بدون مقدمه از جناب عماد خان که این فرصت مغتنم رابوجود آورد تا بتوانم با همشهریان عزیز و دوستان گرامی سالهای قبل چون جناب مرادی و حکمت و دیگران اختلاط نمایم . کمال تشکر را دارم.
عیب اشتغال در کارهای اجرایی این است که آدم کم کم میترسد هم بنویسد وهم بگوید.
بعد از این ان شاءلله با ارسال مطالب به کازرون نوشت تاخیر را جبران خواهم نمود.
" هتل بیشاپور "
در افسانه ها آمده است حدود هزار و هفتصد و اندي سال پيش در منطقه اي حوالي كازرون كه قدما آن را " گل سوزكي " مي ناميدند اجداد شاهپور هخامنشي ضيافتخانه اي بنا كردند ستودني . شاهزادگان و خانزادگان و بازرگانان هر گاه از جادة در حال ساخت كازرون- شيراز كه جاده كرم ابريشم نام داشت مي گذشتند در اين ضيافتخانه اتراق مي كردند و شب را به روز مي رساندند رساندني . عكسهاي ذيل مربوط به حفاريهاي اخير است كه توسط تعدادي از باستان دوستان كازروني صورت گرفته و برخي معتقدند اين همان ضيافتخانه دو هزاره پيش است . قابل ذكر است ميراث فرهنگي قويا اين ادعا را تكذيب كرده و گفته است آن ضيافتخانه مربوط به شاهپور بوده است در حالي كه اين بنا طبق اسناد موجود در بلديه كازرون
بي شاهپور نام دارد (يعني بدون شاهپور) پس مسلما شاهپور دستي در ساخت اين بنا نداشته است . وي اظهار كرد طي چند روز اخير شاهپور به خواب تعدادي از باستان شناسان صاحب كرامات آمده و به زبان كازروني غليظ گفته است " ای سولم برسه " كه اينگونه ترجمه كرده اند: من غلط كنم بنايي را كه مربوط به عموم مردم است و قرار است شخصيتهاي عاليرتبه در آن بخورند و بنوشند و شب را صبح كنند تا اين حد خوش نما و با كلاس بسازم!. سخنگوي محترم ميراث افزوده است : اين بنا فوقش مربوط شود به دويست يا صد يا پنجاه سال پيش ، نامرديم اگر از سه سال پايينتر بياييم .


وي همچنين از داغ دلش شعر ذيل را به صورت غير رسمي سروده است
كه به سمع و نظرتان درج مي شود شدني :
در تنگنای سر به كوه جويبار و جنگل و تُل
آنورتر از رؤياي سبز " تپة شادي "
آنجا كه مي گويند در خاكند مردان نبرد و شعر و آزادي
ما هم براي خود هتل داريم
گويند آنجا جزء ما لم يملك فردوس و سرشار از پري بوده است
هر روز كار مردم آنجا به ناز و دلبري بوده است
در آن هواي يونجه و گندم
ما هم براي خود هتل داريم
الحق كه معيار مدرنيسم هتل داريست اين بارو
انديشه ناب پر از ساديسم معماريست اين بارو
در طول آن يك دشت دكان کتل وار
یاد آور بازار و ميدان تره بار
در قرن تركيب نماهاي مجلل
ما هم براي خود هتل داريم
اين شش ستاره را كه مي گفتند روزي آبروي شهر خواهد شد
از ماوراءالنهر مي آيند تا اين چارطاق سبك قرن سوم ميلاد را تصوير بردارند
حالا دريغ از يك عدد سياره بر دوشش
ما هم براي خود هتل داريم
بيش از سه سالي نيست البته
كاين نعش طفلي در مزار خويش خسبيده ست
انواع ناظرها به كام خويش بلعيده ست
بيش از سه سالي نيست البته
روح و تن اموات بيشاپور را در گور لرزانده ست
آواز هل من ناصرن در گوشها خوانده ست
در كار خود ماندست
ما هم براي خود هتل داريم
" حر"
با عرض سلام خدمت دوستان همشهری و عزیز.در ادامه مطلب ٬ ابتدا باید گفت که این مباحث بیشتر فرضیه است . نکته اینکه فرضیه قانون نیست ٬ اما ابزار ضروری اندیشه و پایه پژوهش ٬تحقیق و خصوصا نظریه پردازی محسوب می شود .اعتبار فرضیه به روشن کردن امور است که به کمک تفسیر انجام می شود . با این مقدمه بحث را شروع می کنیم .
نیازی به تاکید نیست که کازرون به عنوان یک شهر تولیدی - بازرگانی ٬ به نظا م اجتماعی کلان تر قرن چهارم هجری ایران متعلق بود.قرن چهارم هجری بنا به گفته محققین " عصر رنسانس ایرانی- اسلامی" معرفی شده است . عصری که تمدن ایرانی به او ج شکوفایی خو د در تمام زمینه های ادب٬فرهنگ و تجارت رسید . این شکوفایی ٬ البته بی تاثیر از دوره حکمرانی سلسله آل بویه ( از سال ۳۲۰ تا۴۴۷ هجری ) نبود .
بنا به اعتقاد نویسنده ساختار اجتماعی ایران در طول تاریح یک ساختار عشیره ای- قبیله ای بوده که تاکنون نیز علیرغم ظاهر متمدن ما د ر عمق لایه های اجتما عی به حیات خود ا دامه می دهد .و لذا برای شنا خت تاریخ ایران باید این مناسبات ا جتما عی را درک کرد .یکی از و یژ گی های جوامع عشیره ای - قبیله ای تمر کز گرایی شدید در مناسبات اجتما عی اعم از تمر کز گرایی در امور سیاسی ٬ اجتماعی ٬ فرهنگی و اقتصادی است .این تمرکز گرایی با روی کار آمدن یک حاکم مقتدر مانند یک عنصر طبیعی رشد میکرد ٬ جو انه می زد و به بار می نشست.چرا که زمینه های اجتماعی این تمرکز گرایی در جا معه ایران مهیا و آماده بود و هست .
بعد از روی کار آمدن آل بویه ٬ تمر کز گرایی به عنوان یک اولویت اقتضایی شروع به رشد کرد و در دوره عضد الدو له به بار نشست ( دوره حکمرانی ۳۷۲-۳۳۸ هجری ) .عضدا لدوله اصرار زیادی داشت تا در طول حکمرانی خود بتو اند تمام امور را به سو ی متمرکز کردن سو ق دهد . در این میان پر داختن به امور اقتصادی یک او لو یت محسو ب می شد. روال مرسوم د ر حکومت های تمرکز گرا ٬ یکپارچه کردن قلمرو تحت امر بود . این یک اصل ضروری و پذیرفته شده بود که در ضرورت آن هیچ شکی برای حاکمان و جود نداشت .الگو قرار دا دن ایران ساسانی و حتی رساندن اصل و نسب خود به شاهان ساسانی در همین راستا صورت می گر فت . برای یکپارچه کردن قلمرو اولین اقدام ساماندهی به و ضعیت اقتصادی خصوصا گرد آ وری مالیات مرسوم و غیر مرسوم بود .در واقع میان ساماندهی اقتصادی و تداوم حکومت یک رابطه مستقیم وجو د داشت : هر چه قدر پشتوانه اقتصادی یک حکومت بیشتر بود اقتدار و دوام حکومت تضمین می شد.نکته قابل تو جه اینکه با تصمیم حکومت مبنی بر متمر کز کردن امور ٬ یک همگرایی اجتماعی در جامعه شکل می گرفت .این همگرایی به طور طبیعی میان مرکز و ولایات به وجود می آمد و نیروی نظامی حرفه ای و دیو انسالاری ر و به رشد از این مناسبات اجتماعی حفاظت و حمایت می کرد.بدین ترتیب یک شبکه اقتصادی منظم و منسجم به وجود می آمد که از یک طرف ( مرکز) خدما ت اجتماعی قابل ملاحظه ای به و لایات دا ده می شد . خدماتی مانند: ساختن سد٬ کاروان سرا ٬ راهسازی ٬ راهداری ٬ آب انبارهای عمومی ٬ لا یروبی قناتها ٬ نگهداری شبکه های آب رسانی ٬ساختن قلاع برای دفاع از شهرها ٬ حصار و برج و باروی اطراف شهر ها ٬ بازارها ٬و تجارت خانه ها . ( نگاه کنید به مقاله شماره قبل در خصوص گزارش مقدسی در مورد ساخت سرای تاجران در کازرون تو سط عضد الدوله ). و در مقا بل شهر های ولایات ملزم بو دند تا مازاد اقتصادی محل را اعم از مالیات و یا در آمدهای تجاری و بازر گانی را گرد آوری و به مرکز حکومت ( که در دوره مورد بحث شیراز بود ) ارسال کنند.بر همین اساس تاجران کازرون می بایست روزانه ده هزار درهم به پایتخت عضد الدوله ارسال می کردند. و به این ترتیب رونق و رشد منطقه ای خود را تضمین می کردند .
اما این رونق و شکوفایی تداوم نداشت .دلیل این امر به اقتضایی بودن سیاست های جوامع قبیله ای و نیز وابسته بو دن این جوامع به جایگاه فردی حکمران بر می گردد. لذا با مرگ زود رس عضد الدوله در سال ۳۷۲ هجری ٬ نه تنها شکو فایی از کازرون بلکه از تمام قلمرو آل بویه رخت بر بست .
اشاره:
مقاله ای که از نظرتان در دو شماره پی در پی خواهد گذشت بخشی از کتاب »کازرون در دوره دکتر مصدق «است که در آینده نزدیک به زیور طبع آراسته خواهد شد .این مقاله چنان که خواهید خواند تنها به وقایع اتفاق افتاده در کازرون با توجه به اسناد بدست آمده پرداخته است و در رد یا تایید هیچ وقایعه ای برنیامده است .امید است این مقاله در دوشماره مورد توجه شما عزیزان واقع شود .با ما همراه باشید
سر آغاز:
هنگامي كه در سال 1329 سپهبد رزم آرا با حمايت ضمني انگليس و امريكا به نخست وزيري شاه منصوب شد،نيروهاي ملي و مذهبي فعاليت هاي خود را براي مخالفت با دولت رزم آرا بیش از پيش تقويت نمودند.
امروز میخواهم دو مصوبه مجلس شورای ملی مربوط به ۷۵ سال پیش را در معرض دید کازرونی ها بگذارم تا به یاد داشته باشیم که به راحتی آب خوردن میشود اعتبارات عمرانی مناطق را جابجا کرد. وبنابراین همه باید هوشیار باشیم تا از تضییع حق شهرستانمان جلوگیری نماییم. و اما مصوبات:
مصوبه اول در تاریخ ۱۷/۵/۱۳۱۰ شمسی
*قانون اجازه پرداخت مخارج ضروری وزارتخانه ها و ادارات دولتی از محل مازاد عایدات سال ۱۳۰۹ مملکتی.
ماده واحده: وزارت مالیه مجاز است از محل مازاد عایدات سال ۱۳۰۹ اعتباراتی را که برای هریک از مخارج مفصله در ذیل معین شده مطابق مقررات قانونی به وزارتخانه وادارات مربوطه بدهد:
۱- اعتبار سیم کشی های لازم به شرح ذیل:
بین خوی - سرحد ترکیه - کرمانشاهان - روانسر - ناصری - فلاحیه - رشت - سفیدرود - آستارا و حسن کیاده - کازرون - تل خسروی - اصفهان -دهکرد - (۲۸۷۲۵۹قران) ....
این قانون که مشتمل بر یک ماده است در هفدهم مرداد ماه یک هزار و سیصد و ده شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
رییس مجلس شورای ملی - دادگر.
مصوبه دوم درتاریخ ۱۳/۱۰/۱۳۱۱ شمسی:
* قانون اجازه پرداخت مخارج مربوطه به سیم کشی از شیراز به تل خسروی:
ماده واحده: وزارت مالیه مجاز است تا میزان ۵۹۸۰۰ ریال اعتبار اختصاصی از قانون ۱۷مرداد ۱۳۱۰ برای سیم کشی کازرون به تل خسروی را توسط وزارت پست و تلگراف و تلفن به مصرف سیم کشی شیراز به تل خسروی برساند.
این قانون که مشتمل بر یک ماده است در جلسه سیزدهم دی ماه یک هزار و سیصد و یازده شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید.
رییس مجلس شورای ملی - دادگر.
حتما همشهریان عزیز می دانند که تل خسروی روستایی در نزدیکی یاسوج فعلی است. البته در گذشته یاسوج وجود نداشته و بزرگترین نقطه مسکونی آن حوالی تل خسروی بوده است.
* مأخذ: CD لوح قانون ۲ از انتشارات مرکز پژوهشهای مجلس
قبل از شروع می بایست از آقای شیخ الحکمايی که از اینجانب براي حضور در این وبلاگ دعوت نمودند و از کلیه دوستانی که با درج مطلب در شکوفايی هر چه بیشتر کازرون تلاش می نمایند تشکر نمایم.
برای شروع مطلب در خصوص راههای توسعه کازرون و مسائل و مشکلات موجود می بایست قبل از هر چیزی ما استعداد های کازرون را در خصوص شاخصهای توسعه شناخته و با در نظر گرفتن موقعیت کازرون تلاش کنیم این توانمندیها از بالقوه به بالفعل تبدیل گردد
اولین شاخص و استعداد گرانبهاي کازرون که متاسفانه به حال خود رها شده است و از آن هیچ استفادهای نمیشود صنعت توریسم است که شاید با نگاهی به تاریخ این صنعت اهمیت آن خصو صا در جهت شکو فايی کازرون بیشتر نمایان گردد.
کلمه تور در قرن 18 متداول شد و آن هنگامی بود که گرند تور اروپا بخشی از تربیت اشرافزادگان تحصیل کرده و ثروتمند انگلیسی را به عهده گرفت. آنها به سراسر اروپا و به خصوص به مکانهای فرهنگی مسافرت کردند و اقدام به جمع آوری گنجینههای فرهنگی و انتقال آنها به انگلستان نمودند. در واقع توریسم بیشتر به صورت یک حرکت فرهنگی بود.
در قرن 19 انگلستان اولین کشوری بود که صنعتی شد و جامعه صنعتی اولین جامعه ای بود که زمانی را به جمعیت در حال افزایش خود عرضه کرد. از اين زمان مردم کم کم به گذراندن زمستان در آب و هوای گرم و استفاده از چشمه های آب گرم و معدنی پرداختند و ورزشهای زمستانی برای اولین بار در روستای زرمات والاس سوئیس توسط توریستهای انگلیسی ابداع شد. به دنبال آن و با رونق صنعت حمل و نقل، توریست از جنبه فرهنگی به صنعت تبدیل شد.
تقسیم بندی توریسم:
1. اکو توریسم: طرفداران محیط زیست که کمترین تاثیر منفی را بر محیط زیست دارند.
2. توریسم فرهنگی: که از شهرهای تاریخی و یا جالب بازدید می کنند
3- توریسم میراث فرهنگی: از مکانهای تاریخی – صنعتی – جبهه های جنگ قدیمی بازدید می کنند.
4- توریسم تندرستی: علاقه به رفتن به مکانهای خوش آب و هوا و چشمه های آب گرم و معدنی دارند
ایران از نظر جاذبه های طبیعی –فرهنگی – تاریخی و آثار باستانی جزء 10 کشور برتر دنیاست. در حال حاضر 11 % از کل اشتغال در جهان به توریست اختصاص دارد و 200 میلیون شغل به دلیل صنعت توریسم ایجاد شده است .
ایران متاسفانه با دارا بودن تمام شرایط فقط 1/0 درصد از کل این درآمد را به خود اختصاص داده است.
حال با توجه به موارد فوق میتوان با قدرت تمام گفت کازرون تمام نیازهای یک توریست را برای یک اقامت حداقل 3 روزه دارد
- یازدید از شهر شاپور( كه کمتر از تخت جمشید نیست) 3 ساعت
- دریاچه پریشان 3 ساعت
- جاده قدیم و راه شاهی کنار آن 2 ساعت
- بازار کازرون 3 ساعت
- نقش جره و بالاده 3 ساعت
- نرگسزار فامور 3 ساعت
- بازدید از آرامگاه های ابو اسحق – سید امین الدین و ...
- بازدید از عشایر شرق کازرون
- بازدید از روستای دوان و ...
روی سخن من با مسوولین شهر به خصوص فرماندار محترم آقای مهندس صالحپور است که هم نماینده اجرايی دولت و هم درد آشنای این شهر می باشد. چرا ما نباید بتوانیم از سرانه 1000 دلار هزینه هر توریست در ایران را اندکی به کازرون اختصاص دهیم ؟ آیا با یک پیگیری ساده آنهم در این شرایط که در راس جهانگردی استان دوستان همشهری فعالیت دارند و در سطح شهر رستوران و هتل در حال احداث مناسب هم وجود دارد، نمیتوان تورهای بازدید کننده از شهر شاپور را به سطح شهر کشاند؟ و...
ادامه دارد
قاسم سپاسی
استرالیا
پیش درآمد
چند روز قبل برای کاری به پاریس رفته بودم. شهر جالب و عجیبی است. هر جه بیشتر آنرا رصد می کنی به عمق فرهنگی اش بیشتر پی می بری. از در و دیوارش آراستگی و حساب و کتاب می بارد. معماری پاریس قطعا برای برخی دوستان اهل فن درس آموز است. و البته خیابانهایش و دود ماشینها نیز تو را نمی آزارد. خیابان شانزه لیزه با آنکه که در لحظه، هزاران انسان از اقصی نقاط عالم و دوربین به دست! را در خود جا داده اما نه شلوغی اش و نه ظواهر نامتعارف برخی مردمانش ( از نظر ما مسلمانها ) تو را نمی آزارد چون تنها عظمت هنجارهای فرهنگی اش تو را مجذوب می کند و نه چیز دیگر . وقتی با مردمانش هم کلام می شوی می بینی و می فهمی کهریا نمی کنند و به تو دروغ نمی گویند و البته صداقت و بی صداقتی تو را هم خوب می فهمند. فرقی نیست در پواتیه باشی یا مارسی یا نانت یا پاریس. اما البته اینجا هم مدینه فاضله نیست. اینجا هم جرم وجود دارد و هم انسانهای خطاکار. اما همه همدیگر را خوب می شناسند، و اینجا شناخت انسان حرمت و ارزش دارد. رفتار و گفتار او در ترازوی دقیق سنج فرهنگ میزان می شود تا هویت بخش آنان باشد. اینجا اگر چه در آن واحد با صدها فرهنگ، ملیت و هویت مختلف روبرو هستی و اگر چه انسانها به خاطر آزادی اندیشه و بیان هر کدام پارادایم های فرهنگی و عقیدتی متحرکی هستند اما ....
به در خواست يكي از دوستان خوب همشهری بر آن شدم تا فيلم هايي را كه در طول سالهاي گذشته در باره كازرون يا در كازرون ساخته ام ( و خلاصه اي از برنامه هاي آينده را ) براي آگاهي دوستان و همشهريهاي خوبم به صورت فشرده گزارش كنم. شايد شناساندن و معرفي اين سرزمين با همه داشته هايش يكي از آرزوهاي مشترك همه كازرونيهاست. من به سهم خودم كوشيده ام با نمايش اين فيلم ها در جشنواره ها و گردهماييهاي معتبر جهاني در داخل و خارج كشور بخشي اندك از اين آرزو را برآورده كنم. ( برگزاري يك فستيوال سراسري فيلم هاي تخصصي در كازرون و در كنار آن برپايي كارگاه هاي تخصصي براي علاقه مندان يكي از آرزوهاي من است )
پس از درج آخرین مطلبم پیرامون مسائل نیروگاه، عزیزی ناشناس پیامی بر روی آن پست گذاشت و اعلام نمود که می تواند یکسری از عکسها را برایم ایمیل کند. به هرحال جا دارد از کمک این دوست دلسوز و وظیفه شناس تشکر نمایم. اما این عکسها بهانه ای هم شد تا خدمت دوست خوبم جناب اسکندری عزیز عرض نمایم که من هم با نظر ایشان موافقم به شرطی که مردم خودشان اشتباه کنند نه اینکه آنها را وادار به اشتباه نمایند. در این خصوص و راجع به ادعایم نیزصحبتها و مستندات بسیاری دارم که اگر ایشان مایل به این بحث باشند در پستهای بعدی عرض می نمایم.
همچنین جا دارد که پیوستن اساتید بزرگم آقایان رهنما، فرشته حکمت، مرادی و مطهری زاده را به جمع نویسندگان کازرون نوشت تبریک بگویم و آرزو کنم که بتوانم از این عزیزان مطالب بسیاری را بیاموزم. انشاالله که به زودی فرصت اظهار نظر زنان اندیشمند کازرون نیز در این وبلاگ گروهی فراهم گردد.
حال خود ببینید و قضاوت کنید.






هویت، هر آن ویژگی است که میان دو چیز ایجاد تفاوت میکند و باعث میشود ما آن دو را (دو چیز, دو انسان یا دو شهر را) متفاوت ببینیم و برای هر کدام شخصیتی قایل باشیم. هویت دایرهای از ویژگیها را در بر میگیرد که هر چه بر میزان و تعداد و عمق و وسعت این ویژگیها افزوده شود، تشخّص بیشتری ایجاد می کند.
به راستی آنچه دیروز و امروز هویت شهر و منطقه ما را تشکیل داده و میدهد و مردمان دیگر شهرها یا کشورها ما را بدان مشخصات میشناسند چیست؟ چقدر از این ویژگیها مثبت و چقدر منفی است؟ آیا در گذشته چنین ویژگیهایی بیشتر وجود داشته است یا امروز، چقدر از ویژگیهای مثبت گذشته را حفظ کردهایم. و چقدر مشخصات منفی را اصلاح کرده و چقدر توانستهایم تولید هویت کنیم؟ این ویژگیها را چگونه میتوان شناخت؟ و چه گونه ميشود احیا کرد یا به وجود آورد؟
یکی از مصادیق بارز هويت هر شهر، معماری آن است. ويژگيهاي معماري میان مکانها و شهرهای مختلف ایجاد تفاوت میکند. بیشتر ما (حتی غیر متخصصین) به راحتی تفاوت یک بنای چینی، هندی، عربی یا یونانی و ... را تشخیص میدهیم.



اما روز جمعه که برای دیدن اقوام عازم کازرون بودم با دیدن " خرابه " های شهر باستانی بیشاپور (به عمد می گویم خرابه)با خود گفتم ایکاش اکنون که توان نگهداری این میراث گرانبها را نداریم همچنان آنرا در خاک مدفون نگاه می داشتیم تا از گزند آسیب های طبیعی و انسانی در امان می ماند. آنچه بیشتر دلم را می سوزاند این است که در کشورهای اروپایی یک بنای دویست ساله معمولی را چگونه به عنوان میراث فرهنگی حفظ می کنند و محل جذب گردشگر مینمایند٬ و ما با غفلت داشته های خود را اینگونه به نابودی می کشانیم. به امید روزی که دیدن بیشاپور موجب غرورمان شود نه احساس شرم و .....
(این پیش نویس بداهه بعنوان پیشگفتاری است بر گفتارهای اندیشه شده در آینده و سلامی تازه به نویسندگان" کازرون نوشت" . امیدوارم که در آینده حرفهای بهتر و کاملتری برای نوشتن داشته باشم .)نوشتن از كازرون برايم –به گونه اي – نوشتن در باره يك امر قدسي است. نه نوشتن در باره يك شهر به اعتبار اينكه من متولد آنجا يم(چه اينكه در كودكي به دليل شغل پدرم و در بزرگسالي به دليل كوچ لاجرم- سالهاي سكونت و زندگي من در اين شهر راز آميز در مجموع كمتر از 10 سال بوده است ) و اگرهم متولد اين سرزمين دوست داشتني شگفت انگيز نيودم باز در چگونگي احساس و نگرش پرتحسين ام به كازرون تغييري پديد نمي آمد.(احساسی برخاسته از یک نگاه آرمانی و گاه ایده آلیستی ) اين احساس از يك نوع آگاهي و شناخت ژرف بر مي خيزد كه محصول سالها سفر / تفكر / مقايسه / مطالعه است.
از ديدگاه من كازرون از از دو تماشاگاه عصاره و نمونه ي فشرده اي از كل ايران است :
- نوشتن در باره زادگاه مثل راه رفتن بر لبه تیغ است. هم مشکل و هم رنج آور. بخصوص اگر با تاریخ و گذشته نیز سرو کار داشته باشی تاثرآور بودن را هم به آن باید اضافه کنی. آنچه مرا وادار کرد تا با دید تاریخی به بررسی زادگاهم بپردازم. جدای از تشویق های دوست فرهیخته ام، نو ع دیدگاهی است که به واسطه" علم تاریخ" پیدا کرده ام. کاملا اعتقاد دارم برای بررسی پدیده های کنونی جوامع انسانی و یا آسیب شناسی اجتماعی پدیده ها، تسلط بر تاریخ و دانش مرتبط با آن ضروری و حیاتی است. نیازی به تاکید و یا توضیح نیست که:" حال، طومار باز شده گذشته است." با چنین نگرشی به بیان مطلب می پردازم و امید دارم تا نظرات دوستان عزیز دیده و نادیده ام مرا در درست تر کردن کردن فرضیه های ارایه شده یاری دهند.
اول: وضعیت شهرها در تاریخ ایران. به واسطه اهمیتی که داشته اند، به طور متناوب توسط سفرنامه نویسان و مورخان بررسی شده اند. در یک تقسیم بندی کلی شهرها ی تاریخی با چهار دسته زیر مشخص می شوند:
به استناد منابع، کازرون یکی از شهرهای بازرگانی - تولیدی به شمار می رفته است.بعد از اسلام کازرون با مهاجرت ساکنان شهر شاپور(بی شاپور) به دلیل از رونق افتادن آن شهر شکل گرفت. نکته قابل تامل اینکه از همان ابتدای شکل گیری. کازرون جای خود را در دنیای تجارت آن روزگار پیدا کرده و خیلی زود به یک شهر تجاری موفق تبدیل می شود .این امر تا آنجا اهمیت پیدا می کند که یکی از جهانگردان آن روزگار که از نوادر بوده است .خو د را ملزم می بیند تا در برنامه دیدار خود از مناطق به کازرون نیز سفری داشته باشد. مقدسی در کتاب معتبر خود به نام " احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم " از کازرون به عنوان " دمیاط عجم" یاد می کند.ـتوضیح اینکه دمیاط شهری در مصر بوده که پارچه های آن شهرت فرا گیری در جهان آن روز داشته است .- بدون دلیل نیست که مقدسی کازرون را چنین عنوانی می دهد . او در گزارش خود بیان می کند که کازرون به این دلیل مانند شهر دمیاط است که در آن پارچه های کتانی به نام "کسب "( = قصب؟) و "شطوی" بافته و صادر می شود .مقدسی همزمان شهر را نییز توصیف می کند :
"شهر ( کازرون) همه کاخ و باغ و نخلستان است که از چپ و راست کشیده شده .سمساران بزرگ بازار فراخ . پر کار .پر برکت با میوه فراوان و ساختمانها و درختها دارد." ( مقدسی .۶۴۶)
اما موضوع به همین جا ختم نمی شود . مقدسی به طور مشخص از مکانی در کازرون گزارش می د هد که موقعیت تجاری و بازر گانی کازرون را در آن زمان نشان می دهد. او ضمن شرح مناسبی از گذرگاهها بیان می کند که به دستور عضدالدوله دیلمی (۴۴۰ -۴۱۵) در کازرون سرایی (= تجارت خانه) ساخته شده است که سمساران در آن گرد آمده اند . این سرا با چهار در که درون آن سرایی برای فروش پارچه است مشخص شده است و روزانه بایستی مبلغ چهار هزار درهم به خزانه سلطان در شیراز بپردازند. کار سختی نیست اگر بر اساس محاسبات آن روز بخو اهیم حساب کنیم که هر ده درهم که معادل با هفت مثقال طلا می شده . بایست روزانه چه مقدار طلا از کازرون به خزانه واریز می شده است. و این امر به معنی رونق و شکوفایی تجارت و بازرگانی کازرون بود (ن ک:مقدسی.ص۶۴۶).
دوم: حال سئوال اصلی این است کعه چه شد با چنین بازرگانی شکوفایی ناگهان کازرون به قهقرا رفت ؟و یا به تعبیر دیگر چه شد که رونق از کازرون رخت بر بست ؟موضوعی که تا هنوز ادامه دارد .در ادامه مطالب فرضیه هایی که میتواند موضوع را تجزیه وتحلیل کند بیان می کنیم.
من هیچگاه سنت و تجدد را در برابر هم ندیده ام بلکه آنرا مکمل و هر دو را نیازی اساسی برای ورود و حضور در دنیای معاصر می دانم. بدیهی است چسبیدن به هر کدام و رها کردن دیگری خطرات و معضلات فراوان در پی دارد.
این نکته را فراموش نکنیم که توجه به سنت, خود حاصل نگاه دنیای مدرن است. و اگر این نگاه نبود شاید ما هنوز هم تاریخ و ادبیات و باستان شناسی و معماری سنتی و خیلی چیزهای دیگر را نمی شناختیم و همان مقدار اندکش را هم حفظ نمی کردیم.
برای وضوح بیشتر چند مثال از همین منطقه(نیز ر.ک: کازرونیه): اگر فریتز مایر سویسی نبود, دنیا امروز شیخ ابواسحاق کازرونی و کازرون را نمی شناخت و اگر گریشمن نبود شاید از خرابه های بیشاپور چیزی باقی نمانده بود. اگر تلاشهای لویی واندنبرگ و کتب و مقالات بسیارش در باره این منطقه نبود بسیاری از آثار نامکشوف مانده بود. شیخ امین الدین بلیانی را دنیز اگل فرانسوی به دنیا شناسانده و در باره شیخ عبدالله و عفیف الدین بلیانی (صاحب سیرالنبی) نیز به زبانهای مختلف کارهای ارجمندی شده است. بیشتر کتیبه های ارزشمند پهلوی را یا متخصصی غیر ایرانی خوانده و یا در یک نشریه غیر ایرانی منتشر شده است. (و همینجا از فرصت استفاده کنم و بگویم که اگر بدانیم که کتیبه پهلوی یافت شده در نیروگاه سیکل ترکیبی با تاریخ 6 یزدگردی کهنترین استودان کشف شده در ایران است و اهمیت جهانی این آن چقدر است مسلما به راحتی از این سایت ارزشمند نخواهیم گذشت)
مشکل ما شاید برخوردهای غیر منطقی و افراط و تفریط در برابر دو واژه سنت و تجدد باشد. گروهی راه رستگاری را سراپا غربی شدن و گروهی دوری جستن از تجدد دانسته و در برابر همه مظاهر آن حتی غذا خوردن با قاشق موضع گرفتند.
*
بدیهی است همه ما جهان را از زاویه دید و جهان بینی خاص خود می بینیم. از دید اهل اقتصاد, مشکل اصلی ما اقتصادی است و از دید اهل دین همه مشکلات ما به دور شدن از دین باز می گردد. از دید اهل سیاست هم لابد با تغییر مسوولان سیاسی کشور و شهر گلستان می شود. البته هیچ دیدگاهی را هم نمی توان رد کرد و نادیده گرفت. من هم به عنوان یک کارشناس فرهنگی بزرگترین مشکل شهر را مشکل فرهنگی می دانم و برای این ادعا دلایلی نیز دارم. به گمان من اولین مرحله هر تغییر و تحولی داشتن هویت و شناخت خود است و در یک کلام معتقدم مشکل ما کازرونیها از دست دادن و فراموش کردن این "هویت فرهنگی" است. ما نمی دانیم چه و که بوده ایم و اکنون چه جایگاهی در تاریخ و فرهنگ ایران داریم و به همین دلیل نه از کازرون که از کازرونی بودن فرار می کنیم و تا وقتی اینگونه باشیم گامی از وضع موجود پیشتر نخواهیم نهاد. به زودی برای اثبات این ادعا مصداقهای را بیان خواهم کرد.
تا به زودی
" طنز ، زاده غريزه اعتراض است ، اعتراضی كه تبديل به هنر شده است"(پوپ)
واقعا بعضي ها فكر نمي كنند كه آفتاب اين منطقه چقدر براي چشم ضرر دارد و اقدام به هر كاري كه موجب تعجب بيش از حد و در نتيجه گشاد شدن مردمک چشم شود آنهم زير آفتاب سوزان خدا يك كار غير انساني است . هنوز يكسال نشده كه اين حقير از دست كارهاي عجيب و غريب مسؤولين اين ولايت ، چشمهايم آنچنان به شرق و غرب متمايل شدند كه نياز به تيغ جراحي پيدا كردند . بنابراين جاي گله نيست اگر گاهي مردم ، مظنون شوند كه دست اين مسؤولين با چشم پزشكها و پزشكان قلب و عروق زير يك نيم كاسه است.
از كارهاي ضد چشمي مردمک گشاد كن اين آقايان همين تغييراتي است كه هم اکنون در جاده فراشبند , نرسيده به مهرنجان توسط اداره مورد احترام راه و ترابري در حال اجراست . جاده مذكور از روي نيمچه تپه اي مي گذشت و رانندگاني كه در جهت مخالف حركت مي كردند ، نسبت به هم ديد نداشتند و اداره راه , محبت كرده و دستور برداشتن تپه را داده است تا ماشينهاي اين طرف و آن طرف بتوانند چشم توي چشم هم انداخته از خجالت هم در بيايند.
قدر مسلم بنده , هم اعتقاد شديد به ارزش والاي حفظ جان شهروندان دارم و هم اصول جاده و برو بياي آن را خوب مي دانم و شايد مذمت اين مرمت يا تغيير در حال جريان ، بواسطه عدم رعايت اولويت هاي استاندارد جاده و راهداري باشد تا بلانسبت
" افشاي يك بلاهت*" ؛ اولويت به اين معنا كه اولا جاده فراشبند از موقعيت خروجي كازرون با توجه به تردد سرسام آور ماشينهاي سنگين وزن ، يكي از خطرسازترين جاده هاست در عين حال عرض جاده فوق العاده كم و زيرسازيها بسي گُتره ايند . شاهد مطلب فوق آسفالتي است كه كمتر از شش ماه پيش روي جاده بعد از مهرنجان تا بليان اجرا شد و وضعيت زير سازي و خود آسفالت آنچنان بي نظير بود كه طي يك ماه اخير مجددا آسفالت شد. با وجود اولويت هاي ياد شده و ترجيح بر پرداختن به آنها بجای اجرای پروژهٔ برداشتن تپه مافوق الذكر اينجاست كه مشخص مي شود: حفظ جان شهروندان واقعا جزء اهداف كريشه اي(كليشه اي+ريشه اي) عموم سيستم هاي اداري محسوب مي شود !. طبق يك حساب سرانگشتي (با ماشين حساب) هزينه جاده هاي انحرافي اجرا شده و خاكبرداري و تسطيح و بيس و ساب بيس و آسفالت و ديوارهاي حائل ( اگر برخي فاكتور گرفته نشوند!) بيش از صد و پنجاه ميليون تومان خواهد شد. بي شك با اين هزينه مي شد (نيشدارو بعد مرگ سهراب) علاوه بر رفع مشكل ديد كور جاده با يك عصا و عينك ديگر (مثلا با دو بانده كردن جاده روي تپه ) ، بخش قابل توجهي از جاده فراشبند را تعريض و ترميم كرد و از وحشت هر روزه رانندگان - مخصوصا آنهايي كه تا به حال يكي دو نفر بي گناه را به واسطه عدم وجود عرض كافي براي فرار لت و پار کرده اند یا شده اند- كاست . در پايان چون مطمئنم حرفهاي من مصداق همان شعر قديمي بي مزّه " گوش اگر گوش توُ ناله اگر ناله من -- آنچه البته به جايي نرسد فرياد ... " است پيشنهاد مي كنم براي رفاه حال رانندگان و ذخيره ثواب دنيا و آخرت ، اداره راه كازرون با مشاركت اداره راه شيراز نسبت به برداشتن تپه يا بعبارتي كوه بين شيراز و كازرون اقدام نموده تا هم رانندگان اين ور و آن ور كوه همديگر را ببينند و هم اينقدر متحمل تلفات خانمانسوز نشويم.
" حر"
--------------------------------------------------------------------------
*جهان طنز روي يك بيضي به دور دو كانون ، يعني افشاي بلاهت و تنبيه رذالت در نوسان است.(ملويل كلارك)