مقدمه:
« اگر بتوانيم سن غير قابل تصور زمين را فشرده كنيم و هر صد ميليون سال آن را يك سال در نظر بگيريم! در اينصورت كرة زمين مانند فردي 46 ساله خواهد بود! در مورد هفت سال اول زندگي اين فرد هيچ اطلاعي نداشته و از سالهاي مياني زندگي او نيز اطلاعات كم و بيش پراكندهاي داريم! اما ميدانيم كه در سن 42 سالگي، گياهان و جنگلها بر زمين پديدار شدهاند. از دايناسورها و خزندگان عظيمالجثه تا همين يكسال پيش اثري نبوده است! يعني زمين آنها را در سن 45 سالگي به چشم خود ديده و تقريبا 8 ماه پيش پستانداران را به دنيا آورده است. در اوايل هفته گذشته، ميمونهاي آدمنما به آدمهاي ميموننما تبديل شده و آخر همانهفته دوران يخ سراسر زمين را فرا گرفته است.
انسان جديد تنها حدود 4 ساعت پيش پا بر زمين نهاده و كشاورزي را در يك ساعت گذشته كشف كرده است! از عمر انقلاب صنعتي هم بيش از يك دقيقه نمي گذرد و ... . حال ببينيد انسان در اين يك دقيقه چه بلايي بر سر اين بيچارة 46 ساله آورده است! انسان طي 40 دقيقه بيولوژيكي از اين بهشت يك آشغالداني كامل ساخته است. او نسل و سلطة خود را به نسبت سرسامآوري بر زمين گسترانده و نسل بيش از 500 خانواده از جانداران را منقرض كرده است.» (دکتر شهرام علا)
*
ظاهرا بهتر است بگوييم زمين در سن 46 سالگي دچار ويروس ناشناختة خطرناكي به نام انسان شده و در حال مرگ است!؟ از اين شوخي آخر كه بگذريم، به ياد دارم سالها پيش در مبحث حفاظت از پرندگان پريشو(پريشان)، بزرگي فرموده بود: « مگر جان پرندگان مهمتر از جان انسانهاست؟» و اكنون نيز پژواك همين سخن را در بارة قطع درختان كهنسال جنگلهاي بلوط منطقة حفاظتشدة دشت ارژن در مسير جادة كازرون شيراز ميشنويم. موافقان اين سخن با استناد به برتري ارزش انسان نسبت به طبيعت _ به خاطر عاقل بودنش _ به او حق ميدهند تا همة موجودات را فداي خود كند. آنان ظاهرا بدون توجه به آن كه ظهور انسان بر اين جهان خاكي آنقدر متأخر است كه تصورش براي ما انسانهاي خودخواه خودمحور بسي دشوار است، اصلا خلقت همة موجودات را براي انسان ميدانند!! (به قول خودمان: «كهي اومده دهي در كرده»)
متأسفانه اين شيوة نگرش باعث شد تا در چنددهسال گذشته چه فجايع زيستمحيطي در ايران رخ دهد و تنها در منطقة كازرون چندين نوع از گونههاي منحصر به فرد ماهيان پريشان از بين بروند و منطقة زيستكرة ارژنپريشان به كمتر از يكسوم برسد. اين در حالي است كه كشور چين براي حفظ نسل خرس پاندا و دولت آمريكا براي حفظ عقاب سرسفيد در سال ميليونها دلار هزينه ميشود. و من ماندهام كه آيا كار ما به جانشيني خدا بر زمين نزديكتر است يا كار ديگران؟ اصلا به چه دليلي نميتوانيم بگوييم «خلقت و خلافت انسان بر زمين براي پاسداري از طبيعت و جلوگيري از نابودي آيات الهي بوده است. آياتي كه توان حفاظت از خود را نداشتهاند!؟
پس اكنون رسالت انسان انديشمندي كه ميداند براي حل هر مشكلي بيش از يك راه وجود دارد آغاز شده است. مسلما قطع درختان اين راه تنها راه دستيابي به دلارهاي نفتي عسلويه، و احتمالا حفظ جان گرامي انسانها نيست. تا نظر شما چه باشد!
در پايان، اين شعر سلمان هراتي تقديم به همه مؤمنان به قرآن مجسم(طبيعت):
جهان قرآن مصور است
و آيهها در آن
به جاي اين كه بنشينند، ايستادهاند
درخت يك مفهوم است
دريا يك مفهوم است
جنگل و خاك و ابر
خورشيد و ماه و گياه.
با چشمهاي عاشق بيا
تا جهان را تلاوت كنيم.
همانگونه كه استاد ارجمندم عمادالدين شيخالحكمايي در يادداشت نخستين اين وبلاگ مبحث بررسي مشكلات فعلي شهرستان را مطرح كردند و آن را به عرصهي نظر و انديشه سپردند و همچنين با توجه به نظرات ارزشمند و قابل تامل بزرگواران در بخش پيامها كه در پاسخ به سؤال «مشكلات فعلي كازرون چيست؟» مطرح شده بود و از آنجا كه با پشت سر گذاشتن پيش همايش علامه قطبالدين كازروني شيرازي به زمان برپايي آن نزديك ميشويم، تصميم گرفتم يادداشتي را به بررسي برخي از ضعفهاي نظام فعلي اجتماعي كازرون با نگاهي به اين همايش داشته و جهت بررسي و تامل بيشتر تقديم شما نمايم.
مطمئناً در بررسي نقاط ضعف هر جامعهاي بايستي به عوامل متعددي نگريسته شود و با توجه به تغييرات سياسي، اجتماعي، جغرافيايي و ... آن منطقه و نظام تابع آن به بررسي ضعفها، توانمنديها و استعدادهاي خاص منطقه پرداخته شود و از اين رهگذر نسبت به ارائه راهكارهايي جهت بهبود شرايط و حركت به سوي جامعهاي مطلوب گام برداشت. اما، در اين راستا ميتوان نمونههاي كوچكي را از برخي نارساييها در نظر گرفته و به بررسي آنها پرداخت و ضمن ايجاد مقدمهاي براي تعامل فكري بيشتر به دنبال شناسايي مابقي ضعفها و توانمنديها بود. لذا در اين مقاله ميكوشيم تا با نگاهي به برگزاري همايش علامه قطبالدين كازروني شيرازي برخي از نارساييهاي موجود را بيش از پيش بررسي نماييم.
همانگونه كه مستحضر هستيد، همايش بينالمللي علامه قطبالدين كازروني شيرازي از يكم لغايت چهارم خردادماه در تهران و شيراز برگزار ميگردد. هفتم و هشتم ارديبهشتماه نيز پيش همايشي در شيراز و كازرون با هدف شناخت بيشتر اهداف همايش و ترغيب عموم مردم به حضور در آن برپا شد. مطمئناً پرداختن به جنبههاي شخصيتي و رفتاري چنين عالمان و عارفاني و معرفي تفكرات آنها ميتواند ضمن تقويت پشتنوانههاي غني فرهنگيـتاريخي ما، باعث تشويق بيشتر نسل جوان به حضور و فعاليت در عرصههاي فكري و راهبردي جامعه گردد. همانگونه كه ميدانيم، يك ملت آگاه از پشتوانهي فرهنگي و تاريخي خود ميتواند به بهبود دستآوردهاي پيشينيان با توجه به ابزار مدرن اقدام نمايد. چرا كه در صورت تغيير ناگهاني تفكر عمومي به واسطهي خارج شدن از مسيرهاي قابل تقويت گذشته به يكباره شاهد ايجاد تضادهاي شديدي در عمل و در نتيجه گسست برخي از ريشههاي اجتماعي جامعه خواهيم بود.
اما اينكه ما چگونه از موقعيتهايمان استفاده كرده و آنها را تا سر حد ممكن به اهدافمان نزديك ميكنيم مبحثي است كه در چند سال گذشته چالشهاي زيادي را پيش رو داشته است. چه بسيار همايشها و سمينارها و كنفرانسها كه برگزار شدند و هيچ دستآوردي جز پر شدن بيلان كاري مديران در پي نداشتند. با نگاهي هر چند سطحي به گردهماييهايي كه طي چند سال گذشته در كشورمان برگزار شده است ميتوان به راحتي تعداد زيادي از چنين مراسمي را برشمرد. عدم شناخت صحيح نيازهاي جامعه و فقدان برنامهريزي با توجه به اين نيازها همواره فعاليتهايي را از سوي ارگانهاي دولتي و غيردولتي در پي داشته كه تنها به دنبال رفع نيازهاي برگزاركنندگان بوده تا مخاطبان.
حتي در مقولهي مخاطب شناسي نيز همواره با ضعفهايي روبرو هستيم، شاهد اين مدعا هم آن دسته از گردهماييهايي است كه طرحريزي شده و گروه اجرايي حين برگزاري، شاهد پايين بودن تعداد مخاطبان است. البته راهكارهاي صورتمسئله پاككن زيادي را تاكنون در اين زمينه آزمودهايم، از جمله خالي كردن كلاسهاي درسي و نشاندن دانشآموزان در سالن برگزاري جهت خالي نبودن صندليها!!! كه حتي اخيراً در همايش ستيغسخن (يادوارهي نصراله مرداني) در شيراز نيز شاهد چنين صحنهاي بوديم كه گزارش آن نيز در هفتهنامهي بيشاپور منتشر شد.
به راستي چرا ما تاكنون كمتر به مخاطبانِ چنين مراسمي توجه كردهايم؟ اگر مخاطبان ما گروهي خاص مانند اساتيد دانشگاه، دانشجويان و ... بودهاند كه مبحثي جدا دارد؛ اما اينكه پيش همايشي را براي شناسايي شخصي همچون علامهقطبالدينشيرازيكازروني برگزار نماييم و حتي سخنرانهاي برجستهاي را از سطح ايران به شهري همچون كازرون دعوت كرده و زمان استفاده از زحمات و هزينههاي صرف شده متوجه خالي بودن سالن و تنها حضور اندك برخي از مسئولين باشيم، بسيار نگران كننده و زنگ خطري براي اجراي چنين فعاليتهايي است.
اگر مخاطبان ما گروهي خاص هستند كه بايستي ضمن شناسايي دقيق نيازهاي آنها، اقدام به برپايي چنين همايشهاي راهبردي با حضور و مشاركت همان مخاطبان نمود و صد البته اجراي اين پروسه براي گردهماييهايي كه عمومي بوده اهميت چندين برابري دارد. خالي بودن سالن مراسم بزرگداشت عارفاني از اين دست ميتواند خوراك فكري بسيار مناسبي براي فعالين اجتماعي باشد. چرا كه در پس اين عدم استقبال، ضعفهاي عمدهي ساختاري جامعه نهفته است. اولويتهاي فكري متفاوت مردم و مسئولين و همچنين ارجحيت مباحث اقتصادي به فعاليتهاي فرهنگي جز دو دادهي خام اوليهاي هستند كه از مشاهدهي برخورد عموم مردم با اين همايش منتج ميشود.
شايد اصلاً نياز به شناسايي و آشنايي با فعاليت چنين اشخاصي در بطن جامعه نيست، كه اين امر ميتواند ريشه در ضعفهاي اقتصادي و چالشهاي ديگر اجتماعي داشته باشد. وقتي عموم مردم در شبانهروز به دنبال فعاليتهاي اقتصادي هستند و ترجيح ميدهند ابتدا بنيانهاي اقتصادي خود را منظم و مستحكم نمايند، فشار اينگونه براي برگزاري چنين همايشهايي توجيهپذير نيست. اگر به راستي به دنبال بهبود شرايط اجتماعي هستيم و ميخواهيم گامهاي اصولي به سوي جامعهاي ايدهآل مبتني بر استفادهي صحيح از دستآوردهاي پيشينيان برداريم، بايستي ابتدا نياز عموم مردم را سنجيده و آنگاه با برنامهريزي دقيقي كه با مشاركت مستقيم مخاطبان و توسط متخصصين صورت ميپذيرد اقدام عملي نمودن آنها نماييم.
مطمئناً شناسايي شخصيت و تفكرات بزرگاني همچون علامهقطبالدينشيرازيكازروني، علامه دواني، امينالدينبلياني، شيخابوالسحاق، ناصرديوانكازروني و دهها و صدها مشاهير ديگري كه چه در قيد حيات هستند و چه از اين دنيا رخت بربستهاند ميتواند نقاط مثبت متعددي را به جامعه انتقال دهد اما در صورتي كه با شيوهاي مناسب و به گروه نيازمند آن منتقل گردد.
از سوي ديگر بايستي هزينههاي برپايي چنين مراسمي با نتايج واقعي حاصل از برگزاري آنها سنجيده شود و در صورتي كه بتوان با صرف همين هزينهها به اولويتهاي بالاتري از نيازهاي عموم مردم پاسخ گفت، مطمئناً صرف هزينه در اين دسته همايشها و كنفرانسها غير قابل توجيه ميباشد.
در پايان لازم به يادآوري است كه برپايي همايش علامهقطبالدينكازرونيشيرازي مطمناً تبعات مثبتي را در پي خواهد داشت. بديهي است چنانچه بتوانيم از اين دستآوردها به عنوان موادي خام براي اجراي فعاليتهاي اجتماعي مناسبتر و مبتني بر نياز عموم مردم استفاده نماييم، از هزينههاي انساني و مالي صرف شده بيشتر بهره گرفتهايم. اما همواره بايستي توجه به اولويتهاي روزمرهي زندگي مردم داشت و بر اساس اين نيازها و با مشاركت خودشان و استفاده از نظرات كارشناسان و متخصصين به اجراي پروژههاي اجتماعي اقدام نماييم.
"مث که یکی بیشیم تا دم کهشور نریم
شون ا شون همد بیدیم پخش و پیلیش هم نکنیم
هیشکی غم ما نداره خودمو غم هم بخوریم
تو یه کوره ی می زنیم چنگ د کیش هم نکنیم" (پزشکیان)
هممون شهرمون رو دوست داریم. می دونم نه به یک اندازه, اما حداقل آرزوی همه ما داشتن شهری پیشرفته است. هم از لحاظ فرهنگ و اقتصاد هم علم و اخلاق... و در یک کلمه سرسبز و آباد. اما شیخ امین الدین خودمان معتقد است "در این دنیا هیچ چیزی با آرزو به دست نمی آید" و می گوید رسیدن به هدف, قدم در راه گذاشتن و تلاش و سختی کشیدن و خسته نشدن هم می خواهد.
به نظرم تعداد کسانی که در آرزو و اندیشه ایجاد تحول تلاشهایی کرده و می کنند هم کم نیستند. البته هرکسی در زمانی و در جایی و تا مدتی. اما سوال اینجاست که چرا این تلاشها تا کنون به جایی که باید نرسیده است. من فکر می کنم یکی از خصلتهای بد ما ایرونی ها و صدالبته همشهری ها ناتوانی در انجام کار جمعی است. همه ما در وزنه برداری و کشتی اولیم اما در فوتبال و والیبال چی؟ و باز می دانم بسیاری از مشکلات ما فراتر از جغرافیای کوچک شهرستان, و مشکلاتی ملی است. اما نمی توان و نباید دست روی دست گذاشت.
می خواهیم در حد توان فضایی داشته باشیم تا هم بعد زمان مانع همفکری و تشریک مساعی ما نشود و هم بعد زمان. یعنی باید بتوانیم چند نسل را زیر این سقف مجازی جا بدهیم(از بچه های خوش فکر پشت کنکوری گرفته تا استادان دانشگاه و زعمای قوم) و فکرمون رو رو هم بریزیم و در ابتدا بینیم اصلا مشکلمان چی هست؟ طرح و برنامه هایی راهم تدوین کنیم, اجرا کردنش _دور از جان _ شاید برای نسل بعد.
پس محور اصلی این وبلاگ گروهی, کازرون است و فعلا با این چهار سرفصل آغاز می کنیم: الف: شناخت و بررسی معایب و مشکلات عمده/ ب. شناخت و بررسی محاسن و توانمندی ها / ج. راهکارها, پیشنهادات, برنامه ها و اهداف درازمدت/ د. اظهار نظر پيرامون مهمترین مسایل جاری شهر (انشاءالله به دور از سیاست بازی و غیره)
برای جهت یابی بهتر هم برخی موضوعات ممکن است به صورت یک اقتراح مطرح بشود. طرح یک سوال و تلاش جمعی برای یافتن پاسخ. برای شروع می خواهیم فهرستی از مشکلات اساسی شهرستان را تهیه کنیم. پس لطفا (با توضیحات کافی و کوتاه) پاسخ دهید:
بزرگترین مشکل کازرون چیست؟