهمآيي ساليانه فارغ التحصيلان دبيرستان حكيم نظامي قم است و در ضمن چون دكتر رياحي در اين مدرسه تدريس ميكرده است به پاس خدماتش از او تجليل ميشود. لطفا ادامه را کلیک کنید
مشکلات فرهنگی
برای ورود به مبحث مشکلات فرهنگی ناگزیرم پیش از بیان مصداق ها تصویری از فضای فرهنگی کازرون ارایه نمایم. شهرستان کازرون مطابق آمار سال 1375 جمعیتی بالغ بر 255 هزار نفر داشته و با رشدی حدود سه درصد جمعیت کازرون در سال 1385 بالغ بر 350 هزار نفر پیش بینی می شود. در این نوشتار امکان تجزیه و تحلیل مباحث جمعیتی نیست اما قصد دارم از منظری دیگر به آن نگاه کنم.
هر چند که «سیستم مدیریت» و «مدیران» از عوامل مهم موفقیت ویا ناکامی جوامع بشری محسوب می شود ، اما از آنجا که یک سر این بحث - به خصوص در کشور ما - به قدرت و سیاست متصل می شود ، اظهار نظر و بحث پیرامون آن نیز به مراتب مشکل تر و سخت تر از مباحث دیگر است ؛ به همین جهت همین چند کلام نیز به مذاق برخی رفقا و جمعی از رقبا خوش نیامد و نگارنده را بر آن داشت تا هر چه زودتر سر و ته این موضوع را به هم برساند . اما واقعیت این است که اگر ما می خواهیم په رشد و پیشرفت کازرون فکر کنیم ، ناچار بایستی به مجموعه ی علل و عواملی که مانع این رشد و پیشرفت بوده وهستند به شکل همه جانبه توجه کنیم و ...
از این که مطلب نا قابل مرا در خور مطالعه و اظهار نظر یافتید سپاسگزارم. من هنوز کامپیوتر بلد نیستم و برای سر زدن به وبلاگ کازرون نوشت همچنان منت پذیر پسرم هستم گاهی وقت ها لطفی می کند با هزار و یک قر و لند وبلاگ را باز می کند و با دو هزار و دو اخم و تخم یادداشتکی برایم می نویسد به گونه ای که بسیار اوقات از شر کامپیوتر به چرتکه پناه می برم «تا ببینیم سر انجام چه خواهد بودن».
ادامه را کلیک کنید

برای من که یک دخترم، هیچ چیز بدتر نیست از این که تولد همجنس من ـ در شهری که من نیز متولد شده ام ـ چندان خوشایند نمیتواند باشد؛ از نگاه بعضی.
بعضی مثل همان خانمي که وقتی من و خواهرم متولد شدهایم و پدرم شیرینی میدهد، پرسیده است: « چی گیرش اومده؟ » و پاسخ را که میشنود با تعجب میگوید: « دو تا دختر!؟ » و بعد پدرم برخورد میکند و ...
این غمانگیز است. واقعاً غمانگیز است که زنهای ما تولد دختران را ناخوشایند و تولد پسران را نعمت بدانند. و غم انگیزتر اینکه مردان نیز. مردانی که همه در دامن یک زن پرورش مییابند.
یکی از آزار دهندهترین نوع ِ این آزار این است که حتی در صحبت کردن هم این دردِ بزرگ به چشم می خورد؛ فلانی صاحب بچه شد، فلانی صاحب دختر. البته حتی خبر دومی را هم کمتر میشنوید و وقتی نمیشنوید پی میبرید! و خبر اولی را، اگر این فرخنده اتفاق بیفتد، با چهرهای گشوده پی خواهید برد و خواهید شنید، که منظور از « بچه » هر دو جنس نیست بلکه بچه یعنی پسر.
این جمله بسیار کهنه است اما تا زمانی که تفکراتی کهنه تر از آن وجود دارد باید گفته شود و خوانده؛ که آیا اینان نمیدانند پسران را هم زنان به دنیا می آورند.
البته این بیماری منحصر به این شهر نیست اما برای ریشهکن کردن بیماری از بدن یک انسان باید سلامتی هر سلول را تضمین کرد.
سايت آمازون را بيشتر اهل رايانه، به ويژه در حوزه جست و جوهاي علمي و فرهنگي و كتاب به خوبي ميشناسند. اين سايت وابسته به شركت بزرگي است كه انواع كالاهاي فرهنگي را نيز توليد ميكند.
از جمله كالاهاي توليدي اين شركت، چند تيشرت و ليوان و جاكليدي است كه روي آنها، همراه با شكل يك قلب قرمز رنگ، نوشته شده است:
I Love Kazeroun
باور كردن و ديدن نمونهها يك كليككردن خرج دارد، اما داشتن هر سه چيز، حدود چهل هزار تومان آب ميخورد.
اينكه چرا نام كازرون؟ و اينكه چرا ما هيچگاه سراغ اينگونه هويتسازيها نميرويم را "شايد وقتي ديگر" ... اما آيا واقعا دوست داشتن كازرون را هم بايد از اجانب ـ عليهم ما عليهم ـ بياموزيم؟
نيمه شعبان بر همهتان مبارك باد!




این سند تاریخی قباله ازدواجی است که در شب اول ذی الحجه سال 1336 هجری قمری صیغه آن جاری و تنظیم گردیده. این سند در محضر رسمی مرحوم شیخ عبدالطیف بحرانی ملقب به بهجت العلما فرزند مرحوم شیخ محمدحسین فرزند مرحوم حاج شیخ یوسف مجتهد بحرانی تنظیم گردیده. ایشان محضرخانه ای داشته که در آن اسناد ملکی و قباله های ازدواج به ثبت می رسید. مرحوم بهجت العلما به همراه برادر خویش مرحوم شیخ جمال الدین بحرانی معروف به " آجمالی" که هردو دارای خطی بسیار زیبا بودند، این دفترخانه را اداره می کردند. ایشان در پائیز یا زمستان سال 1334شمسی به دیدار حق شتافت. مقبره ایشان اکنون در زیر پی بتونی ساختمان فعلی ارشاد قرار دارد و سنگ مزار ایشان به عنوان یادبود، در کنار پله کان حسینیه مسجد جامع شیخ نصب گردیده است.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید.
مطلب جناب آقای بحرانی تحت عنوان "معضل امنیت" را خواندم و لازم دیدم تکمله ای بر آن داشته باشم. در ابتدا باید توضیح دهم که امنیت یک مفهوم ادراکی و احساسی است. و معنای ساده اش این است که: مردم برای ادامه زندگی خود دغدغه نداشته باشند.
بطور کلی دولتهای مردمی همواره سه وظیفه اصلی برای خود قایل هستند که عبارتند ازتامین: آزادی، رفاه و امنیت برای مردم. از دیدگاه مازلو دانشمند روانشناس اروپایی، امنیت اجتماعی پیش نیاز بلوغ فکری و اجتماعی، و در نتیجه رشد و شکوفایی جامعه انسانی است. البته باید این وافعیت را پذیرفت که امنیت مطلق وچود ندارد، اما وظیفه اساسی دولتهاست که در کنار آزادی و رفاه، امنیت مردم را نیز تامین نمایند. و این امید را در جامعه ایجاد نمایند که ضمن جلوگیری از ناامنی، در صورت وقوع ناامنی به سرعت و دقت امنیت را به جامعه بازگردانند.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید
نماد کازرون چیست؟ این سوال سال هاست ذهن علاقه مندان به این شهر تاریخی را به خود جلب کرده است و به نظر می رسد هرچه بیشتر در باره آن اندیشه کنند کمتر به نتیجه مشخصی دست می یابند.
منظور از نماد ویژگی برجسته ای است که بتواند معرف کازرون باشد و بتوان کازرون را با آن شناخت این ویژگی می تواند در آثار تاریخی به جا مانده از گذشته آن را یافت و یا در یکی از خصوصیات بارز حاکم بر فضای مادی و معنوی شهر و مردم آن را جست و جو کرد. همان گونه که تهران را با میدان آزادی می شناسیم و شیراز را با حافظ و سعدی و اصفهان را با میدان نقش جهان و البته مشهد را با حضرت امام رضا(ع).
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی مجسمه غول پیکر شاپور ... (لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید!)
وقتی از یک سفر یکی دوماهه به کازرون بازگشتم، تنها چیزی که به ذهنم نمی آمد این بود که در کازرون آدم ربایی صورت گرفته باشد. چه رسد به اینکه فرد ربوده شده امام جمعه موقت باشد و یا اینکه روزی نگهبان یک امامزاده را در وسط بازار به قتل برسانند و نذورات امامزاده را به سرقت ببرند. نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها از سال گذشته که آغاز نا امنی ها و درگیری های اشرار و نا امنی در جاده ها بود تا حوادث هفته های اخیر که به درگیری مسلحانه در خیابان شهید براتی و ربودن امام جمعه موقت و درگیری اشرار با نیروهای بسیج در یکی از پارکها و قتل خادم امازاده ابافتح هم کشیده شد و داد مردم را درآورد، همگان را وادار می نماید که رویکردی جدید به مقوله امنیت داشته باشند.
ادامه مطلب را کلیک کنید
الف: چون تلاش این وبلاگ ایجاد فضایی برای استفاده از همه اندیشه ها به قصد اعتلای شهر است و موضوع خط و جناح سطحی و حقیرتر از نگاه کلی حاکم بر این وبلاگ است، لطفا از نوشتن مطالبی که شایبه جناحی بودن دارد بپرهیزیم تا سایه این سقف مجازی همچنان بر سرمان استوار بماند و غرض اصلی نقض نشود. البته این به معنای حذف موضوعات سیاسی مرتبط با شهر نیست. و طرح مسائل کلی سیاسی که البته به صورت طبیعی حاوی نگاه نویسنده(احتمالا منتسب به یک جناح) نیز هست، جای طرح دارد. به گمانم باید تمرین کنیم تا به رغم داشتن اندیشه های متفاوت و حتی مخالف در حوزه منافع مشترک در این فضای مجازی همفکری و هم اندیشی کنیم.
ب: خواهشمندم ادامه مطالب بیش از یک بند را در بخش ادامه مطلب بگذاریم تا در صفحه اصلی تعداد بیشتری از نوشته های دوستان قابل دیدن باشد.
ج: لطفا نوشته هایتان را با خط "تاهما" و فونت ۱۰ نازک بنویسید!
در شهرستان کازرون افراد زیادی تا کنون به سمت های گوناگونی منصوب شده اند و مدت زمانی مسئولیتی را برعهده داشته اند ؛ آمده اند و رفته اند و یا آمده اند و هنوز نرفته اند ! اما چنانچه به سابقه ی برخی از این افراد نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که برای این دسته از افراد مسئولیت فقط در زمان مسئول بودن یا به عبارت بهتر در زمانی که پست ومقام دارند معنا دارد . این دسته از افراد ....
دنیای کوچک اینترنت مثل آینه است. هر انسانی زمانی که جلو آینه قرار می گیرد خودش است نه آنکه در جامعه می باشد. این روزها سرور Google با نر م افزار جدید google trends تمام کاربران را جلوی آینه برده و با ارائه آمار جستجوی افراد به سایتهای مختلف و حتی شهر مر بوطه همه را به فکر واداشته است این موضوع شاید به دور از مسائل و مشکلات شهر نباشد که ما از اینترنت در جهت تکامل انسانیت واستفاده بهینه بیشتر بهره برداری کنیم. این نرم افزار بر اساس جستجوی کلمات در سطح جهانی و کشوری طراحی شده است که البته تعدای از ارقام آن در شآن هر کشوری نیست. ومتاسفانه با وجود فیلترینگ اینترنت در ایران که خیلی ازکشورهای دیگر هم این کار را انجام می دهند باز کاربران به دنبال مطالب خاص می روند. با اینکه در خیلی کشورها فیلترینگ در اینترنت وجود ندارد ولی باز متاسفانه این کشورهای خاورمیانه است که در جایگاه نخست جستجو در سایتهای مربوط
به مسائل اخلاقی قرار دارند.
لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید!
کازرونی بایدخوش استقبال و خوش بدرقه باشد
اما این موضوع در کازرون همیشه از شدت بیشتری برخوردار بوده است شاید نمونه بارز آن این نوع برخورد با فرماندار فعلی آقای مهندس صالح پور در زمان تصدی مسئولیت در دانشگاه بود و یا آقای هنرجویان در فعل و همین آقای مرحمتی که زحمات زیادی برای جامعه هنری در زمان مسئولیت کشید و آقایان نمازی- بی نیاز –رصافیان –شیخیان و ......آیا این برخوردها باید این طور باشد که که در پایان تصدی مسئولیت یک همشهری با یاس و ناامیدی و احساس پشیمانی از خدمت به آب و خاکش تعویض گردد؟
نكته اي كه به ذهنم رسيد و بسيار مهم مي دانم ٬ موضوعي بود كه بايد به طور جدي در باره آن به بحث بپردازيم .و آن مساله "هويت " است .البته مطالبي در اين مورد نوشته شده اما من با رويكردي متفاوت به آ ن مي پردازم.و آن اينكه وقتي ما در مورد كازرون از هويت صحبت مي كنيم قصد ما از بيان هويت يك " هو يت محلي وقومي" است ٬ ويا "هويت ملي " مد نظر ماست ؟هر پاسخي به اين سـئوال يك مباحثه جدي را در مورد "هويت " به دنبال دارد.اگر پاسخ اين باشد كه ما در اين جمع مجازي داريم هويت قومي و محلي خودمان را بررسي و تقويت مي كنيم ٬آنگاه اين مو ضوع پيش مي آيد كه اين هويت قومي و محلي چه تعريفي دارد٬ و به چه معناست؟واگر حواب اين باشد كه ما قصد داريم با بيان هويت محلي خود به هويت ملي مان برسيم .باز اين بحث پيش مي آيد كه هويت ملي چه ويژگيهايي داراست و آيا مي توان از هويت قومي و محلي به هويت ملي رسيد؟
ادامه را کلیک کنید
برای نوشتن مطلب در این وبلاگ چندین موضوع انتخاب کرده بودم اما برای اینکه این مطلب ، هم جهت با اهداف طراحی شده از سوی وبلاگ کازرون نوشت باشد ، یک بار دیگر به صورت کلی مطالب پیشین این وبلاگ را مرور کردم . در یکی از مطالب به نوشته ای از دوست عزیزم آقای عماد شیخ الحکمائی بر خورد کردم که در آن این سوال را مطرح کرده بودند « بزرگترین مشکل کازرون چیست؟ »
به نظر نگارنده یکی از بزرگترین مشکلات شهرستان کازرون مربوط به سبک مدیریت و مدیران نا کارآمد در این شهرستان بوده و می باشد ، نه صعود و نه سقوط مدیران و نه آمدن ونه رفتن آنها ...
چه مي شد كرد ؛ پنج ساعتي تا پرواز برگشت ، وقت داشتم و در اين فرصت مي شد به جاي ديدار كوتاه دوستان ، چشمها را به زرق و برق كتابفروشي هاي ميدان انقلاب سپرد . از مزه مزه كردن كتابها و يكي دو خريد جزئي كه فارغ شدم گيشه سينما را " به نام پدر " خواندم . بله اين بار هم "حاتمي كيا" بود كه پاي مرا به تاریکی سينما لغزاند. البته انتظاري كه از او مي رفت بيش از چيزي بود كه به نمايش در آمد اما فيلم ، همان ساختار خاص كارگردان را داشت و دو سه پلاني حرف حساب براي به چالش كشيدن ذهن تابدار ما.
۱- بدانیم چه میخواهیم.
۲- بخواهیم به آنچه که می خواهیم دست پیدا کنیم.
۳- بتوانیم به خواسته مان جامه عمل بپوشانیم.
در حقیقت سه کلمه ی بدانیم، بخواهیم و بتوانیم را به خوبی درک کنیم. در این رابطه باید توجه داشته باشیم که هر یک از این سه موضوع وزن و جایگاه خود را داشته باشند. عدم تناست بین هریک از این سه، می تواند زیانبار باشد. شاید تصور شود منظورم این است که اگر نتوانیم به چیزی دست پیدا کنیم پس بهتر است که اصولا" در مورد آن فکر نکنیم، هرگز چنین منظوری ندارم، بلکه منظورم این است که تلاش کنیم اگر به موضوعی رسیدیم و یقین داشتیم درست و ضروری است باخود نگوییم ما که توان رسیدن به آن را نداریم و رهایش کنیم، بلکه اراده و توان رسیدن به آ ن را در خود ایجاد کنیم. همه میدانیم بسیاری از واقعیات امروز آرزوهای به ظاهر دست نیافتنی دیروز بوده اند، بنابراین اگر، دانستن، خواستن و توانستن را سه دایره فرض نماییم هنر ما این است که سعی کنیم اولا" این سه دایره را هرچه بیشتر بر هم منطبق کنیم (هم مرکز) و ثانیا" هر سه را متناسب با هم رشد دهیم.
نیک می دانیم که، دانستن بدون خواستن و توانستن علم بی عمل است و خواستن بدون دانستن و توانستن رویا پردازی است و توانستن بدون دانستن به مثابه شمشیر در کف زنگی مست است...
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.